CLIL چیست؟ راهنمای آموزش زبان به سبک CLIL
نویسنده
کیوان کاری
18 شهریور 1405
10 دقیقه مطالعه
یادگیری یکپارچه محتوا و زبان یا CLIL روشی آموزشی است که در آن دانشآموز یک درس غیرزبانی را با کمک یک زبان دیگر یاد میگیرد. در این روش، معلم همزمان روی یادگیری محتوای درس و تقویت مهارت زبانی دانشآموز کار میکند.
مثلا در یک کلاس علوم، دانشآموز درباره «تبخیر» یاد میگیرد و در کنار آن، کلمات، ساختارهای جمله و مهارتهای گفتوگویی لازم برای توضیح یک آزمایش را هم تمرین میکند.
در یک کلاس معمولی زبان انگلیسی، خود زبان موضوع اصلی درس است. اما در CLIL، زبان انگلیسی تبدیل به ابزاری برای یادگیری یک موضوع دیگر میشود. این موضوع میتواند تاریخ، جغرافیا، علوم، هنر، کسبوکار یا هر درس دیگری باشد.
دانشآموز فقط قرار نیست انگلیسی یاد بگیرد؛ او باید با استفاده از انگلیسی درباره یک موضوع هم یاد بگیرد.
برای همین، معلم از همان ابتدا دو هدف را کنار هم مشخص میکند:
هدف محتوایی: دانشآموز قرار است چه چیزی از درس یاد بگیرد؟
هدف زبانی: برای فهمیدن و توضیحدادن این موضوع، به چه کلمات و ساختارهایی نیاز دارد؟
همین تمرکز همزمان روی محتوا و زبان، ویژگی اصلی CLIL است.
مثلا اگر دانشآموز فقط کلمات مربوط به چرخه آب را یاد بگیرد اما نتواند مفهوم چرخه آب را بفهمد، بخش محتوایی درس از دست رفته است. از طرف دیگر، اگر مفهوم را کاملا بفهمد اما هیچ فرصتی برای استفاده از زبان نداشته باشد، بخش زبانی CLIL اتفاق نیفتاده است.
روش | تمرکز اصلی | نقش زبان | نشانه یادگیری |
CLIL | یادگیری همزمان محتوا و زبان | زبان، ابزار یادگیری درس است و معلم بهطور هدفمند از آن حمایت میکند | دانشآموز میتواند با استفاده از زبان، توضیح بدهد، اجرا کند یا چیزی تولید کند |
English for Specific Purposes | زبانی که برای یک حوزه شغلی یا تحصیلی لازم است | تمرکز اصلی روی مهارت و اصطلاحات همان حوزه است | دانشآموز میتواند یک کار واقعی مرتبط با شغل یا تحصیل انجام دهد |
Content-Based Instruction | یادگیری زبان از طریق موضوعات واقعی و معنادار | موضوع درسی بهعنوان زمینه یادگیری زبان استفاده میشود | پیشرفت زبانآموز در فعالیتهای محتوایی دیده میشود |
English-Medium Instruction | آموزش یک درس با زبان انگلیسی | انگلیسی زبان اصلی تدریس است و میزان حمایت زبانی میتواند متفاوت باشد | معمولا یادگیری خود درس ارزیابی میشود |
مرز میان این روشها در بعضی موقعیتها کاملا مشخص نیست. اما در CLIL، تمرکز آگاهانه و همزمان روی محتوا و زبان اهمیت بیشتری دارد.
چهار C به معلم کمک میکند برای یک درس CLIL برنامه بهتری داشته باشد.
دانشآموز قرار است چه چیزی از خود درس یاد بگیرد؟
مثلا در درس آبوهوا باید تفاوت بین آبوهوا و اقلیم را بفهمد و عواملی را که روی دما اثر میگذارند بشناسد.
دانشآموز برای صحبتکردن درباره موضوع به چه زبانی نیاز دارد؟
مثلا میتواند عبارتهایی مانند «به دلیل اینکه»، «در مقایسه با» یا «بیشتر از» را یاد بگیرد و در توضیح خود استفاده کند.
دانشآموز باید درباره موضوع چه کاری انجام دهد؟
مثلا یک نمودار را بررسی کند، یک الگو را پیشبینی کند یا دلیل یک مقایسه را توضیح دهد.
این موضوع چه ارتباطی با زندگی واقعی و فرهنگهای مختلف دارد؟
مثلا دانشآموز میتواند شرایط آبوهوایی و روش سازگاری مردم در مناطق مختلف را با هم مقایسه کند.
یک کار ساده و مفید این است که قبل از شروع درس، هدف محتوایی و هدف زبانی را کنار هم بنویسید.
مثلا بهجای اینکه فقط بنویسید:
«دانشآموز چرخه آب را یاد میگیرد.»
بهتر است هدف را اینطور مشخص کنید:
«دانشآموز میتواند سه مرحله چرخه آب را با استفاده از کلمات مربوط به ترتیب مراحل و یک نمودار توضیح دهد.»
این نوع هدفگذاری هم تدریس را راحتتر میکند و هم ارزیابی را منطقیتر.
اول از پایان درس شروع کنید.
مشخص کنید دانشآموز در پایان قرار است چه کاری انجام دهد. مثلا یک موضوع را توضیح دهد، چیزی بسازد، دستهبندی کند، درباره آن بحث کند یا یک متن بنویسد.
بعد برعکس حرکت کنید و ببینید برای انجام این کار به چه مفاهیم، کلمات، ساختارهای جمله و ابزارهای کمکی نیاز دارد.
بعد مراحل درس را بچینید:
ورودی اطلاعات، تمرین با کمک معلم، فعالیت گروهی و در نهایت انجام مستقل کار.
هدف این نیست که همه مراحل درس سرگرمکننده باشند. هدف این است که دانشآموز واقعا فکر کند و بتواند از زبان برای انجام کار استفاده کند.
مرحله | کاری که دانشآموز انجام میدهد | کمک مناسب | روش بررسی سریع |
شروع | موضوع را به دانستههای قبلی خود وصل میکند | تصویر، سؤال پیشبینی، استفاده محدود از زبان اول در صورت نیاز | فکرکردن و گفتوگوی دونفره |
ارائه مطلب | برای پیدا کردن ایدههای اصلی میخواند، گوش میدهد یا نگاه میکند | نمودار، واژهنامه، متن سادهشده، الگوی گفتاری معلم | اشاره، نامگذاری یا انتخاب شواهد |
تمرین هدایتشده | محتوا و زبان را همزمان به کار میبرد | جملههای آماده، نمونه حلشده، فعالیت گروهی | معلم بین دانشآموزان میچرخد و عملکردشان را بررسی میکند |
خروجی مستقل | توضیح میدهد، حل میکند، ارائه میدهد یا مینویسد | چکلیست، کلمات کلیدی، معیار ارزیابی | بررسی محصول نهایی و توضیح کوتاه |
جمعبندی | میگوید چه چیزی یاد گرفته و کجا مشکل داشته است | برگه خروج، خودارزیابی، یک سؤال نهایی | بررسی پاسخ محتوایی و نمونه زبان |
این ترتیب یک الگوی انعطافپذیر است و میتوان آن را براساس سن، سطح زبان و سختی درس تغییر داد.
به اندازهای که بتوانند محتوای درس را بفهمند و بعد بهتدریج مستقل شوند.
معلم میتواند از تصویر، حرکت، مثال، الگوی جمله، واژهنامه، نمودار، تمرین دونفره و فرصت کافی برای صحبتکردن استفاده کند.
کمککردن به دانشآموز تقلب نیست. این حمایت مثل یک پل است که دانشآموز را به یک فعالیت سخت میرساند.
وقتی دانشآموز توانست بدون کمک از پس کار بربیاید، میتوان این حمایت را کمتر کرد. بهتر است حذف کمک براساس توانایی دانشآموز باشد، نه صرفا براساس اینکه چند جلسه از شروع دوره گذشته است.
در کلاسهایی که سطح زبان دانشآموزان با هم فرق دارد، میتوان خروجی متفاوتی از آنها خواست.
مثلا یک دانشآموز ممکن است فقط یک نمودار را نامگذاری کند و سه جمله بگوید، در حالی که دانشآموز قویتر باید رابطه علت و معلولی را توضیح دهد و به سؤالهای بعدی هم جواب بدهد.
هدف محتوایی برای همه یکی است، اما مسیر زبانی میتواند متفاوت باشد.
در CLIL بهتر است محتوای درس و مهارت زبان را تا حدی جدا از هم بررسی کنید تا مشخص شود دانشآموز دقیقا کجا مشکل دارد.
ممکن است یک دانشآموز مفهوم علمی را خیلی خوب فهمیده باشد اما برای بیان آن به زبان دوم مشکل داشته باشد. برعکس، ممکن است دانشآموز خیلی روان صحبت کند اما مفهوم علمی را اشتباه فهمیده باشد.
برای ارزیابی میتوانید از چند ابزار استفاده کنید:
چکلیست محتوایی
معیار ساده برای ارزیابی زبان
یادداشتهای مشاهده معلم
نمودار یا پوستر
گزارش آزمایش
ارائه کوتاه
توضیح شفاهی
در فعالیتهای محتوایی هم بهتر نیست روی تکتک اشتباههای گرامری نمره منفی بدهید. بهتر است از قبل مشخص کنید کدام بخش زبانی برای این فعالیت مهم است و همان بخش را ارزیابی کنید.
مثلا معیارها میتوانند شامل این موارد باشند:
درستی مفاهیم، استفاده از شواهد، نظم و وضوح توضیح، استفاده از واژگان هدف و قابلفهمبودن صحبتها.
دانشآموز هم باید قبل از شروع بداند دقیقا چه چیزهایی قرار است ارزیابی شود.
اولین اشتباه این است که CLIL را فقط ترجمه بدانیم.
اگر یک متن سخت را خطبهخط ترجمه کنیم، ممکن است دانشآموز هنوز نتواند از ایدههای آن استفاده کند.
اشتباه دوم، دادن یک فعالیت فکری جذاب اما از نظر زبانی بیش از حد سخت است.
اشتباه سوم، آموزش تعداد زیادی کلمه بدون اینکه دانشآموز واقعا از آنها در یک فعالیت استفاده کند.
اشتباه چهارم هم این است که فکر کنیم دانشآموز خودش بهمرور زبان علمی را یاد میگیرد و نیازی به آموزش و تمرین ندارد.
یک مشکل دیگر هم شلوغکردن بیش از حد کلاس است.
لازم نیست برای هر درس شش فعالیت مختلف اجرا کنید. معمولا دو فعالیت خوب و درست طراحیشده، نتیجه بهتری از چند فعالیت عجولانه دارند.
بهتر است از قبل مشخص کنید دانشآموز برای این درس به چه زبانی نیاز دارد؛ مثلا برای مقایسهکردن، موافقت یا مخالفت، ارائه دلیل، مطرحکردن فرضیه یا نتیجهگیری.
این نوع مهارتهای زبانی در درسهای مختلف قابل استفاده هستند و معمولا از حفظکردن تعداد زیادی کلمه جدا از هم کاربردیترند.
لازم نیست از همان اول یک برنامه بزرگ طراحی کنید.
با یک درس کوتاه و ساده شروع کنید که برای دانشآموزان جذاب باشد.
مثلا:
بررسی برچسب مواد غذایی
گزارش وضعیت آبوهوا در منطقه
یک آزمایش ساده علمی
تمرین خواندن نقشه
یک پروژه درباره محیطزیست
بعد برای همان درس این موارد را مشخص کنید:
یک هدف محتوایی، ۵ تا ۸ کلمه کلیدی، ۲ یا ۳ الگوی جمله، یک ابزار تصویری و یک خروجی نهایی.
بعد از کلاس هم یک نمونه از کار دانشآموز را نگه دارید و ببینید کجا زبان باعث شده نتواند محتوای درس را نشان دهد.
منابع آموزشی British Council میتوانند برای پیدا کردن ایدههای تدریس مفید باشند. دورههای TEFL هم برای معلمانی که میخواهند پایه قویتری در آموزش زبان داشته باشند، گزینههای مختلفی ارائه میکنند.
مهم این است که قدمبهقدم جلو بروید.
CLIL قرار نیست همان برگه تمرین قدیمی باشد که فقط ظاهر جدیدی پیدا کرده است. در این روش، رابطه بین چیزی که دانشآموز یاد میگیرد و زبانی که برای یادگرفتن آن استفاده میکند اهمیت دارد.
اجرای CLIL زمانی راحتتر میشود که معلمان هرکدام جداگانه برنامهریزی نکنند.
مثلا یک گروه آموزشی میتواند روی چند مهارت زبانی مشخص توافق کند؛ مهارتهایی مثل مقایسهکردن، فرضیهسازی، توضیح شواهد و بیان دلیل.
در این صورت، دانشآموز وقتی وارد درسهای مختلف میشود، با همان نوع زبان آموزشی روبهرو خواهد شد و هر بار مجبور نیست دستورهای کاملا جدید یاد بگیرد.
برنامهریزی مشترک به معلمان کمک میکند درباره معیار موفقیت هم به یک نتیجه مشترک برسند.
مثلا معلم علوم میتواند روی توضیح دقیق یک فرایند تمرکز کند و معلم زبان روی کلمات رابط، ساختار جمله و تلفظ کمک کند.
قرار نیست هر معلم تبدیل به متخصص همه حوزهها شود. چیزی که اهمیت دارد، داشتن هدف مشترک و درک یکسان از فعالیت است.
حمایت | نمونه اجرا | فایده برای دانشآموز |
بانک واژگان مشترک | کلمات کلیدی، تصاویر، خانواده واژهها و جملههای نمونه | دانشآموز لازم نیست برای هر کلمه مهم وقت زیادی بگذارد |
الگوهای جمله مشترک | جملههایی مثل «شواهد نشان میدهد...» یا «در مقایسه با... » | دانشآموز مهارتهای زبانی کاربردی را تمرین میکند |
بررسی نمونه کارها | معلمان چند پاسخ را براساس معیارهای مشخص بررسی میکنند | ارزیابی واضحتر و هماهنگتر میشود |
مشاهده کلاس همکاران | یک جلسه کوتاه با تمرکز روی حمایت زبانی و تعامل دانشآموزان | معلمان ایدههای عملی بیشتری یاد میگیرند |
مدرسهها باید برای بازخورد و بررسی تجربه معلمان هم زمان مشخصی در نظر بگیرند.
میتوان از دانشآموزان پرسید کدام روش کمکی بیشتر به آنها کمک کرده، چه زمانی دستورها برایشان نامفهوم شده و در پایان درس چه چیزی را میتوانند با زبان خودشان توضیح دهند.
حتی یک برگه خروج دو دقیقهای میتواند اطلاعات بیشتری نسبت به یک برگه تمرین پرزرقوبرق در اختیار معلم بگذارد.
برای دانشآموزانی که هنوز در حال یادگیری زبان آکادمیک هستند، بهتر است فقط زبان لازم برای فهمیدن درس آموزش داده شود.
تعداد زیاد کلمات میتواند خودش به یک درس جداگانه تبدیل شود.
چند کلمه مهم را انتخاب کنید و آنها را چند بار در صحبتکردن و نوشتن به کار ببرید.
دانشآموز میتواند برای نشاندادن درک خود از نمودار، توالی مراحل، توضیح کوتاه یا تصمیمگیری گروهی هم استفاده کند.
در کلاسهای چندزبانه، نحوه گروهبندی دانشآموزان هم اهمیت دارد.
اگر دانشآموزان درست کنار هم قرار بگیرند، قبل از صحبت در جمع فرصت تمرین پیدا میکنند. الگوهای جمله هم کمک میکنند فقط دانشآموزان قویتر صحبت نکنند و بقیه هم وارد بحث شوند.
هدف این نیست که سطح فکری درس را پایین بیاوریم. باید چالش فکری را حفظ کنیم و فقط مسیر زبانی رسیدن به آن را راحتتر کنیم.
فقط به برگه نهایی دانشآموز نگاه نکنید.
به صحبتهای دونفره آنها گوش دهید، ببینید کدام کلمات را خودشان و بدون کمک استفاده میکنند و از آنها بخواهید درباره چیزی که یاد گرفتهاند یک توضیح کوتاه بدهند.
ترکیب این اطلاعات تصویر کاملتری از وضعیت دانشآموز به شما میدهد.
مثلا ممکن است دانشآموز در برگه نهایی عملکرد متوسطی داشته باشد اما در گفتوگوی گروهی خیلی خوب مفهوم را توضیح دهد.
قرار نیست از روز اول کل برنامه درسی را تغییر دهید.
میتوانید با یک درس CLIL هر دو هفته یکبار شروع کنید، یک الگوی ساده برای برنامهریزی داشته باشید و روی یک مهارت زبانی مشخص تمرکز کنید.
بعد از هر جلسه یادداشت کنید کدام حمایت بیشتر استفاده شد و کدام مورد عملا به کار دانشآموز نیامد.
تغییرات کوچک و براساس تجربه واقعی، معمولا از برنامههای بزرگ و پیچیدهای که فقط به یک معلم پرانرژی وابسته هستند، ماندگارترند.
CLIL قرار نیست به این معنی باشد که همه دانشآموزان خیلی سریع به زبان دوم مسلط میشوند.
این روش همچنین قرار نیست جای تخصص معلم درس را بگیرد.
CLIL یک روش ساختاریافته برای استفاده از زبان دوم در یادگیری واقعی است؛ روشی که به دانشآموز کمک میکند در کلاس مشارکت کند، فکر کند و چیزی را که یاد گرفته نشان دهد.
وقتی یک برنامه CLIL جدید اجرا میشود، باید چند مورد را بررسی کرد:
آیا دانشآموز واقعا محتوای درس را یاد گرفته است؟
آیا از زبان به شکل هدفمند استفاده کرده است؟
آیا در فعالیتها مشارکت داشته است؟
آیا معلم بعد از درس عملکرد کلاس را بررسی کرده است؟
صرف حضور دانشآموز در یک کلاس دوزبانه به معنی موفقیت برنامه نیست. همانطور که یک برگه تمرین رنگارنگ هم لزوما به معنی یادگیری نیست.
CLIL زمانی بهترین نتیجه را میدهد که معلم از ابتدا مشخص کند دانشآموز چه چیزی باید یاد بگیرد و برای یادگیری آن به چه زبانی نیاز دارد.
بعد باید مسیر مناسبی برای ورود دانشآموز به فعالیت فراهم شود؛ با تصویر، الگو، واژگان کلیدی، تمرین و فرصت کافی برای صحبتکردن.
در نهایت هم باید همان چیزهایی ارزیابی شوند که واقعا اهمیت دارند.
CLIL در شروع ممکن است کمی سخت به نظر برسد، اما وقتی چهار C به بخشی از برنامهریزی روزانه تبدیل شوند، طراحی درس بسیار راحتتر میشود.
مهمترین نکته این است که زبان در CLIL فقط یک موضوع درسی نیست. زبان تبدیل به ابزاری میشود که دانشآموز با استفاده از آن سؤال میپرسد، فکر میکند، ایدههایش را توضیح میدهد و چیزهای جدید یاد میگیرد.
همین استفاده واقعی از زبان است که باعث میشود یادگیری برای دانشآموز معنادارتر و ماندگارتر شود.
برچسبها
کیوان کاری
عاشق ساختن متنهای جذاب، ساده و سئو شده برای وب و دنیای دیجیتالم. کنار این کار هم همیشه در حال یاد گرفتن زبان انگلیسیام و سعی میکنم هر روز یه قدم جلوتر از دیروز باشم.
یادگیری زبان با فانگلیش، شیرینتر از عسله
همین حالا به بیش از ۴۰,۰۰۰ نفر که انگلیسی رو رایگان و جذاب یاد میگیرن ملحق شو