اصطلاحات انگلیسی که نباید تحت اللفظی ترجمه شوند
نویسنده
کیوان کاری
16 مهر 1405
17 دقیقه مطالعه
ترجمه تحت اللفظی یعنی کلمات یک جمله یا عبارت را بدون توجه به معنی کلی آن، یکی یکی ترجمه کنیم؛ اما در زبان انگلیسی بعضی عبارتها معنی متفاوتی دارند و اگر آنها را کلمه به کلمه ترجمه کنیم، ممکن است به نتیجه عجیب یا حتی خندهداری برسیم!
مثلا، اگر کسی به شما بگوید Break a leg، قرار نیست واقعا پایتان را بشکنید! این اصطلاح در انگلیسی یعنی «موفق باشی» و معمولا برای آرزوی موفقیت، بهخصوص قبل از اجرا، استفاده میشود.
اصطلاحات زیادی در زبان انگلیسی وجود دارند که معنی واقعی آنها با ترجمه کلماتشان فرق میکند. در این مقاله از فانگلیش قرار است با اصطلاحات انگلیسی که نباید تحت اللفظی ترجمه شوند آشنا شوید، معنی درست آنها را یاد بگیرید و با مثالهای ساده ببینید چطور میتوانید از این اصطلاحات در مکالمات روزمره استفاده کنید.
برای اینکه بهتر متوجه تفاوت ترجمه تحت اللفظی و معنی واقعی اصطلاحات شوید، در جدول زیر ۱۰ اصطلاح بسیار معروف انگلیسی را بررسی میکنیم
اصطلاح انگلیسی | ترجمه تحت اللفظی | معنی واقعی |
Break a leg | پایت را بشکن! | موفق باشی! |
Piece of cake | یک تکه کیک | کاری که خیلی راحت و آسان است |
Spill the beans | لوبیاها را بریز بیرون | راز یا اطلاعات پنهانی را فاش کردن |
Under the weather | زیر آب و هوا | احساس کسالت یا ناخوشی داشتن |
Cost an arm and a leg | به قیمت یک دست و یک پا | خیلی گران بودن |
Once in a blue moon | یک بار در ماه آبی | خیلی بهندرت اتفاق افتادن |
Hit the sack | به کیسه ضربه زدن معنی | رفتن به رختخواب و خوابیدن |
Let the cat out of the bag | گربه را از کیسه بیرون آوردن | ناخواسته رازی را فاش کردن |
It's raining cats and dogs | گربه و سگ از آسمان میبارد | باران خیلی شدیدی میبارد |
Break the ice | یخ را شکستن | سر صحبت را باز کردن و فضای رسمی یا معذب را صمیمیتر کردن |
حالا سراغ چند اصطلاح انگلیسی میرویم که در مکالمات روزمره زیاد استفاده میشوند. این عبارتها برای بیان احساسات، درخواست کمک، صحبت درباره کارهای روزانه یا ارتباط با دیگران کاربرد دارند.
زمانی که میخواهید در انجام کاری به دوست یا همکارتان کمک کنید، میتوانید از این اصطلاح استفاده کنید.
مثال:
Can you give me a hand carrying these boxes?
میتونی کمکم کنی این جعبهها رو جابجا کنم؟
اگر بهاندازه کافی کار کردهاید و میخواهید ادامه کار را به روز دیگری موکول کنید، این عبارت به کارتان میآید.
مثال:
I know things are difficult right now, but hang in there!
میدونم الان شرایط سخته، ولی کم نیار!
Hang in there: تسلیم نشدن و ادامه دادن
با این اصطلاح میتوانید به کسی که شرایط سختی دارد، دلگرمی بدهید و او را به ادامه تلاش تشویق کنید.
مثال:
Before we start the project, let's make sure we're on the same page.
قبل از شروع پروژه، مطمئن بشیم که همه با هم همنظریم.
اگر شما و فرد دیگری درباره موضوعی درک یا نظر مشترکی دارید، میتوانید این عبارت را به کار ببرید.
Keep an eye on: مراقب کسی یا چیزی بودن
مثلا وقتی میخواهید از کسی بخواهید چند دقیقه مراقب وسایلتان باشد، این اصطلاح کاربرد دارد.
مثال:
Can you keep an eye on my bag while I get some water?
میتونی تا وقتی میرم آب بیارم، مراقب کیفم باشی؟
زمانی که بعد از چند بار تمرین، روش انجام کاری را یاد میگیرید، میتوانید از این عبارت استفاده کنید.
مثال:
Driving was hard at first, but I'm getting the hang of it.
رانندگی اولش سخت بود، ولی کم کم دارم قلقش رو یاد میگیرم.
Give someone a heads-up: از قبل خبر دادن
با این اصطلاح میتوانید کسی را از یک اتفاق یا تغییر برنامه باخبر کنید تا آمادگی داشته باشد.
مثال:
Just wanted to give you a heads-up that the meeting starts at 8 tomorrow.
فقط خواستم از قبل بهت خبر بدم که جلسه فردا ساعت ۸ شروع میشه.
اگر قرار بوده کاری انجام دهید، اما کاملا از یادتان رفته، میتوانید این عبارت را بگویید.
مثال:
I was supposed to call you yesterday, but it completely slipped my mind.
قرار بود دیروز بهت زنگ بزنم، ولی کلا از یادم رفت.
وقتی میخواهید کسی شما را از آخرین خبرها یا تغییرات یک موضوع مطلع کند، این اصطلاح به کارتان میآید.
مثال:
Keep me posted on what happens with your job interview.
هر خبری درباره مصاحبه کاریت شد، من رو هم در جریان بذار.
اگر میخواهید طرف مقابل توضیحات اضافی را کنار بگذارد و مستقیم درباره موضوع اصلی صحبت کند، میتوانید این عبارت را به کار ببرید.
مثال:
We don't have much time, so let's cut to the chase.
وقت زیادی نداریم، پس بریم سر اصل مطلب.
با این اصطلاح میتوانید به کسی توصیه کنید آرام باشد، فشار زیادی به خودش وارد نکند یا کمی استراحت کند.
مثال:
You've been working all day. Take it easy tonight.
تمام روز کار کردی. امشب یکم استراحت کن.
اگر هنوز برنامه مشخصی ندارید و ترجیح میدهید بر اساس اتفاقات پیشآمده تصمیم بگیرید، این عبارت مناسب است.
مثال:
We don't have any plans for the weekend. Let's just play it by ear.
برای آخر هفته برنامه خاصی نداریم. ببینیم چی پیش میاد و همون موقع تصمیم بگیریم.
وقتی میخواهید با دوست یا همکارتان گفتوگوی کوتاهی داشته باشید و از وضعیت یک کار مطلع شوید، میتوانید از این اصطلاح کمک بگیرید.
مثال:
Let's touch base tomorrow to talk about the project.
بیا فردا یه صحبت کوتاه درباره پروژه داشته باشیم.
با استفاده از این عبارت میتوانید از دیگران بخواهید شما را از تصمیمها و تغییرات مربوط به یک موضوع باخبر کنند.
مثال:
Please keep me in the loop about any changes to the schedule.
لطفا اگه تغییری توی برنامه ایجاد شد، من رو هم در جریان بذار.
اگر میخواهید یک جلسه، فعالیت یا پروژه را آغاز کنید و دیگران را هم به مشارکت تشویق کنید، این اصطلاح کاربرد دارد.
مثال:
Let's get the ball rolling with a quick introduction.
بیا با یه معرفی کوتاه شروع کنیم.
وقتی برای رسیدن به نتیجه بهتر یا کمک به دیگران بیشتر از وظیفه معمول خود تلاش میکنید، میتوانید از این عبارت استفاده کنید.
مثال:
Our teacher always goes the extra mile to help us learn.
معلممون همیشه بیشتر از وظیفهاش تلاش میکنه تا ما بهتر یاد بگیریم.
اگر هنوز درباره موضوعی تصمیم قطعی نگرفتهاید یا نتیجه آن مشخص نیست، این اصطلاح به کارتان میآید.
مثال:
Our travel plans are still up in the air.
برنامه سفرمون هنوز مشخص نیست.
هنگامی که بین دو گزینه ماندهاید و نمیتوانید تصمیم نهایی بگیرید، میتوانید با این عبارت دودلی خود را بیان کنید.
مثال:
I'm still on the fence about buying a new laptop.
هنوز مرددم که لپ تاپ جدید بخرم یا نه.
اگر میخواهید کاری را دقیقا مطابق دستورالعملها انجام دهید و هیچ قانونی را زیر پا نگذارید، این اصطلاح مناسب است.
مثال:
Our manager does everything by the book.
مدیرمون همه کارها رو دقیقا طبق قوانین انجام میده.
با این عبارت میتوانید درباره عمل کردن به وعدهها صحبت کنید یا از کسی بخواهید به قولی که داده، پایبند بماند.
مثال:
You promised to help me, so please keep your word.
قول دادی کمکم کنی، پس لطفا سر قولت بمون.
بیشتر بخوانید: اصطلاحات بانکی به انگلیسی
بعضی از اصطلاحات انگلیسی آنقدر عجیب هستند که اگر آنها را کلمه به کلمه ترجمه کنید، ممکن است خندهتان بگیرد! مثلا تصور کنید کسی به شما بگوید «یک قورباغه تو گلوت داری» یا «اسبهات رو نگه دار»! این عبارتها در انگلیسی معنی کاملا متفاوتی دارند.
در ادامه با ۱۲ اصطلاح عجیب و جالب آشنا میشوید که دانستن معنی واقعی آنها کمک میکند هنگام شنیدنشان سردرگم نشوید.
ترجمه تحت اللفظی این عبارت «وقتی خوکها پرواز کنند» است، اما معنی واقعی آن «هرگز» یا «محال است!» است. اگر بخواهید با لحنی طنزآمیز بگویید اتفاقی هیچوقت نمیافتد، میتوانید از این اصطلاح استفاده کنید.
معنی ظاهری این عبارت «ماهی بیرون از آب» است، اما به کسی اشاره دارد که در محیطی ناآشنا احساس راحتی نمیکند. اگر وارد جمعی شوید که هیچکس را نمیشناسید و احساس غریبی کنید، این اصطلاح وضعیت شما را توصیف میکند.
ترجمه کلمه به کلمه این عبارت «اسبهایت را نگه دار» است، اما در واقع یعنی «دست نگه دار» یا «عجله نکن». وقتی میخواهید از کسی بخواهید قبل از تصمیمگیری کمی صبر کند، این عبارت به کارتان میآید.
معنی تحت اللفظی این عبارت «فیل داخل اتاق» است، اما به مشکل مهم و آشکاری اشاره دارد که هیچکس نمیخواهد درباره آن صحبت کند. اگر در جلسهای همه از یک مشکل خبر دارند، اما کسی آن را مطرح نمیکند، میتوانید از این اصطلاح کمک بگیرید.
معنی ظاهری این عبارت «داشتن پروانه در شکم» است، اما در واقع به احساس اضطراب و دلشوره اشاره دارد. مثلا اگر قبل از امتحان یا سخنرانی خیلی مضطرب هستید، میتوانید با این عبارت احساس خود را بیان کنید.
ترجمه کلمه به کلمه این عبارت «سیبزمینی روی مبل» است، اما به فردی کمتحرک گفته میشود که بیشتر وقتش را روی مبل و جلوی تلویزیون میگذراند. اگر بخواهید چنین فردی را با لحنی غیررسمی توصیف کنید، این عبارت کاربرد دارد.
معنی ظاهری این عبارت «برای درخت اشتباهی پارس کردن» است، اما به معنی انتخاب مسیر یا روش اشتباه است. اگر برای حل مشکلی بهدنبال دلیل نادرستی میگردید، میتوانید از این اصطلاح استفاده کنید.
ترجمه کلمه به کلمه این عبارت «مثل مرغ بدون سر این طرف و آن طرف دویدن» است، اما به معنی با عجله و سردرگمی کارهای مختلف را انجام دادن است. وقتی کارهای زیادی دارید و بدون برنامه از این کار به آن کار میروید، این عبارت شرایط شما را توصیف میکند.
معنی تحت اللفظی این عبارت «از چیزی گوش خوک ساختن» است، اما در انگلیسی بریتانیایی به معنی خراب کردن یا بد انجام دادن یک کار است. اگر کاری را ناشیانه انجام دهید و نتیجه خوبی نگیرید، میتوانید از این اصطلاح استفاده کنید.
ترجمه ظاهری این عبارت «قورباغه داشتن در گلو» است، اما به حالتی اشاره دارد که به دلیل خشکی یا گرفتگی گلو بهسختی صحبت میکنید. اگر هنگام حرف زدن صدایتان بگیرد و مجبور شوید گلویتان را صاف کنید، این عبارت به کارتان میآید.
معنی تحت اللفظی این عبارت «مگس روی دیوار» است، اما به کسی اشاره دارد که میخواهد بدون جلب توجه، شاهد یک اتفاق یا گفتوگو باشد. اگر دوست دارید بدون اینکه کسی متوجه حضورتان شود، صحبتهای یک جلسه را بشنوید، میتوانید از این اصطلاح استفاده کنید.
ترجمه کلمه به کلمه آن «بگذار سگهای خوابیده بخوابند» است، اما معنی واقعی آن «گذشتهها را دوباره پیش نکش» است. اگر نمیخواهید با مطرح کردن یک مشکل قدیمی دوباره بحث و ناراحتی ایجاد کنید، این اصطلاح به کارتان میآید.
اگر فیلمها و سریالهای انگلیسی زبان میبینید، احتمالا بارها با عبارتهایی روبهرو شدهاید که معنی آنها با ترجمه کلمه به کلمه متفاوت است. شخصیتها اغلب از این اصطلاحات برای شوخی کردن، ابراز تعجب، عصبانیت یا صحبتهای دوستانه استفاده میکنند. یادگیری این عبارتها بسیار کاربردی است، زیرا هم کمک میکند دیالوگها را بدون نیاز به زیرنویس بهتر متوجه شوید و هم میتوانید از آنها در مکالمات واقعی استفاده کنید.
اصطلاح انگلیسی | ترجمه تحت اللفظی | معنی واقعی |
I'm all ears | من همهاش گوش هستم | سراپا گوشم؛ دارم با دقت گوش میدهم |
You nailed it | میخ رو کوبیدی | عالی انجامش دادی؛ دقیقا درست گفتی |
It's on me | این روی من است | حسابش با من؛ من هزینه را پرداخت میکنم |
Give me a break | به من استراحت بده | بیخیال شو! بس کن! |
I'm on it | من روی آن هستم | الان انجامش میدهم یا پیگیریش میکنم |
You blew it | آن را فوت کردی | خرابش کردی؛ فرصت رو از دست دادی |
You're pulling my leg | داری پایم را میکشی | داری سر به سرم میگذاری |
It's not my cup of tea | این فنجان چای من نیست | باب میل من نیست؛ به این چیز علاقه ندارم |
I owe you one | یک عدد به تو بدهکارم | یک لطف به تو بدهکارم؛ جبران میکنم |
Take a rain check | یک بلیت مخصوص باران بگیر | این بار نمیتوانم؛ بگذار برای دفعه بعد |
Get over it | از روی آن عبور کن | بیخیالش شو؛ با اتفاقی که افتاده کنار بیا |
That's a wrap | این یک بستهبندی است | کار تموم شد؛ معمولا هنگام پایان فیلمبرداری یا یک فعالیت گفته میشه |
بیشتر بخوانید: فیلم انگلیسی برای تقویت و یادگیری زبان
تشخیص معنی واقعی اصطلاحات انگلیسی یکی از مهارتهایی است که باید هنگام یادگیری زبان تمرین کنید. قرار نیست معنی همه اصطلاحات را از قبل بدانید! فقط با چند روش ساده میتوانید منظور را بهتر بفهمید و متن را اشتباه ترجمه نکنید.
قبل از ترجمه یک اصطلاح، جمله کامل و موقعیتی را که در آن استفاده شده است، بررسی کنید.
مثلا اگر کسی بگوید:
"I'm feeling under the weather today."
و متوجه شوید که حال خوبی ندارد، میتوانید حدس بزنید عبارت Under the weather به معنی «احساس کسالت داشتن» است، نه «زیر آب و هوا بودن».
اگر ترجمه یک عبارت عجیب یا بیمعنی به نظر میرسد، احتمال دارد با یک اصطلاح روبهرو شده باشید.
مثلا جمله زیر را در نظر بگیرید:
"This exam was a piece of cake."
ترجمه کلمه به کلمه آن «این امتحان یک تکه کیک بود» میشود! اما اگر به موضوع جمله توجه کنید، متوجه میشوید که گوینده میخواهد بگوید «این امتحان خیلی آسان بود».
زمانی که با عبارتی نا آشنا روبهرو میشوید، بهتر است بهجای جستجوی تک تک کلمات، کل عبارت را در دیکشنریهایی مانند Cambridge یا Oxford جستجو کنید.
برای مثال، اگر عبارت Hit the books را جستجو کنید، متوجه میشوید که معنی آن «شروع به درس خواندن با جدیت» است، نه «ضربه زدن به کتابها».
سعی کنید هر اصطلاح جدید را در یک جمله یاد بگیرید تا بهتر در ذهنتان بماند.
مثلا بهجای اینکه فقط معنی Give me a hand را حفظ کنید، جمله زیر را تمرین کنید:
"Can you give me a hand with this box?"
یعنی «میتونی کمکم کنی این جعبه رو جابهجا کنم؟»
بعد از یادگیری معنی یک اصطلاح، سعی کنید آن را در جملهای درباره زندگی روزمره خودتان استفاده کنید.
مثلا برای اصطلاح Call it a day میتوانید بگویید:
"I'm tired. Let's call it a day."
یعنی «خستهام. بیا دیگه برای امروز کار رو تموم کنیم.»
با تکرار این تمرینها، کمکم یاد میگیرید که اصطلاحات انگلیسی را بهجای ترجمه کلمه به کلمه، با توجه به معنی و کاربرد واقعی آنها درک کنید.
بیشتر بخوانید: یادگیری لغات ورزشی در زبان انگلیسی
یادگیری اصطلاحات انگلیسی که نباید تحت اللفظی ترجمه شوند، به شما کمک میکند معنی واقعی جملهها را بهتر درک کنید و در مکالمات روزمره کمتر دچار اشتباه شوید. همانطور که در مثالهای این مقاله دیدید، معنی بعضی عبارتها با ترجمه کلمه به کلمه آنها کاملا متفاوت است. پس بهتر است هر اصطلاح را همراه با معنی درست، مثال و موقعیت کاربرد آن یاد بگیرید. پیشنهاد میکنیم هنگام تماشای فیلم و سریال یا خواندن متنهای انگلیسی، اصطلاحات جدید را یادداشت کنید و با آنها جمله بسازید.
یعنی کلمات یک عبارت را جداگانه ترجمه کنید، بدون اینکه به معنی کلی جمله توجه داشته باشید.
خیر، بسیاری از عبارتها معنی مستقیم دارند و فقط بعضی از آنها مفهوم متفاوتی از معنی کلماتشان دارند.
بهتر است هر اصطلاح را همراه با معنی واقعی، یک جمله کاربردی و موقعیت استفاده از آن یاد بگیرید.
برچسبها
کیوان کاری
عاشق ساختن متنهای جذاب، ساده و سئو شده برای وب و دنیای دیجیتالم. کنار این کار هم همیشه در حال یاد گرفتن زبان انگلیسیام و سعی میکنم هر روز یه قدم جلوتر از دیروز باشم.
یادگیری زبان با فانگلیش، شیرینتر از عسله
همین حالا به بیش از ۴۰,۰۰۰ نفر که انگلیسی رو رایگان و جذاب یاد میگیرن ملحق شو