آموزش لغات مرتبط با بازار و خرید در انگلیسی
نویسنده
کیوان کاری
02 آذر 1404
13 دقیقه مطالعه
خرید کردن یکی از موقعیتهایی است که تقریباً هر زبانآموزی در زندگی واقعی با آن روبهرو میشود. چه در سفر باشید، چه بخواهید از یک فروشگاه خارجی خرید کنید یا فقط فیلم و مکالمات انگلیسی را بهتر متوجه شوید، دانستن واژهها و اصطلاحات مربوط به خرید اهمیت زیادی دارد. با یادگیری آموزش لغات مرتبط با بازار و خرید در انگلیسی میتوانید به راحتی درباره قیمت، محصولات، پرداخت هزینه و درخواستهای خود صحبت کنید و مکالمههای روزمره را بهتر درک کنید.
در این مقاله مهمترین لغات، عبارتها و جملههای کاربردی مربوط به بازار و فروشگاه را با معنی فارسی یاد میگیرید تا بتوانید در موقعیتهای واقعی از آنها استفاده کنید.
برای شروع یادگیری آموزش لغات مرتبط با بازار و خرید در انگلیسی بهتر است ابتدا با کلمات پایهای آشنا شوید. این واژگان در بیشتر فروشگاهها، مراکز خرید و مکالمات روزمره استفاده میشوند.
کلمه انگلیسی | معنی فارسی |
Market | بازار |
Shop | مغازه |
Store | فروشگاه |
Customer | مشتری |
Seller | فروشنده |
Buyer | خریدار |
Product | محصول |
Item | کالا، مورد |
Brand | برند |
Price | قیمت |
Money | پول |
Cash | پول نقد |
Receipt | رسید |
Basket | سبد خرید |
Cart | چرخ خرید |
Shelf | قفسه |
Aisle | راهرو فروشگاه |
Package | بستهبندی |
مثال:
I want to buy this item.
ترجمه:
من میخواهم این کالا را بخرم.
The price is too high.
ترجمه:
قیمت خیلی بالا است.
هنگام ورود به فروشگاه، معمولاً از جملههای مشخصی برای درخواست کمک، پرسیدن موجودی یا انتخاب محصول استفاده میشود.
Can I help you?
ترجمه:
میتوانم کمکتان کنم؟
این جمله معمولاً توسط فروشنده گفته میشود.
I’m just looking.
ترجمه:
فقط دارم نگاه میکنم.
How much is this?
ترجمه:
این چقدر قیمت دارد؟
Do you have this in another size?
ترجمه:
این را در سایز دیگری دارید؟
Can I try it on?
ترجمه:
میتوانم آن را پرو کنم؟
I’ll take it.
ترجمه:
آن را میخرم.
برای مکالمه طبیعیتر در فروشگاه، بهتر است این عبارتها را تمرین کنید تا هنگام خرید کردن اعتمادبهنفس بیشتری داشته باشید.
فروشگاهها در زبان انگلیسی نامهای مختلفی دارند و شناخت آنها به شما کمک میکند مکان موردنظر خود را راحتتر پیدا کنید.
Supermarket: سوپرمارکت
برای خرید مواد غذایی و محصولات روزمره استفاده میشود.
Clothing store: فروشگاه لباس
برای خرید پوشاک و لباس.
Bookstore: کتابفروشی
برای خرید کتاب و لوازم آموزشی.
Pharmacy: داروخانه
برای خرید دارو و محصولات بهداشتی.
Bakery: نانوایی
برای خرید نان و محصولات پختنی.
Jewelry store: جواهرفروشی
برای خرید طلا و زیورآلات.
Shopping mall: مرکز خرید
مکانی بزرگ با چندین فروشگاه مختلف.
Department store: فروشگاه چندبخشی
فروشگاهی که محصولات مختلف مانند لباس، لوازم خانه و وسایل شخصی دارد.
مثال:
I’m going to the shopping mall.
ترجمه:
من به مرکز خرید میروم.
یکی از مهمترین بخشهای آموزش لغات مرتبط با بازار و خرید در انگلیسی یادگیری کلمات مربوط به قیمت و پرداخت است.
کلمه | معنی |
Price | قیمت |
Cheap | ارزان |
Expensive | گران |
Discount | تخفیف |
Sale | حراج |
Offer | پیشنهاد |
Free | رایگان |
Total | مجموع |
Tax | مالیات |
Change | باقی پول |
مثال:
This shirt is cheap.
ترجمه:
این پیراهن ارزان است.
Do you have any discount?
ترجمه:
تخفیف دارید؟
The total is fifty dollars.
ترجمه:
مجموع هزینه پنجاه دلار است.
در بسیاری از بازارها و فروشگاهها، مخصوصاً بازارهای محلی، ممکن است بخواهید درباره قیمت سوال کنید یا درخواست تخفیف داشته باشید.
How much does it cost?
ترجمه:
قیمت آن چقدر است؟
How much is this?
ترجمه:
این چند است؟
What is the price?
ترجمه:
قیمت چیست؟
Can you give me a discount?
ترجمه:
میتوانید تخفیف بدهید؟
Is this your best price?
ترجمه:
این بهترین قیمت شماست؟
Can you make it cheaper?
ترجمه:
میتوانید ارزانتر حساب کنید؟
مثال مکالمه:
Customer: How much is this bag?
ترجمه:
مشتری: این کیف چقدر است؟
Seller: It’s 60 dollars.
ترجمه:
فروشنده: ۶۰ دلار است.
Customer: Can you give me a discount?
ترجمه:
مشتری: میتوانید تخفیف بدهید؟
Seller: Okay, I can make it 50 dollars.
ترجمه:
فروشنده: باشه، میتوانم ۵۰ دلار حساب کنم.
خرید لباس یکی از رایجترین موقعیتهایی است که نیاز به دانستن واژگان انگلیسی دارد.
Clothes: لباسها
Shirt: پیراهن
T-shirt: تیشرت
Pants: شلوار
Jeans: شلوار جین
Dress: لباس زنانه
Shoes: کفش
Jacket: کت، ژاکت
Size: اندازه، سایز
Color: رنگ
Fit: اندازه بودن لباس
Try on: پرو کردن
مثال:
Do you have this shirt in black?
ترجمه:
این پیراهن را در رنگ مشکی دارید؟
This size doesn’t fit me.
ترجمه:
این سایز اندازه من نیست.
Can I try this jacket on?
ترجمه:
میتوانم این ژاکت را پرو کنم؟
خرید مواد غذایی یکی از موقعیتهایی است که بیشتر افراد در سفر یا زندگی روزمره با آن روبهرو میشوند. یادگیری واژگان مربوط به سوپرمارکت به شما کمک میکند محصولات موردنیاز خود را راحتتر پیدا کنید و با فروشنده ارتباط برقرار کنید.
Food: غذا
Drink: نوشیدنی
Fruit: میوه
Vegetable: سبزیجات
Meat: گوشت
Chicken: مرغ
Fish: ماهی
Bread: نان
Milk: شیر
Cheese: پنیر
Egg: تخممرغ
Rice: برنج
Sugar: شکر
Salt: نمک
Bottle: بطری
Can: قوطی
Bag: کیسه
مثال:
I need a bottle of milk.
ترجمه:
من یک بطری شیر نیاز دارم.
Where can I find the rice?
ترجمه:
برنج را از کجا میتوانم پیدا کنم؟
برای خرید مواد غذایی معمولاً از عبارتهای مربوط به مقدار نیز استفاده میشود:
A kilo of apples: یک کیلو سیب
A bottle of water: یک بطری آب
A box of cereal: یک جعبه غلات
برای کامل کردن مکالمات خرید، علاوه بر اسمها باید افعال پرکاربرد را نیز یاد بگیرید. این افعال به شما کمک میکنند درخواستهای خود را بهتر بیان کنید.
فعل انگلیسی | معنی فارسی |
Buy | خریدن |
Sell | فروختن |
Pay | پرداخت کردن |
Spend | خرج کردن |
Cost | هزینه داشتن |
Choose | انتخاب کردن |
Try | امتحان کردن، پرو کردن |
Need | نیاز داشتن |
Want | خواستن |
Order | سفارش دادن |
Return | برگرداندن |
Exchange | تعویض کردن |
مثال:
I want to buy this phone.
ترجمه:
من میخواهم این تلفن را بخرم.
Can I return this product?
ترجمه:
میتوانم این محصول را پس بدهم؟
I need a larger size.
ترجمه:
من یک سایز بزرگتر نیاز دارم.
برای استفاده بهتر از واژگان خرید، بهتر است جملههای کامل را تمرین کنید. در ادامه چند مکالمه رایج را میبینید.
Customer: Excuse me, do you have this shirt in blue?
ترجمه:
مشتری: ببخشید، این پیراهن را رنگ آبی دارید؟
Seller: Yes, we have it. What size do you need?
ترجمه:
فروشنده: بله، داریم. چه سایزی نیاز دارید؟
Customer: I need a medium size.
ترجمه:
مشتری: سایز متوسط میخواهم.
Seller: You can try it on.
ترجمه:
فروشنده: میتوانید آن را پرو کنید.
Customer: It fits perfectly. I’ll take it.
ترجمه:
مشتری: کاملاً اندازه است. آن را میخرم.
Customer: How much are these apples?
ترجمه:
مشتری: این سیبها چقدر هستند؟
Seller: They are five dollars per kilo.
ترجمه:
فروشنده: کیلویی پنج دلار هستند.
Customer: I’ll take two kilos.
ترجمه:
مشتری: دو کیلو برمیدارم.
چهار کلمه Buy، Pay، Spend و Cost از پرکاربردترین افعال در زمان خرید هستند، اما معنی و کاربرد متفاوتی دارند.
Buy زمانی استفاده میشود که شما چیزی را خریداری میکنید.
مثال:
I want to buy a new laptop.
ترجمه:
من میخواهم یک لپتاپ جدید بخرم.
Pay برای زمانی استفاده میشود که درباره پرداخت پول صحبت میکنیم.
مثال:
I paid 50 dollars for this shirt.
ترجمه:
من برای این پیراهن ۵۰ دلار پرداخت کردم.
Spend درباره مقدار پولی که خرج میکنید یا زمانی که صرف کاری میکنید استفاده میشود.
مثال:
I spent 100 dollars today.
ترجمه:
امروز ۱۰۰ دلار خرج کردم.
Cost معمولاً برای بیان قیمت یک کالا استفاده میشود.
مثال:
This phone costs 500 dollars.
ترجمه:
این تلفن ۵۰۰ دلار قیمت دارد.
برای مقایسه:
I bought a watch.
من یک ساعت خریدم.
I paid 200 dollars.
من ۲۰۰ دلار پرداخت کردم.
I spent 200 dollars.
من ۲۰۰ دلار خرج کردم.
The watch cost 200 dollars.
قیمت ساعت ۲۰۰ دلار بود.
در فروشگاهها و تبلیغات خرید، کلمات مربوط به تخفیف بسیار دیده میشوند. یادگیری این اصطلاحات بخش مهمی از آموزش لغات مرتبط با بازار و خرید در انگلیسی است.
Sale: حراج
Discount: تخفیف
Special offer: پیشنهاد ویژه
Limited offer: پیشنهاد محدود
Buy one get one free: یکی بخر، یکی رایگان ببر
Half price: نصف قیمت
Lower price: قیمت پایینتر
Best deal: بهترین معامله
Clearance sale: حراج پایان فصل
مثال:
This jacket is on sale.
ترجمه:
این ژاکت در حراج است.
There is a special offer today.
ترجمه:
امروز یک پیشنهاد ویژه وجود دارد.
Can I get a lower price?
ترجمه:
میتوانم قیمت پایینتری بگیرم؟
امروزه بسیاری از خریدها با کارت بانکی یا پرداخت آنلاین انجام میشوند. بنابراین شناخت این واژهها برای مکالمههای واقعی ضروری است.
Credit card: کارت اعتباری
Debit card: کارت بانکی
Cash: پول نقد
Online payment: پرداخت آنلاین
Bank account: حساب بانکی
PIN code: رمز کارت
Transaction: تراکنش
Receipt: رسید
Invoice: فاکتور
Refund: بازپرداخت پول
مثال:
Can I pay by card?
ترجمه:
میتوانم با کارت پرداخت کنم؟
Do you accept cash?
ترجمه:
پول نقد قبول میکنید؟
I need a receipt, please.
ترجمه:
لطفاً یک رسید میخواهم.
برای یادگیری بهتر آموزش لغات مرتبط با بازار و خرید در انگلیسی فقط حفظ کردن کلمات کافی نیست. باید آنها را در موقعیتهای واقعی تمرین کنید.
چند روش کاربردی:
کلمات را همراه با تصویر یاد بگیرید.
برای هر واژه یک جمله ساده بسازید.
هنگام خرید در ذهن خود مکالمه انگلیسی تمرین کنید.
فیلمها و ویدئوهای مربوط به خرید را تماشا کنید.
لغات مشابه را کنار هم یادداشت کنید.
مثلاً به جای حفظ کردن:
Discount: تخفیف
یک جمله بسازید:
I got a discount on this jacket.
ترجمه:
من برای این ژاکت تخفیف گرفتم.
این روش باعث میشود کلمه در ذهن شما ماندگارتر شود.
جملههای زیر را کامل کنید:
I want to ___ this book.
(خریدن)
How much does it ___?
(هزینه داشتن)
Can I pay by ___?
(کارت)
This product has a 20% ___.
(تخفیف)
پاسخها:
Buy
Cost
Card
Discount
یادگیری واژگان مربوط به خرید باعث میشود در موقعیتهای روزمره مانند رفتن به فروشگاه، خرید لباس، پرداخت هزینه و پرسیدن قیمت راحتتر صحبت کنید. با یادگیری آموزش لغات مرتبط با بازار و خرید در انگلیسی میتوانید مکالمات واقعی را بهتر متوجه شوید و با اعتمادبهنفس بیشتری ارتباط برقرار کنید.
تمرین مداوم، استفاده از جملههای کاربردی و یادگیری کلمات در قالب مکالمه بهترین روش برای تسلط بر این موضوع است.
برچسبها
کیوان کاری
عاشق ساختن متنهای جذاب، ساده و سئو شده برای وب و دنیای دیجیتالم. کنار این کار هم همیشه در حال یاد گرفتن زبان انگلیسیام و سعی میکنم هر روز یه قدم جلوتر از دیروز باشم.
یادگیری زبان با فانگلیش، شیرینتر از عسله
همین حالا به بیش از ۴۰,۰۰۰ نفر که انگلیسی رو رایگان و جذاب یاد میگیرن ملحق شو