300 لغات پرکاربرد انگلیسی با معنی و تلفظ
نویسنده
کیوان کاری
02 آبان 1405
20 دقیقه مطالعه
برای یادگیری انگلیسی لازم نیست از همان ابتدا سراغ لغات دشوار و کتابهای قطور بروید. بخش مهمی از مکالمههای روزمره با کلماتی شکل میگیرند که در خانه، محل کار، خرید، سفر و گفتگو با دیگران بارها میشنوید. اگر این واژهها را همراه با تلفظ و معنی یاد بگیرید، درک فیلمها و مکالمهها آسانتر میشود و برای جملهسازی هم دستتان باز خواهد بود.
در این راهنما از فانگلیش، لغات پرکاربرد انگلیسی را بهجای فهرست کردن به ترتیب الفبا، بر اساس موضوع دستهبندی کردیم. این روش کمک میکند کلمات مرتبط را کنار هم یاد بگیرید و هنگام صحبت کردن، سریعتر به واژه موردنیازتان برسید.
در سطح مبتدی، بهتر است کلماتی را یاد بگیرید که در درس خواندن، خرید، کارهای روزمره و مکالمات ساده به کار میروند. این واژهها به شما کمک میکنند خواستههایتان را بیان کنید، سوال بپرسید و درباره کارهایی که انجام میدهید حرف بزنید.
I need more time.
به وقت بیشتری نیاز دارم.
I want to learn English.
میخوام انگلیسی یاد بگیرم.
Choose the best answer.
بهترین جواب رو انتخاب کن.
I need to decide today.
باید امروز تصمیم بگیرم.
Try this exercise again.
این تمرین رو دوباره امتحان کن.
I learn new words every day.
هر روز کلمههای جدید یاد میگیرم.
She teaches English online.
اون آنلاین انگلیسی درس میده.
I understand the question.
سوال رو میفهمم.
Remember this important rule.
این قانون مهم رو یادت بمونه.
Don't forget your notebook.
دفترت رو فراموش نکن.
Can you explain this word?
میتونی این کلمه رو توضیح بدی؟
Ask your teacher for help.
از معلمت کمک بخواه.
Please answer my question.
لطفاً به سوالم جواب بده.
Tell me the truth.
حقیقت رو بهم بگو.
Show me your homework.
تکلیفت رو بهم نشون بده.
I can't find my keys.
نمیتونم کلیدم رو پیدا کنم.
I search for new lessons online.
آنلاین دنبال درسهای جدید میگردم.
I use this app to study.
از این برنامه برای درس خوندن استفاده میکنم.
Let's make a shopping list.
بیا یه فهرست خرید درست کنیم.
Keep your notes in one place.
یادداشتهات رو یه جا نگه دار.
Bring your book tomorrow.
فردا کتابت رو بیار.
Take your umbrella with you.
چترت رو با خودت ببر.
I left my phone at home.
گوشیام رو خونه جا گذاشتم.
We arrive at school at eight.
ساعت هشت به مدرسه میرسیم.
Please wait for five minutes.
لطفاً پنج دقیقه صبر کن.
I meet my classmates after class.
بعد از کلاس همکلاسیهام رو میبینم.
We visit our grandparents on Sundays.
یکشنبهها به دیدن پدربزرگ و مادربزرگمون میریم.
I'll call you tonight.
امشب بهت زنگ میزنم.
Send me the file, please.
لطفاً فایل رو برام بفرست.
I received your message.
پیامت رو دریافت کردم.
I need to buy some bread.
باید یه مقدار نون بخرم.
Can I pay by card?
میتونم با کارت پرداخت کنم؟
I spend an hour studying.
یه ساعت از وقتم رو صرف درس خوندن میکنم.
I'm saving money for a laptop.
دارم برای خرید لپتاپ پول جمع میکنم.
How much does this bag cost?
این کیف چنده؟
They sell fresh vegetables here.
اینجا سبزیجات تازه میفروشن.
I'd like to order a sandwich.
میخوام یه ساندویچ سفارش بدم.
Can I borrow your pen?
میتونم خودکارت رو قرض بگیرم؟
Could you lend me some money?
میتونی یه مقدار پول بهم قرض بدی؟
I need to return this book.
باید این کتاب رو پس بدم.
Open the window, please.
لطفاً پنجره رو باز کن.
Close the door quietly.
در رو آروم ببند.
The lesson starts at nine.
کلاس ساعت نه شروع میشه.
I finish work at five.
ساعت پنج کارم تموم میشه.
I want to change my schedule.
میخوام برنامهام رو عوض کنم.
We need to move this table.
باید این میز رو جابهجا کنیم.
Can you carry this bag?
میتونی این کیف رو حمل کنی؟
I wear glasses when I read.
وقتی مطالعه میکنم عینک میزنم.
Wash your hands before eating.
قبل از غذا دستهات رو بشور.
I clean my room every weekend.
هر آخر هفته اتاقم رو تمیز میکنم.
My father cooks dinner on Fridays.
بابام جمعهها شام درست میکنه.
We eat lunch together.
با هم ناهار میخوریم.
I drink enough water every day.
هر روز بهاندازه کافی آب مینوشم.
I sleep seven hours a night.
هر شب هفت ساعت میخوابم.
I wake up early on weekdays.
روزهای کاری زود بیدار میشم.
You should rest after work.
بهتره بعد از کار استراحت کنی.
I work from home twice a week.
هفتهای دو روز از خونه کار میکنم.
She studies English after dinner.
اون بعد از شام انگلیسی میخونه.
I practice speaking every day.
هر روز مکالمه تمرین میکنم.
Check your answers carefully.
جوابهات رو با دقت بررسی کن.
He can fix my computer.
اون میتونه کامپیوترم رو تعمیر کنه.
Can you help me with this task?
میتونی توی این کار کمکم کنی؟
Follow the instructions carefully.
دستورالعملها رو با دقت دنبال کن.
The teacher explains the lesson clearly.
معلم درس رو واضح توضیح میده.
Mistakes happen when we are tired.
وقتی خستهایم، اشتباه میکنیم.
I feel better today.
امروز حالم بهتره.
I hope you pass the exam.
امیدوارم امتحانت رو قبول بشی.
I enjoy reading before bed.
از کتاب خوندن قبل از خواب لذت میبرم.
I prefer tea to coffee.
چای رو به قهوه ترجیح میدم.
I like this teaching method.
این روش آموزش رو دوست دارم.
I hate wasting time.
از وقت تلف کردن بدم میاد.
Don't worry about the test.
نگران امتحان نباش.
I agree with your idea.
با ایدهات موافقم.
I believe you can do it.
باور دارم که میتونی از پسش بربیای.
I think this answer is correct.
فکر میکنم این جواب درسته.
We plan our trips in advance.
سفرهامون رو از قبل برنامهریزی میکنیم.
I prepare my bag the night before.
شب قبل کیفم رو آماده میکنم.
I want to travel abroad.
میخوام به خارج از کشور سفر کنم.
She drives to work every morning.
اون هر روز صبح با ماشین میره سر کار.
I ride my bike to school.
با دوچرخه میرم مدرسه.
I walk for twenty minutes daily.
هر روز بیست دقیقه پیادهروی میکنم.
He runs in the park every morning.
اون هر روز صبح توی پارک میدوه.
Turn left at the next street.
سر خیابون بعدی به چپ بپیچ.
Stop the car near the entrance.
ماشین رو نزدیک ورودی نگه دار.
We stay at home on rainy days.
روزهای بارونی خونه میمونیم.
I live near my university.
نزدیک دانشگاه زندگی میکنم.
Children grow quickly.
بچهها سریع رشد میکنن.
They want to build a new house.
اونا میخوان یه خونه جدید بسازن.
Be careful not to break the glass.
مواظب باش شیشه رو نشکنی.
Cut the paper into small pieces.
کاغذ رو به تکههای کوچیک ببر.
This exercise is easy.
این تمرین آسونه.
This question is difficult.
این سوال سخته.
We have enough food for everyone.
برای همه غذا بهاندازه کافی داریم.
I'm busy with my homework.
سرم با تکالیفم گرمه.
Is this room available?
این اتاق خالیه؟
Sleep is important for your health.
خواب برای سلامتیات مهمه.
We have different opinions.
نظرهای متفاوتی داریم.
I'm ready for the exam.
برای امتحان آمادهام.
Is it possible to change the date?
میشه تاریخ رو عوض کرد؟
This dictionary is very useful.
این فرهنگ لغت خیلی مفیده.
بیشتر بخوانید: اصطلاحات و لغات مرتبط با توصیف کردن در زبان انگلیسی
در سطح متوسط، بهتر است سراغ کلماتی بروید که برای توضیح تجربهها، بیان نظر، حل مشکلات و ارتباط در محیط کار یا تحصیل به کار میروند. این واژهها کمک میکنند جملههای دقیقتری بسازید و بهجای پاسخهای کوتاه، منظورتان را کاملتر بیان کنید.
She achieved her goal.
اون به هدفش رسید.
I want to improve my writing.
میخوام نوشتنم رو بهتر کنم.
He developed a new skill.
اون یه مهارت جدید یاد گرفت و پرورش داد.
We need to increase our sales.
باید فروشمون رو بیشتر کنیم.
Walking can reduce stress.
پیادهروی میتونه استرس رو کم کنه.
Try to avoid common mistakes.
سعی کن از اشتباهات رایج دوری کنی.
I suggest taking a short break.
پیشنهاد میکنم یه استراحت کوتاه داشته باشیم.
I recommend this book to beginners.
این کتاب رو به افراد مبتدی پیشنهاد میکنم.
Please consider my suggestion.
لطفاً پیشنهادم رو در نظر بگیر.
Compare the prices before buying.
قبل از خرید، قیمتها رو مقایسه کن.
Can you describe your experience?
میتونی تجربهات رو توضیح بدی؟
We discussed the problem yesterday.
دیروز درباره مشکل صحبت کردیم.
She mentioned your name.
اون اسم تو رو آورد.
He expressed his opinion clearly.
اون نظرش رو واضح بیان کرد.
Good teams communicate effectively.
تیمهای خوب بهخوبی با هم ارتباط برقرار میکنن.
Please respond to my email.
لطفاً به ایمیلم جواب بده.
He apologized for being late.
اون بابت دیر کردن عذرخواهی کرد.
Customers complained about the service.
مشتریها از خدمات شکایت کردن.
My teacher encouraged me to speak.
معلمم تشویقم کرد که صحبت کنم.
My family supports my decision.
خانوادهام از تصمیمم حمایت میکنن.
She manages a small team.
اون یه تیم کوچیک رو مدیریت میکنه.
I organized all my notes.
همه یادداشتهام رو مرتب کردم.
We arranged a meeting for Monday.
برای دوشنبه یه جلسه هماهنگ کردیم.
I attended an online course.
در یه دوره آنلاین شرکت کردم.
Everyone can participate in the discussion.
همه میتونن توی بحث شرکت کنن.
I completed the assignment on time.
تکلیفم رو بهموقع تموم کردم.
This job requires experience.
این شغل به تجربه نیاز داره.
The course provides useful materials.
این دوره منابع مفیدی در اختیارمون میذاره.
The price includes breakfast.
صبحانه هم توی قیمت حساب شده.
They offered me a better position.
اونا یه موقعیت شغلی بهتر بهم پیشنهاد دادن.
I applied for a new job.
برای یه شغل جدید درخواست دادم.
She accepted the invitation.
اون دعوت رو پذیرفت.
They rejected his proposal.
اونا پیشنهادش رو رد کردن.
He refused to answer the question.
اون حاضر نشد به سوال جواب بده.
I expect the meeting to finish soon.
انتظار دارم جلسه بهزودی تموم بشه.
The result depends on your effort.
نتیجه به تلاشت بستگی داره.
Lack of sleep affects concentration.
کمخوابی روی تمرکز تاثیر میذاره.
Friends can influence our choices.
دوستها میتونن روی انتخابهامون تاثیر بذارن.
The delay caused a problem.
تاخیر باعث ایجاد یه مشکل شد.
Exercise may prevent some health problems.
ورزش ممکنه از بعضی مشکلات سلامتی جلوگیری کنه.
We need to solve this issue.
باید این مشکل رو حل کنیم.
She handles difficult situations well.
اون از پس موقعیتهای سخت بهخوبی برمیاد.
I deal with customers every day.
هر روز با مشتریها سروکار دارم.
This target is achievable.
رسیدن به این هدف امکانپذیره.
This method is effective.
این روش موثره.
We need a more efficient system.
به یه سیستم کارآمدتر نیاز داریم.
He is a reliable colleague.
اون همکار قابلاعتمادیه.
She is responsible for the project.
اون مسئول این پروژهست.
He became financially independent.
اون از نظر مالی مستقل شد.
I feel more confident when I practice.
وقتی تمرین میکنم، اعتمادبهنفسم بیشتر میشه.
Be patient with yourself.
با خودت صبور باش.
My working hours are flexible.
ساعات کاری من انعطافپذیره.
Online shopping is convenient.
خرید آنلاین خیلی راحته.
This topic is familiar to me.
این موضوع برام آشناست.
Can you give a specific example?
میتونی یه مثال مشخص بزنی؟
I understand the general idea.
ایده کلی رو متوجه میشم.
Our experiences are similar.
تجربههامون شبیه همه.
Wear appropriate clothes for the interview.
برای مصاحبه لباس مناسب بپوش.
The report contains accurate information.
این گزارش اطلاعات دقیقی داره.
Please include relevant details.
لطفاً جزئیات مرتبط رو هم اضافه کن.
The manager is available this afternoon.
مدیر امروز بعدازظهر وقت داره.
Practice is necessary for improvement.
برای پیشرفت، تمرین لازمه.
Your feedback is valuable.
نظرت خیلی ارزشمنده.
She is a successful business owner.
اون صاحب یه کسبوکار موفقه.
Learning a language can be challenging.
یادگیری یه زبان میتونه چالشبرانگیز باشه.
This job is a great opportunity.
این شغل یه فرصت عالیه.
I have experience in customer service.
در زمینه خدمات مشتری تجربه دارم.
Reading expands your knowledge.
مطالعه دانش آدم رو بیشتر میکنه.
Communication is an important skill.
ارتباط برقرار کردن یه مهارت مهمه.
She has the ability to lead a team.
اون توانایی هدایت یه تیم رو داره.
One advantage is the low cost.
یکی از مزیتهاش هزینه پایینه.
The main disadvantage is the distance.
بزرگترین نقطهضعفش فاصله زیاده.
His behavior changed recently.
رفتارش اخیراً عوض شده.
A positive attitude makes a difference.
نگرش مثبت واقعاً تفاوت ایجاد میکنه.
Trust is important in a relationship.
اعتماد توی یه رابطه خیلی مهمه.
A quiet environment helps me study.
محیط آروم کمکم میکنه درس بخونم.
We need to understand the situation.
باید شرایط رو درک کنیم.
The car is in good condition.
ماشین وضعیت خوبی داره.
It was a difficult decision.
تصمیم سختی بود.
What is the purpose of this meeting?
هدف از این جلسه چیه؟
My goal is to speak fluently.
هدفم اینه که روان صحبت کنم.
There is a good reason for the delay.
برای این تاخیر دلیل خوبی وجود داره.
The result was better than expected.
نتیجه از چیزی که انتظار داشتیم بهتر بود.
We finally found a solution.
بالاخره یه راهحل پیدا کردیم.
We need to discuss this issue.
باید درباره این مسئله صحبت کنیم.
Time management is a major challenge.
مدیریت زمان یه چالش بزرگه.
Your effort will pay off.
تلاشت بالاخره نتیجه میده.
I'm happy with my progress.
از پیشرفتم راضیام.
Hard work often leads to success.
تلاش زیاد معمولاً به موفقیت میرسه.
Failure can teach us valuable lessons.
شکست میتونه درسهای ارزشمندی بهمون یاد بده.
Thanks for your helpful advice.
ممنون بابت توصیه مفیدت.
You have two choices.
دو تا انتخاب داری.
Don't miss this opportunity.
این فرصت رو از دست نده.
We should respect other people's behavior and choices.
باید به رفتار و انتخابهای دیگران احترام بذاریم.
Reading daily will improve your vocabulary.
مطالعه روزانه دایره لغاتت رو قویتر میکنه.
You can achieve more with a clear plan.
با یه برنامه روشن میتونی به دستاوردهای بیشتری برسی.
I recognized her voice immediately.
صدای اون رو همون لحظه شناختم.
I realized I had made a mistake.
متوجه شدم که اشتباه کرده بودم.
Did you notice the difference?
متوجه تفاوت شدی؟
Don't assume everyone agrees with you.
فکر نکن که همه باهات موافقن.
بیشتر بخوانید: آموزش لغات مرتبط با بازار و خرید در انگلیسی
در سطح حرفهای، یادگیری لغات به شما کمک میکند درباره موضوعات پیچیدهتر، تحلیلها، مسائل اجتماعی و تصمیمهای کاری صحبت کنید. این واژهها در مقالههای انگلیسی، گزارشها، جلسات کاری و بحثهای جدی کاربرد دارند. این فهرست با توجه به واژههای مناسب سطوح بالاتر تنظیم شده است؛ در منابعی مانند Oxford 5000 نیز بخشی از واژگان پیشرفته در سطوح B2 و C1 قرار دارند.
We need to analyze the results carefully.
باید نتایج رو با دقت بررسی کنیم.
The team will evaluate the new strategy.
تیم راهبرد جدید رو ارزیابی میکنه.
Experts assessed the potential risks.
کارشناسها خطرات احتمالی رو بررسی کردن.
It is difficult to interpret these findings.
تفسیر این یافتهها سخته.
The report identifies three major problems.
این گزارش سه مشکل اصلی رو مشخص میکنه.
The company established a new department.
شرکت یه بخش جدید راهاندازی کرد.
We will implement the changes next month.
ماه آینده تغییرات رو اجرا میکنیم.
The establishment of clear rules improved cooperation.
تعیین قوانین روشن باعث شد همکاری بهتر بشه.
The results demonstrate the value of practice.
نتایج نشون میدن که تمرین چقدر ارزشمنده.
This example illustrates the main concept.
این مثال مفهوم اصلی رو روشن میکنه.
The speaker emphasized the need for change.
سخنران روی ضرورت تغییر تاکید کرد.
The study highlights several important issues.
این پژوهش چند مسئله مهم رو برجسته میکنه.
We need to clarify our objectives.
باید اهدافمون رو روشن کنیم.
The data justify further investigation.
این دادهها نشون میدن که بررسی بیشتر لازمه.
It is important to distinguish facts from opinions.
مهمه که واقعیتها رو از نظرهای شخصی جدا کنیم.
The test will determine the final result.
این آزمون نتیجه نهایی رو مشخص میکنه.
Everyone can contribute to the project.
همه میتونن توی این پروژه سهم داشته باشن.
Technology can facilitate communication.
فناوری میتونه ارتباط برقرار کردن رو راحتتر کنه.
Researchers obtained useful information.
پژوهشگرها اطلاعات مفیدی به دست آوردن.
Employees need to acquire new skills.
کارمندها باید مهارتهای جدیدی یاد بگیرن.
The company wants to retain skilled workers.
شرکت میخواد نیروهای ماهرش رو حفظ کنه.
We must maintain high standards.
باید استانداردهای بالایی رو حفظ کنیم.
The organization struggled to sustain its growth.
این سازمان برای ادامه دادن روند رشدش به مشکل خورد.
The manager allocated more funds to research.
مدیر بودجه بیشتری به پژوهش اختصاص داد.
The team distributed the results to all members.
تیم نتایج رو بین همه اعضا پخش کرد.
The campaign generated significant interest.
این کمپین توجه زیادی جلب کرد.
Digital tools transformed the industry.
ابزارهای دیجیتال این صنعت رو متحول کردن.
Businesses must adapt to changing conditions.
کسبوکارها باید خودشون رو با شرایط متغیر وفق بدن.
The organization adopted a new policy.
سازمان یه سیاست جدید رو در پیش گرفت.
We integrated the two systems successfully.
دو سیستم رو با موفقیت با هم ادغام کردیم.
The report incorporates recent findings.
این گزارش یافتههای جدید رو هم در خودش جا داده.
They established clear guidelines for the project.
اونا برای پروژه دستورالعملهای روشنی تعیین کردن.
The new process facilitates faster decisions.
این فرایند جدید تصمیمگیری رو سریعتر میکنه.
The update eliminated several technical errors.
این بهروزرسانی چند خطای فنی رو برطرف کرد.
We need to minimize unnecessary expenses.
باید هزینههای غیرضروری رو به حداقل برسونیم.
The team aims to maximize productivity.
هدف تیم اینه که بهرهوری رو به حداکثر برسونه.
We optimized the website for mobile users.
وبسایت رو برای کاربران موبایل بهینه کردیم.
The company must prioritize customer needs.
شرکت باید نیازهای مشتریها رو در اولویت قرار بده.
We anticipate a rise in demand.
پیشبینی میکنیم که تقاضا بیشتر بشه.
Experts predict further changes in the market.
کارشناسها تغییرات بیشتری رو در بازار پیشبینی میکنن.
Analysts estimate the cost at two million dollars.
تحلیلگرها هزینه رو حدود دو میلیون دلار تخمین میزنن.
We should not assume that the data are complete.
نباید فرض کنیم که دادهها کامل هستن.
Researchers hypothesize that sleep improves memory.
پژوهشگرها این فرضیه رو مطرح میکنن که خواب حافظه رو بهتر میکنه.
The team investigated the cause of the failure.
تیم علت شکست رو بررسی کرد.
The report examines the impact of technology.
این گزارش تاثیر فناوری رو بررسی میکنه.
The study explores alternative solutions.
این پژوهش راهحلهای جایگزین رو بررسی میکنه.
The results reveal a clear pattern.
نتایج یه الگوی مشخص رو نشون میدن.
The evidence indicates a possible connection.
شواهد نشون میدن که احتمالاً ارتباطی وجود داره.
His comments imply that further changes are needed.
حرفهاش نشون میده که تغییرات بیشتری لازمه.
We can infer the cause from the available evidence.
میتونیم از شواهد موجود به علت ماجرا پی ببریم.
The authors conclude that the method is effective.
نویسندهها به این نتیجه میرسن که این روش موثره.
Scientists deduced the answer from the data.
دانشمندها با بررسی دادهها به پاسخ رسیدن.
The company acknowledged its mistake.
شرکت اشتباهش رو پذیرفت.
The author asserts that education should be accessible to all.
نویسنده با قاطعیت میگه که آموزش باید برای همه در دسترس باشه.
Many experts advocate stricter safety rules.
خیلی از کارشناسها از قوانین ایمنی سختگیرانهتر حمایت میکنن.
The findings challenge traditional assumptions.
این یافتهها باورهای سنتی رو به چالش میکشن.
The new evidence contradicts the earlier report.
شواهد جدید با گزارش قبلی تناقض دارن.
Researchers continue to dispute this conclusion.
پژوهشگرها هنوز هم درباره این نتیجه اختلافنظر دارن.
Both sides negotiated a new agreement.
هر دو طرف درباره یه توافق جدید مذاکره کردن.
Several universities collaborated on the project.
چند دانشگاه با هم روی این پروژه همکاری کردن.
The committee reached a consensus.
اعضای کمیته در نهایت به توافق رسیدن.
Her perspective helped us understand the issue.
دیدگاه اون کمک کرد مسئله رو بهتر بفهمیم.
The framework provides a basis for analysis.
این چارچوب مبنایی برای تحلیل فراهم میکنه.
Fairness is a fundamental principle.
انصاف یه اصل اساسیه.
The concept is difficult to explain briefly.
توضیح کوتاه این مفهوم سخته.
The theory explains several observed patterns.
این نظریه چند الگوی مشاهدهشده رو توضیح میده.
The researchers tested their hypothesis.
پژوهشگرها فرضیهشون رو آزمایش کردن.
There is insufficient evidence to support the claim.
شواهد کافی برای تایید این ادعا وجود نداره.
The interview provided valuable insight into the problem.
این مصاحبه کمک کرد مشکل رو عمیقتر درک کنیم.
The findings have important implications for education.
این یافتهها پیامدهای مهمی برای آموزش دارن.
Every decision has a consequence.
هر تصمیمی یه پیامد داره.
The final outcome exceeded our expectations.
نتیجه نهایی بهتر از چیزی شد که انتظار داشتیم.
We need a different approach to this problem.
برای این مشکل باید از یه روش متفاوت استفاده کنیم.
Their strategy focuses on long-term growth.
راهبردشون روی رشد بلندمدت تمرکز داره.
The methodology is explained in the next section.
روششناسی توی بخش بعد توضیح داده شده.
Applicants must meet specific criteria.
متقاضیها باید معیارهای مشخصی رو داشته باشن.
The statement makes sense in this context.
این جمله توی این شرایط معنی پیدا میکنه.
The scope of the study is limited.
دامنه این پژوهش محدوده.
Cost is an important factor in this decision.
هزینه عامل مهمی توی این تصمیمه.
The researchers controlled each variable.
پژوهشگرها هر متغیر رو کنترل کردن.
The study found a significant difference.
این پژوهش یه تفاوت قابلتوجه پیدا کرد.
The project requires substantial investment.
این پروژه به سرمایهگذاری قابلتوجهی نیاز داره.
We need a comprehensive review of the evidence.
باید شواهد رو بهصورت جامع بررسی کنیم.
The results are consistent with previous research.
نتایج با پژوهشهای قبلی همخوانی دارن.
Please provide relevant information only.
لطفاً فقط اطلاعات مرتبط رو ارائه بده.
These are preliminary findings.
اینها یافتههای اولیه هستن.
Trust is fundamental to effective teamwork.
اعتماد پایه و اساس کار تیمی موثره.
This is a complex social issue.
این یه مسئله اجتماعی پیچیدهست.
Accurate data are critical to the analysis.
دادههای دقیق برای این تحلیل ضروری هستن.
We need an objective assessment.
به یه ارزیابی بیطرفانه نیاز داریم.
Personal preference is often subjective.
سلیقه شخصی اغلب به نظر و برداشت خود آدم بستگی داره.
The instructions were ambiguous.
دستورالعملها واضح نبودن و چند جور میشد برداشتشون کرد.
The contract contains explicit conditions.
توی قرارداد شرایط کاملاً مشخصی نوشته شده.
The message contains an implicit warning.
توی این پیام یه هشدار غیرمستقیم وجود داره.
The proposal is financially feasible.
اجرای این پیشنهاد از نظر مالی امکانپذیره.
We need a sustainable business model.
به یه مدل کسبوکار پایدار نیاز داریم.
The company introduced an innovative solution.
شرکت یه راهحل نوآورانه معرفی کرد.
The system needs a robust security framework.
این سیستم به یه چارچوب امنیتی قوی و مطمئن نیاز داره.
The preliminary report will be published soon.
گزارش اولیه بهزودی منتشر میشه.
Ultimately, the decision is yours.
در نهایت، تصمیم با خودته
بیشتر بخوانید: اصطلاحات بانکی به انگلیسی + لغات پرکاربرد بانک
حفظ کردن فهرستی طولانی از واژهها بهتنهایی کافی نیست. برای اینکه لغات در مکالمه و نوشتن به کارتان بیایند، آنها را در موقعیت واقعی تمرین کنید.
روزانه ۱۰ تا ۲۰ لغت از یک دسته مشخص انتخاب کنید.
تلفظ هر واژه را بشنوید و آن را چند بار با صدای بلند تکرار کنید.
برای هر لغت یک جمله کوتاه بسازید؛ مثلا برای واژه Hungry بگویید: I am hungry. یعنی «من گرسنه هستم».
معنی فارسی را بپوشانید و سعی کنید خودتان آن را به یاد بیاورید.
لغتهای قبلی را پس از یک روز، سه روز و یک هفته مرور کنید.
یادگیری لغات پرکاربرد انگلیسی زمانی نتیجه بهتری دارد که واژهها را بر اساس موضوع بشناسید و در جمله به کار ببرید. از مکالمه روزمره، خانواده و غذا شروع کنید و بهتدریج سراغ موضوعهایی مثل کار، سفر، تکنولوژی و احساسات بروید.
لغات را بهصورت موضوعی یاد بگیرید، تلفظ آنها را بشنوید و با هر کلمه یک جمله ساده بسازید.
یادگیری لغات روزمره و پرکاربرد شروع خوبی است، اما برای مکالمه روان باید ساخت جمله و شنیدن انگلیسی را هم تمرین کنید.
تلفظ فارسی به شروع یادگیری کمک میکند، اما برای تلفظ دقیقتر باید صدای واقعی کلمات را نیز گوش دهید و تکرار کنید.
برچسبها
کیوان کاری
عاشق ساختن متنهای جذاب، ساده و سئو شده برای وب و دنیای دیجیتالم. کنار این کار هم همیشه در حال یاد گرفتن زبان انگلیسیام و سعی میکنم هر روز یه قدم جلوتر از دیروز باشم.
یادگیری زبان با فانگلیش، شیرینتر از عسله
همین حالا به بیش از ۴۰,۰۰۰ نفر که انگلیسی رو رایگان و جذاب یاد میگیرن ملحق شو