تعیین سطح
بلاگ
مرکز راهنما
درباره ما
قوانین

3000 لغات پرکاربرد انگلیسی با معنی و تلفظ

نویسنده

کیوان کاری

23 مهر 1405

20 دقیقه مطالعه

برای یادگیری انگلیسی لازم نیست از همان ابتدا سراغ لغات دشوار و کتاب‌های قطور بروید. بخش مهمی از مکالمه‌های روزمره با کلماتی شکل می‌گیرند که در خانه، محل کار، خرید، سفر و گفتگو با دیگران بارها می‌شنوید. اگر این واژه‌ها را همراه با تلفظ و معنی یاد بگیرید، درک فیلم‌ها و مکالمه‌ها آسان‌تر می‌شود و برای جمله‌سازی هم دستتان باز خواهد بود.

در این راهنما از فانگلیش، لغات پرکاربرد انگلیسی را به‌جای فهرست کردن به ترتیب الفبا، بر اساس موضوع دسته‌بندی کردیم. این روش کمک می‌کند کلمات مرتبط را کنار هم یاد بگیرید و هنگام صحبت کردن، سریع‌تر به واژه موردنیازتان برسید.

لغات پرکاربرد زبان انگلیسی در مکالمه روزمره

این کلمات برای شروع گفتگو، پاسخ دادن به دیگران و بیان منظور در موقعیت‌های معمولی کاربرد دارند.

لغت

تلفظ

معنی

Hello

هِلو

سلام

Hi

های

سلام

Goodbye

گودبای

خداحافظ

Please

پلیز

لطفا

Thanks

ثَنکس

ممنون

Sorry

ساری

متاسفم، ببخشید

Welcome

وِلکِم

خوش آمدید

Yes

یِس

بله

No

نو

نه

Okay

اوکِی

باشه

Sure

شور

حتما، مطمئن

Maybe

مِیبی

شاید

Really

ریِلی

واقعا

Exactly

اِگزَکتلی

دقیقا

Of course

آو کورس

البته

Excuse me

اِکسکیوز می

ببخشید

Great

گِریت

عالی

Fine

فاین

خوب

Wait

وِیت

صبر کردن

Again

اَگِن

دوباره

کلمات پرکاربرد انگلیسی درباره خانواده و روابط

واژه‌های این بخش هنگام معرفی اعضای خانواده، صحبت درباره دوستان و توضیح رابطه با دیگران به کار می‌روند.

لغت

تلفظ

معنی

Family

فَمِلی

خانواده

Mother

مادِر

مادر

Father

فادِر

پدر

Parent

پِرِنت

والد

Sister

سیستِر

خواهر

Brother

برادِر

برادر

Daughter

داتِر

دختر

Son

سان

پسر

Child

چایلد

کودک، فرزند

Children

چیلدرِن

کودکان، فرزندان

Husband

هازبِند

شوهر

Wife

وایف

همسر زن

Grandmother

گرَندمادِر

مادربزرگ

Grandfather

گرَندفادِر

پدربزرگ

Aunt

اَنت

عمه، خاله

Uncle

آنکِل

عمو، دایی

Cousin

کازِن

فرزند عمو، عمه، خاله یا دایی

Friend

فرِند

دوست

Neighbor

نِیبِر

همسایه

Guest

گِست

مهمان

لغات پرکاربرد انگلیسی درباره غذا و نوشیدنی

یادگیری واژه‌های مربوط به غذا به شما کمک می‌کند مواد غذایی را بشناسید، سفارش رستوران بدهید و درباره وعده‌های غذایی صحبت کنید.

لغت

تلفظ

معنی

Food

فود

غذا

Water

واتِر

آب

Bread

بِرِد

نان

Rice

رایس

برنج

Meat

میت

گوشت

Chicken

چیکِن

مرغ

Fish

فیش

ماهی

Egg

اِگ

تخم‌مرغ

Milk

میلک

شیر

Cheese

چیز

پنیر

Butter

باتِر

کره

Fruit

فروت

میوه

Vegetable

وِجتِبِل

سبزی، صیفی‌جات

Apple

اَپِل

سیب

Banana

بِنَنَ

موز

Orange

آرِنج

پرتقال

Potato

پِتِیتو

سیب‌زمینی

Tomato

تِمِیتو

گوجه‌فرنگی

Sugar

شوگِر

شکر

Salt

سالت

نمک

Pepper

پِپِر

فلفل

Breakfast

برِکفِست

صبحانه

Lunch

لانچ

ناهار

Dinner

دینِر

شام

Snack

اِسنَک

میان‌وعده

Coffee

کافی

قهوه

Tea

تی

چای

Juice

جوس

آب‌میوه

Hungry

هانگری

گرسنه

Thirsty

ثِرستی

تشنه

کلمات پرکاربرد انگلیسی درباره خانه و وسایل منزل

این واژه‌ها برای توصیف محل زندگی، آدرس دادن به وسایل و صحبت درباره کارهای خانه ضروری هستند.

لغت

تلفظ

معنی

House

هاوس

خانه

Home

هوم

منزل

Room

روم

اتاق

Bedroom

بِدروم

اتاق خواب

Kitchen

کیچِن

آشپزخانه

Bathroom

بَث‌روم

حمام، دستشویی

Living room

لیوینگ روم

اتاق نشیمن

Door

دور

در

Window

ویندو

پنجره

Wall

وال

دیوار

Floor

فلور

کف، طبقه

Ceiling

سیلینگ

سقف داخلی

Roof

روف

بام

Table

تِیبِل

میز

Chair

چِر

صندلی

Bed

بِد

تخت

Pillow

پیلو

بالش

Blanket

بِلَنکِت

پتو

Mirror

میرِر

آینه

Lamp

لَمپ

چراغ

Key

کی

کلید

Lock

لاک

قفل

Sofa

سوفا

مبل

Refrigerator

ریفریجِرِیتِر

یخچال

Washing machine

واشینگ مَشین

ماشین لباس‌شویی

لغات پراستفاده انگلیسی درباره اعضای بدن

این کلمات در گفتگوهای روزمره، توصیف ظاهر و بیان درد یا ناراحتی جسمی استفاده می‌شوند.

لغت

تلفظ

معنی

Body

بادی

بدن

Head

هِد

سر

Hair

هِر

مو

Face

فِیس

صورت

Eye

آی

چشم

Ear

ایر

گوش

Nose

نوز

بینی

Mouth

ماوث

دهان

Tooth

توث

دندان

Teeth

تیث

دندان‌ها

Tongue

تانگ

زبان

Neck

نِک

گردن

Shoulder

شولدِر

شانه

Arm

آرم

بازو

Hand

هَند

دست

Finger

فینگِر

انگشت دست

Chest

چِست

قفسه سینه

Back

بَک

پشت، کمر

Stomach

اِستامَک

معده، شکم

Leg

لِگ

پا

Knee

نی

زانو

Foot

فوت

کف پا

Feet

فیت

پاها

Heart

هارت

قلب

Skin

اِسکین

پوست

کلمات پرکاربرد انگلیسی درباره احساسات و حالات روحی

با این واژه‌ها می‌توانید احساس خود را روشن‌تر بیان کنید و درباره حال دیگران صحبت کنید.

لغت

تلفظ

معنی

Happy

هَپی

خوشحال

Sad

سَد

ناراحت

Angry

اَنگری

عصبانی

Afraid

اَفرِید

ترسیده

Scared

اِسکِرد

هراسان

Excited

اِکسایتِد

هیجان‌زده

Nervous

نِروِس

مضطرب

Worried

وِرید

نگران

Tired

تایِرد

خسته

Bored

بورد

بی‌حوصله

Relaxed

ریلَکست

آرام

Calm

کام

خونسرد، آرام

Surprised

سِرپرایزد

متعجب

Confused

کِنفیوزد

سردرگم

Lonely

لونلی

تنها

Proud

پرَود

سربلند، مفتخر

Shy

شای

خجالتی

Kind

کایند

مهربان

Jealous

جِلِس

حسود

Hopeful

هوپفول

امیدوار

Disappointed

دیسَپوینتِد

ناامید، دلخور

Comfortable

کامفِرتِبِل

راحت

Uncomfortable

آنکامفِرتِبِل

ناراحت، معذب

Love

لاو

عشق، دوست‌داشتن

Hate

هِیت

نفرت، متنفر بودن

لغات پرکاربرد انگلیسی درباره زمان و تاریخ

این کلمات برای قرارگذاشتن، برنامه‌ریزی، تعریف خاطرات و صحبت درباره گذشته و آینده به کار می‌روند.

لغت

تلفظ

معنی

Time

تایم

زمان

Day

دِی

روز

Week

ویک

هفته

Month

مانث

ماه

Year

ییر

سال

Today

تودِی

امروز

Tomorrow

تِمارو

فردا

Yesterday

یِستِردِی

دیروز

Morning

مورنینگ

صبح

Afternoon

اَفتِرنون

بعدازظهر

Evening

ایونینگ

عصر

Night

نایت

شب

Hour

آوِر

ساعت

Minute

مینیت

دقیقه

Second

سِکِند

ثانیه

Early

اِرلی

زود

Late

لِیت

دیر

Now

ناو

اکنون

Soon

سون

به‌زودی

Later

لِیتِر

بعدا

Always

آل‌وِیز

همیشه

Usually

یوژوئلی

معمولا

Sometimes

سام‌تایمز

گاهی

Never

نِوِر

هرگز

Weekend

ویک‌اِند

آخر هفته

کلمات پرکاربرد انگلیسی درباره رنگ ها و ظاهر

این گروه از واژه‌ها هنگام خرید لباس، توصیف اشیا و صحبت درباره شکل و اندازه کاربرد دارند.

لغت

تلفظ

معنی

Color

کالِر

رنگ

Red

رِد

قرمز

Blue

بلو

آبی

Green

گرین

سبز

Yellow

یِلو

زرد

Black

بِلَک

سیاه

White

وایت

سفید

Gray

گِرِی

خاکستری

Brown

براون

قهوه‌ای

Pink

پینک

صورتی

Purple

پِرپِل

بنفش

Orange

آرِنج

نارنجی

Light

لایت

روشن

Dark

دارک

تیره

Big

بیگ

بزرگ

Small

اِسمال

کوچک

Tall

تال

بلندقد

Short

شورت

کوتاه

Long

لانگ

بلند، طولانی

Wide

واید

پهن

Narrow

نَرو

باریک

Thick

ثیک

ضخیم

Thin

ثین

نازک، لاغر

Beautiful

بیوتیفول

زیبا

Ugly

آگلی

زشت

لغات پراستفاده انگلیسی درباره خرید و پول

اگر قصد خرید، پرسیدن قیمت، پرداخت یا مقایسه کالاها را دارید، واژه‌های زیر بسیار به کارتان می‌آیند.

لغت

تلفظ

معنی

Money

مانی

پول

Price

پرایس

قیمت

Cost

کاست

هزینه داشتن، هزینه

Cash

کَش

پول نقد

Card

کارد

کارت

Wallet

والِت

کیف پول

Shop

شاپ

مغازه، خرید کردن

Store

اِستور

فروشگاه

Market

مارکِت

بازار

Customer

کاستِمِر

مشتری

Seller

سِلِر

فروشنده

Buy

بای

خریدن

Sell

سِل

فروختن

Pay

پِی

پرداخت کردن

Spend

اِسپِند

خرج کردن

Save

سِیو

پس‌انداز کردن

Cheap

چیپ

ارزان

Expensive

اِکسپِنسیو

گران

Discount

دیسکاونت

تخفیف

Sale

سِیل

حراج، فروش

Receipt

ریسیت

رسید خرید

Change

چِینج

پول خرد، باقی‌پول

Size

سایز

اندازه

Available

اَوِیلِبِل

موجود، در دسترس

Refund

ریفاند

بازپرداخت وجه

پرکاربرد ترین لغات انگلیسی درباره سفر و حمل و نقل

این واژه‌ها در جملات و مکالمات روزمره انگلیسی در سفر، فرودگاه، هتل، ایستگاه و مسیرهای شهری به شما کمک می‌کنند راحت‌تر منظور خود را بیان کنید.

لغت

تلفظ

معنی

Travel

تِرَوِل

سفر کردن

Trip

تریپ

سفر

Journey

جِرنی

سفر، مسیر

Ticket

تیکِت

بلیت

Passport

پَسپورت

گذرنامه

Visa

ویزا

روادید

Airport

اِرپورت

فرودگاه

Airplane

اِرپلِین

هواپیما

Flight

فلایت

پرواز

Train

تِرِین

قطار

Bus

باس

اتوبوس

Taxi

تَکسی

تاکسی

Car

کار

خودرو

Bicycle

بایسیکِل

دوچرخه

Motorcycle

موتِرسایکِل

موتورسیکلت

Station

اِستِیشن

ایستگاه

Hotel

هوتِل

هتل

Reservation

رِزِروِیشن

رزرو

Luggage

لاگِج

بار و چمدان

Suitcase

سوت‌کِیس

چمدان

Map

مَپ

نقشه

Direction

دایرِکشن

مسیر، جهت

Arrival

اَرایوِل

ورود

Departure

دیپارچِر

حرکت، خروج

Destination

دِستینِیشن

مقصد

پراستفاده ترین لغات انگلیسی درباره مدرسه و تحصیل

این کلمات برای صحبت با معلم، معرفی رشته تحصیلی، شرکت در کلاس و انجام تکالیف ضروری هستند.

لغت

تلفظ

معنی

School

اِسکول

مدرسه

University

یونی‌وِرسیتی

دانشگاه

Student

اِستیودِنت

دانش‌آموز، دانشجو

Teacher

تیچِر

معلم

Professor

پِرُفِسِر

استاد دانشگاه

Class

کِلَس

کلاس

Lesson

لِسِن

درس

Subject

سابجِکت

موضوع، درس

Book

بوک

کتاب

Notebook

نوت‌بوک

دفتر

Pen

پِن

خودکار

Pencil

پِنسِل

مداد

Paper

پِیپِر

کاغذ

Exam

اِگزَم

امتحان

Test

تِست

آزمون

Question

کوئسچِن

سوال

Answer

اَنسِر

پاسخ

Homework

هوم‌وِرک

تکلیف خانه

Assignment

اَساینمِنت

تکلیف، پروژه درسی

Grade

گِرِید

نمره، پایه تحصیلی

Learn

لِرن

یادگرفتن

Teach

تیچ

آموزش دادن

Study

اِستادی

درس‌خواندن، مطالعه

Understand

آندِراِستَند

فهمیدن

Remember

ریمِمبِر

به یاد آوردن

کلمات پرکاربرد انگلیسی درباره کار و شغل

این گروه برای معرفی شغل، صحبت در جلسه، نوشتن رزومه و ارتباط با همکاران کاربرد دارد.

لغت

تلفظ

معنی

Job

جاب

شغل

Work

وِرک

کار

Career

کِریِر

مسیر شغلی

Office

آفیس

دفتر کار

Company

کامپِنی

شرکت

Business

بیزنِس

کسب‌وکار

Employee

اِمپلوئی

کارمند

Employer

اِمپلوئِر

کارفرما

Manager

مَنِجِر

مدیر

Boss

باس

رئیس

Colleague

کالِیگ

همکار

Team

تیم

گروه کاری

Meeting

میتینگ

جلسه

Project

پراجِکت

پروژه

Task

تَسک

وظیفه

Goal

گول

هدف

Plan

پِلَن

برنامه

Report

ریپورت

گزارش

Salary

سَلِری

حقوق

Income

اینکام

درآمد

Interview

اینتِرویو

مصاحبه

Resume

رِزومِی

رزومه

Skill

اِسکیل

مهارت

Experience

اِکسپیریِنس

تجربه

Deadline

دِدلاین

مهلت نهایی

لغات پرکاربرد انگلیسی درباره فعل های روزمره

فعل‌ها بخش اصلی جمله را می‌سازند. یادگیری این واژه‌ها به شما کمک می‌کند درباره کارهایی که انجام می‌دهید، خواسته‌ها و برنامه‌هایتان صحبت کنید.

لغت

تلفظ

معنی

Be

بی

بودن

Have

هَو

داشتن

Do

دو

انجام دادن

Make

مِیک

ساختن، درست کردن

Go

گو

رفتن

Come

کام

آمدن

Get

گِت

گرفتن، به دست آوردن

Give

گیو

دادن

Take

تِیک

گرفتن، برداشتن

Bring

برینگ

آوردن

Put

پوت

گذاشتن

Keep

کیپ

نگه‌داشتن

Find

فایند

پیدا کردن

Look

لوک

نگاه کردن

See

سی

دیدن

Watch

واچ

تماشا کردن

Hear

هیر

شنیدن

Listen

لیسِن

گوش دادن

Speak

اِسپیک

صحبت کردن

Say

سِی

گفتن

Tell

تِل

گفتن، تعریف کردن

Ask

اَسک

پرسیدن، درخواست کردن

Answer

اَنسِر

پاسخ دادن

Know

نو

دانستن

Think

ثینک

فکر کردن

Want

وانت

خواستن

Need

نید

نیاز داشتن

Like

لایک

دوست داشتن

Love

لاو

دوست داشتن، عاشق بودن

Use

یوز

استفاده کردن

لغات پراستفاده انگلیسی درباره صفت ها و ویژگی ها

صفت‌ها کمک می‌کنند درباره اشخاص، اشیا، مکان‌ها و کیفیت تجربه‌ها توضیح دقیق‌تری بدهید.

لغت

تلفظ

معنی

Good

گود

خوب

Bad

بَد

بد

Better

بِتِر

بهتر

Best

بِست

بهترین

Important

ایمپورتِنت

مهم

Easy

ایزی

آسان

Difficult

دیفیکِلت

دشوار

Hard

هارد

سخت

Simple

سیمپِل

ساده

Different

دیفِرِنت

متفاوت

Same

سِیم

یکسان

New

نیو

جدید

Old

اولد

قدیمی، پیر

Young

یانگ

جوان

Fast

فَست

سریع

Slow

اِسلو

آهسته

Strong

اِسترانگ

قوی

Weak

ویک

ضعیف

Rich

ریچ

ثروتمند

Poor

پور

فقیر

Clean

کلین

تمیز

Dirty

دِرتی

کثیف

Full

فول

پر

Empty

اِمپتی

خالی

Possible

پاسِبِل

ممکن

Ready

رِدی

آماده

Busy

بیزی

مشغول

Free

فری

آزاد، رایگان

Safe

سِیف

امن

Dangerous

دِینجِرِس

خطرناک

کلمات پرکاربرد انگلیسی درباره مکان ها و شهر

این واژه‌ها برای آدرس‌پرسیدن، معرفی محل زندگی و پیدا کردن امکانات شهری به کار می‌روند.

لغت

تلفظ

معنی

City

سیتی

شهر

Town

تاون

شهر کوچک

Village

ویلِج

روستا

Country

کانتری

کشور

Street

اِستریت

خیابان

Road

رود

جاده

Avenue

اَوِنیو

خیابان عریض

Square

اِسکوِر

میدان

Park

پارک

پارک

Garden

گاردِن

باغ

Hospital

هاسپیتِل

بیمارستان

Pharmacy

فارمِسی

داروخانه

Bank

بَنک

بانک

Library

لایبرِری

کتابخانه

Museum

میوزیِم

موزه

Restaurant

رِستِرانت

رستوران

Cafe

کَفِی

کافه

Supermarket

سوپِرمارکِت

فروشگاه بزرگ

Bakery

بِیکِری

نانوایی

Police station

پِلیس اِستِیشن

کلانتری

Post office

پوست آفیس

اداره پست

Bridge

بریج

پل

Building

بیلدینگ

ساختمان

Entrance

اِنترِنس

ورودی

Exit

اِگزیت

خروجی

پرکاربرد ترین لغات انگلیسی درباره آب‌ و هوا و طبیعت

اگر درباره فصل‌ها، پیش‌بینی هوا یا محیط اطراف صحبت می‌کنید، این واژه‌ها از پرکاربردترین کلمات هستند.

لغت

تلفظ

معنی

Weather

وِذِر

آب‌وهوا

Sun

سان

خورشید

Sunny

سانی

آفتابی

Rain

رِین

باران

Rainy

رِینی

بارانی

Snow

اِسنو

برف

Snowy

اِسنوی

برفی

Wind

ویند

باد

Windy

ویندی

بادی

Cloud

کلاود

ابر

Cloudy

کلاودی

ابری

Storm

اِستورم

طوفان

Thunder

ثاندِر

رعد

Lightning

لایتنینگ

برق آسمان

Hot

هات

گرم

Cold

کولد

سرد

Warm

وُرم

ملایم، گرم

Cool

کول

خنک

Temperature

تِمپِرِچِر

دما

Season

سیزِن

فصل

Spring

اِسپرینگ

بهار

Summer

سامِر

تابستان

Autumn

آتِم

پاییز

Winter

وینتِر

زمستان

Nature

نِیچِر

طبیعت

لغات پرکاربرد انگلیسی درباره ورزش و سرگرمی

این واژه‌ها برای صحبت درباره فعالیت‌های اوقات فراغت، علایق و مسابقات ورزشی مفید هستند.

لغت

تلفظ

معنی

Sport

اِسپورت

ورزش

Game

گِیم

بازی

Football

فوتبال

فوتبال

Basketball

بَسکِتبال

بسکتبال

Volleyball

والیبال

والیبال

Tennis

تِنِس

تنیس

Swimming

اِسویمینگ

شنا

Running

رانینگ

دویدن

Walking

واکینگ

پیاده‌روی

Exercise

اِکسِرسایز

ورزش، تمرین

Gym

جیم

باشگاه ورزشی

Player

پِلِیِر

بازیکن

Coach

کوچ

مربی

Team

تیم

تیم

Match

مَچ

مسابقه

Win

وین

بردن

Lose

لوز

باختن

Draw

درا

مساوی شدن

Score

اِسکور

امتیاز، نتیجه

Music

میوزیک

موسیقی

Movie

مووی

فیلم

Film

فیلم

فیلم سینمایی

Song

سانگ

ترانه

Dance

دَنس

رقص

Hobby

هابی

سرگرمی موردعلاقه

کلمات پرکاربرد انگلیسی درباره تکنولوژی و اینترنت

این واژه‌ها در کار با موبایل، کامپیوتر، شبکه‌های اجتماعی و ارتباطات آنلاین زیاد دیده می‌شوند.

لغت

تلفظ

معنی

Computer

کِمپیوتِر

رایانه

Laptop

لَپ‌تاپ

لپ‌تاپ

Phone

فون

تلفن

Smartphone

اِسمارت‌فون

گوشی هوشمند

Screen

اِسکرین

صفحه نمایش

Keyboard

کیبورد

صفحه‌کلید

Mouse

ماوس

ماوس

Internet

اینتِرنِت

اینترنت

Website

وِبسایت

وب‌سایت

Browser

براوزِر

مرورگر

Search

سِرچ

جست‌وجو کردن

Download

داون‌لود

دانلود کردن

Upload

آپ‌لود

بارگذاری کردن

File

فایل

پرونده، فایل

Folder

فولدِر

پوشه

Password

پَسوِرد

رمز عبور

Account

اَکاونت

حساب کاربری

Email

ایمِیل

ایمیل

Message

مِسِج

پیام

Call

کال

تماس گرفتن

Video

ویدیو

ویدیو

Camera

کَمِرا

دوربین

Photo

فوتو

عکس

App

اَپ

برنامه کاربردی

Software

سافت‌وِر

نرم‌افزار

لغات پرکاربرد انگلیسی درباره سلامتی و درمان

این کلمات برای توصیف علائم، صحبت با پزشک و فهمیدن توصیه‌های عمومی مربوط به سلامت کاربرد دارند.

لغت

تلفظ

معنی

Health

هِلث

سلامتی

Healthy

هِلثی

سالم

Sick

سیک

بیمار

Ill

ایل

بیمار

Pain

پِین

درد

Headache

هِدِیک

سردرد

Fever

فیوِر

تب

Cough

کاف

سرفه

Cold

کولد

سرماخوردگی، سرد

Flu

فلو

آنفلوآنزا

Medicine

مِدیسِن

دارو

Doctor

داکتِر

پزشک

Nurse

نِرس

پرستار

Patient

پِیشِنت

بیمار

Clinic

کلینیک

درمانگاه

Appointment

اَپوینت‌مِنت

وقت ملاقات

Treatment

تریت‌مِنت

درمان

Rest

رِست

استراحت

Sleep

اِسلیپ

خوابیدن

Breathe

بریذ

نفس کشیدن

Blood

بلاد

خون

Bone

بون

استخوان

Muscle

ماسِل

عضله

Allergy

اَلِرجی

حساسیت

Emergency

ایمِرجِنسی

وضعیت اضطراری

کلمات پراستفاده انگلیسی درباره جهت ها و موقعیت مکانی

این کلمات برای توضیح جای اشیا، آدرس‌دادن و فهمیدن مسیرها به کار می‌روند.

لغت

تلفظ

معنی

Here

هیر

اینجا

There

ذِر

آنجا

Where

وِر

کجا

Inside

اینساید

داخل

Outside

آوتساید

بیرون

Above

اَباو

بالای

Below

بِلو

پایین‌تر از

Under

آندِر

زیر

Over

اووِر

بالای، روی

Behind

بیهایند

پشت

In front of

این فرانت آو

جلوی

Between

بیتوین

بین دو چیز

Among

اَمانگ

در میان چند چیز

Near

نیر

نزدیک

Far

فار

دور

Left

لِفت

چپ

Right

رایت

راست

Straight

اِستریت

مستقیم

North

نورث

شمال

South

ساوث

جنوب

East

ایست

شرق

West

وِست

غرب

Up

آپ

بالا

Down

داون

پایین

Across

اَکراس

آن‌طرف، از عرض

لغات پرکاربرد انگلیسی درباره اعداد و مقدار

واژه‌های این بخش برای شمردن، خرید، اندازه‌گیری و صحبت درباره تعداد یا میزان چیزی استفاده می‌شوند.

لغت

تلفظ

معنی

Number

نامبِر

عدد، شماره

One

وان

یک

Two

تو

دو

Three

ثری

سه

Four

فور

چهار

Five

فایو

پنج

Six

سیکس

شش

Seven

سِوِن

هفت

Eight

اِیت

هشت

Nine

ناین

نه

Ten

تِن

ده

Hundred

هاندرد

صد

Thousand

ثاوزِند

هزار

Million

میلیِن

میلیون

First

فِرست

اول

Second

سِکِند

دوم

Third

ثِرد

سوم

Half

هَف

نصف

Quarter

کوارتِر

یک‌چهارم

Many

مِنی

تعداد زیاد

Much

ماچ

مقدار زیاد

Few

فیو

تعداد کم

Little

لیتِل

مقدار کم

Enough

ایناف

کافی

More

مور

بیشتر

کلمات پرکاربرد انگلیسی درباره ارتباط و گفتگو

این واژه‌ها به شما کمک می‌کنند نظر بدهید، توضیح بخواهید و در گفتگوها ارتباط روشن‌تری برقرار کنید.

لغت

تلفظ

معنی

Talk

تاک

صحبت کردن

Discuss

دیسکاس

بحث کردن

Explain

اِکسپلِین

توضیح دادن

Describe

دیسکرایب

توصیف کردن

Mention

مِنشِن

اشاره کردن

Repeat

ریپیت

تکرار کردن

Mean

مین

منظور داشتن، معنی دادن

Agree

اَگری

موافقت کردن

Disagree

دیسَگری

مخالفت کردن

Suggest

سَجِست

پیشنهاد دادن

Recommend

رِکِمِند

توصیه کردن

Promise

پرامیس

قول دادن

Invite

اینوایت

دعوت کردن

Thank

ثَنک

تشکر کردن

Apologize

اَپالِجایز

عذرخواهی کردن

Reply

ریپلای

پاسخ دادن

Respond

ریسپاند

واکنش نشان دادن، پاسخ دادن

Share

شِر

به اشتراک گذاشتن

Introduce

اینترِدیوس

معرفی کردن

Pronounce

پرِناونس

تلفظ کردن

Translate

ترَنزلیت

ترجمه کردن

Argue

آرگیو

بحث یا مشاجره کردن

Whisper

ویسپِر

پچ‌پچ کردن

Shout

شائوت

فریاد زدن

لغات پرکاربرد انگلیسی درباره افعال ذهنی و تصمیم گیری

این گروه از فعل‌ها در بیان فکر، شناخت، انتخاب و حل مسئله کاربرد زیادی دارند.

لغت

تلفظ

معنی

Believe

بیلیو

باور داشتن

Understand

آندِراِستَند

درک کردن

Remember

ریمِمبِر

به یاد آوردن

Forget

فِرگِت

فراموش کردن

Learn

لِرن

یاد گرفتن

Realize

ریِلایز

متوجه شدن

Recognize

رِکِگنایز

تشخیص دادن

Imagine

ایمَجین

تصور کردن

Decide

دیساید

تصمیم گرفتن

Choose

چوز

انتخاب کردن

Compare

کِمپِر

مقایسه کردن

Consider

کِنسیدِر

در نظر گرفتن

Expect

اِکسپِکت

انتظار داشتن

Guess

گِس

حدس زدن

Notice

نوتیس

متوجه شدن

Prefer

پریفِر

ترجیح دادن

Hope

هوپ

امیدوار بودن

Doubt

داوت

شک داشتن

Solve

سالو

حل کردن

Check

چِک

بررسی کردن

Plan

پِلَن

برنامه‌ریزی کردن

Wonder

واندِر

کنجکاو بودن، با خود فکر کردن

Focus

فوکِس

تمرکز کردن

Analyze

اَنِلایز

تحلیل کردن

لغات پراستفاده انگلیسی درباره حروف اضافه و ارتباط میان کلمات

حروف اضافه و کلمات پیونددهنده در بیشتر جمله‌های انگلیسی حضور دارند. یادگیری آنها به درک ساختار جمله و بیان رابطه زمان، مکان و علت کمک می‌کند.

لغت

تلفظ

معنی

In

این

در، داخل

On

آن

روی

At

اَت

در، نزد

By

بای

به‌وسیله، کنار

For

فور

برای

From

فرام

از

To

تو

به، برای

With

ویذ

با

Without

ویذاوت

بدون

About

اَباوت

درباره

Of

آو

از، متعلق به

Under

آندِر

زیر

Over

اووِر

بالای، بیش از

Before

بیفور

قبل از

After

اَفتِر

بعد از

During

دورینگ

در طول

Between

بیتوین

بین

Through

ثرو

از میان، از طریق

Because

بیکاز

زیرا

Although

آلدُو

اگرچه

However

هاوِوِر

با این حال

Therefore

ذِرفور

بنابراین

While

وایل

درحالی‌که، در طول زمانی که

If

ایف

اگر

Unless

آنلِس

مگر اینکه

کلمات پرکاربرد انگلیسی درباره زندگی روزمره و کارهای شخصی

این واژه‌ها برای تعریف کردن برنامه روزانه، صحبت درباره عادت‌ها و توضیح کارهایی که در طول روز انجام می‌دهید، مفید هستند.

لغت

تلفظ

معنی

Wake

وِیک

بیدار شدن

Get up

گِت آپ

از خواب بلند شدن

Wash

واش

شستن

Brush

براش

مسواک زدن، برس کشیدن

Shower

شاوِر

دوش گرفتن

Dress

دِرِس

لباس پوشیدن

Wear

وِر

پوشیدن

Eat

ایت

خوردن

Drink

درینک

نوشیدن

Cook

کوک

آشپزی کردن

Clean

کلین

تمیز کردن

Sweep

اِسویپ

جارو کردن

Wash up

واش آپ

ظرف شستن

Work

وِرک

کار کردن

Drive

درایو

رانندگی کردن

Walk

واک

راه رفتن

Rest

رِست

استراحت کردن

Relax

ریلَکس

آرام گرفتن

Sleep

اِسلیپ

خوابیدن

Leave

لیو

ترک کردن

Arrive

اَرایو

رسیدن

Return

ریتِرن

برگشتن

Start

اِستارت

شروع کردن

Finish

فینیش

تمام کردن

Prepare

پریپِر

آماده کردن

لغات پرکاربرد انگلیسی درباره پوشاک و مد

این کلمات هنگام خرید لباس، توصیف استایل و صحبت درباره اندازه یا جنس پوشاک به کار می‌روند.

لغت

تلفظ

معنی

Clothes

کلوز

لباس

Clothing

کلوذینگ

پوشاک

Shirt

شِرت

پیراهن

T-shirt

تی‌شرت

تی‌شرت

Trousers

تراوزِرز

شلوار

Pants

پَنتس

شلوار

Jeans

جینز

شلوار جین

Dress

دِرِس

پیراهن زنانه

Skirt

اِسکِرت

دامن

Jacket

جَکِت

کت، ژاکت

Coat

کوت

پالتو

Sweater

اِسوِتِر

پلیور

Suit

سوت

کت‌وشلوار

Shoes

شوز

کفش

Boots

بوتس

چکمه

Socks

ساکس

جوراب

Hat

هَت

کلاه

Cap

کَپ

کلاه لبه‌دار

Belt

بِلت

کمربند

Tie

تای

کراوات

Pocket

پاکِت

جیب

Button

باتِن

دکمه

Cotton

کاتِن

پنبه

Leather

لِذِر

چرم

Fashion

فَشِن

مد

لغات پرکاربرد زبان انگلیسی درباره حیوانات

این واژه‌ها در مکالمه‌های روزمره، توصیف طبیعت و صحبت درباره حیوانات خانگی و حیات‌وحش کاربرد دارند.

لغت

تلفظ

معنی

Animal

اَنیمِل

حیوان

Dog

داگ

سگ

Cat

کَت

گربه

Bird

بِرد

پرنده

Fish

فیش

ماهی

Horse

هورس

اسب

Cow

کاو

گاو

Sheep

شیپ

گوسفند

Goat

گوت

بز

Chicken

چیکِن

مرغ

Duck

داک

اردک

Rabbit

رَبیت

خرگوش

Mouse

ماوس

موش

Lion

لایِن

شیر

Tiger

تایگِر

ببر

Elephant

اِلِفِنت

فیل

Monkey

مانکی

میمون

Bear

بِر

خرس

Wolf

وولف

گرگ

Fox

فاکس

روباه

Deer

دیر

گوزن

Snake

اِسنِیک

مار

Turtle

تِرتِل

لاک‌پشت

Butterfly

باتِرفلای

پروانه

Bee

بی

زنبور

لغات پرکاربرد انگلیسی درباره ویژگی های شخصیتی

با این واژه‌ها می‌توانید درباره رفتار، اخلاق و ویژگی‌های افراد توضیح بدهید.

لغت

تلفظ

معنی

Friendly

فرِندلی

خوش‌برخورد

Honest

آنِست

صادق

Polite

پِلایت

مودب

Rude

رود

بی‌ادب

Patient

پِیشِنت

صبور

Impatient

ایمپِیشِنت

کم‌حوصله

Generous

جِنِرِس

بخشنده

Selfish

سِلفیش

خودخواه

Brave

بِرِیو

شجاع

Careful

کِرفول

محتاط

Careless

کِرلِس

بی‌دقت

Clever

کِلِوِر

باهوش

Smart

اِسمارت

زرنگ، باهوش

Intelligent

اینتِلِجِنت

باهوش

Creative

کری‌اِیتیو

خلاق

Serious

سیریِس

جدی

Funny

فانی

بامزه

Quiet

کوایِت

کم‌حرف، آرام

Talkative

تاکِتیو

پرحرف

Reliable

ریلایِبِل

قابل اعتماد

Responsible

ریسپانسیبِل

مسئولیت‌پذیر

Lazy

لِیزی

تنبل

Active

اَکتیو

فعال

Ambitious

اَمبیشِس

بلندپرواز

Confident

کانفیدِنت

بااعتمادبه‌نفس

کلمات پرکاربرد انگلیسی درباره مشکلات و راه حل ها

این واژه‌ها برای توضیح مشکل، درخواست کمک و صحبت درباره راه‌های برطرف کردن موانع کاربرد دارند.

لغت

تلفظ

معنی

Problem

پرابْلِم

مشکل

Issue

ایشو

مسئله

Trouble

ترابِل

دردسر

Mistake

میستِیک

اشتباه

Error

اِرِر

خطا

Accident

اَکسیدِنت

حادثه

Damage

دَمِج

خسارت

Risk

ریسک

خطر احتمالی

Danger

دِینجِر

خطر

Reason

ریزِن

دلیل

Cause

کاز

علت

Effect

ایفِکت

اثر

Result

ریزالت

نتیجه

Solution

سِلوشِن

راه‌حل

Answer

اَنسِر

پاسخ

Help

هِلپ

کمک

Support

ساپورت

پشتیبانی

Improve

ایمپروو

بهتر کردن

Fix

فیکس

تعمیر کردن، برطرف کردن

Repair

ریپِر

تعمیر کردن

Prevent

پریوِنت

جلوگیری کردن

Avoid

اَوُید

دوری کردن، اجتناب کردن

Manage

مَنِج

مدیریت کردن

Deal with

دیل ویذ

رسیدگی کردن به

Solve

سالو

حل کردن

لغات پراستفاده انگلیسی درباره موفقیت و پیشرفت

این واژه‌ها در گفتگوهای مربوط به اهداف، یادگیری، کار و پیشرفت فردی زیاد استفاده می‌شوند.

لغت

تلفظ

معنی

Success

سَکسِس

موفقیت

Successful

سَکسِسفول

موفق

Failure

فِیلیِر

شکست

Progress

پراگرِس

پیشرفت

Achievement

اَچیوومِنت

دستاورد

Opportunity

آپِرتیونِتی

فرصت

Challenge

چَلِنج

چالش

Effort

اِفِرت

تلاش

Hard work

هارد وِرک

سخت‌کوشی

Motivation

موتیوِیشن

انگیزه

Confidence

کانفیدِنس

اعتمادبه‌نفس

Courage

کِرِج

شجاعت

Patience

پِیشِنس

صبر

Practice

پرَکتیس

تمرین

Habit

هَبیت

عادت

Growth

گروث

رشد

Develop

دیوِلِپ

توسعه دادن

Achieve

اَچیو

به دست آوردن

Succeed

سَکسید

موفق شدن

Fail

فِیل

شکست خوردن

Continue

کِنتینیو

ادامه دادن

Try

ترای

تلاش کردن

Win

وین

برنده شدن

Advance

اَدوَنس

پیشرفت کردن

Create

کری‌اِیت

خلق کردن

بیشتر بخوانید: اصطلاحات انگلیسی که نباید تحت اللفظی ترجمه شوند

چگونه ۳۰۰۰ لغت انگلیسی را بهتر یاد بگیریم؟

حفظ‌ کردن فهرستی طولانی از واژه‌ها به‌تنهایی کافی نیست. برای اینکه لغات در مکالمه و نوشتن به کارتان بیایند، آنها را در موقعیت واقعی تمرین کنید.

  • روزانه ۱۰ تا ۲۰ لغت از یک دسته مشخص انتخاب کنید.

  • تلفظ هر واژه را بشنوید و آن را چند بار با صدای بلند تکرار کنید.

  • برای هر لغت یک جمله کوتاه بسازید؛ مثلا برای واژه Hungry بگویید: I am hungry. یعنی «من گرسنه هستم».

  • معنی فارسی را بپوشانید و سعی کنید خودتان آن را به یاد بیاورید.

  • لغت‌های قبلی را پس از یک روز، سه روز و یک هفته مرور کنید.

کلام آخر

یادگیری لغات پرکاربرد انگلیسی زمانی نتیجه بهتری دارد که واژه‌ها را بر اساس موضوع بشناسید و در جمله به کار ببرید. از مکالمه روزمره، خانواده و غذا شروع کنید و به‌تدریج سراغ موضوع‌هایی مثل کار، سفر، تکنولوژی و احساسات بروید.

سوالات متداول

چطور لغات پرکاربرد انگلیسی را سریع تر یاد بگیریم؟

لغات را به‌صورت موضوعی یاد بگیرید، تلفظ آنها را بشنوید و با هر کلمه یک جمله ساده بسازید.

برای شروع مکالمه انگلیسی چند لغت باید بلد باشیم؟

یادگیری لغات روزمره و پرکاربرد شروع خوبی است، اما برای مکالمه روان باید ساخت جمله و شنیدن انگلیسی را هم تمرین کنید.

آیا یادگیری لغات انگلیسی همراه با تلفظ فارسی کافی است؟

تلفظ فارسی به شروع یادگیری کمک می‌کند، اما برای تلفظ دقیق‌تر باید صدای واقعی کلمات را نیز گوش دهید و تکرار کنید.

برچسب‌ها

exame

کیوان کاری

عاشق ساختن متن‌های جذاب، ساده و سئو شده برای وب و دنیای دیجیتالم. کنار این کار هم همیشه در حال یاد گرفتن زبان انگلیسی‌ام و سعی می‌کنم هر روز یه قدم جلوتر از دیروز باشم.

جدیدترین‌های مقالات

مشاهده همه

  • 3000 لغات پرکاربرد انگلیسی با معنی و تلفظ

    کیوان کاری

    20 دقیقه مطالعه

  • یادگیری زبان انگلیسی با هوش مصنوعی + 9 ابزار رایگان

    کیوان کاری

    15 دقیقه مطالعه

  • اصطلاحات انگلیسی که نباید تحت اللفظی ترجمه شوند

    کیوان کاری

    17 دقیقه مطالعه

  • بهترین اپلیکیشن زبان انگلیسی برای کودکان | معرفی 8 اپ کاربردی

    کیوان کاری

    20 دقیقه مطالعه

  • علائم نگارشی در زبان انگلیسی با تلفظ + ۱۴ علامت همراه با مثال

    کیوان کاری

    12 دقیقه مطالعه

یادگیری زبان با فانگلیش، شیرین‌تر از عسله

همین حالا به بیش از ۴۰,۰۰۰ نفر که انگلیسی رو رایگان و جذاب یاد می‌گیرن ملحق شو