تعیین سطح
بلاگ
مرکز راهنما
درباره ما
قوانین

یادگیری لغات ورزشی در زبان انگلیسی

نویسنده

کیوان کاری

02 آذر 1404

12 دقیقه مطالعه

یادگیری لغات ورزشی در زبان انگلیسی فقط برای علاقه‌مندان به ورزش کاربرد ندارد. این واژه‌ها را در مکالمه‌های روزمره، اخبار، فیلم‌ها، مسابقات و حتی گفت‌وگوهای دوستانه زیاد می‌شنوید. در این مقاله با مهم‌ترین لغات ورزشی در زبان انگلیسی، انواع ورزش ها به انگلیسی و اصطلاحات ورزشی به انگلیسی آشنا می‌شوید و کاربرد هر کدام را با مثال‌های ساده یاد می‌گیرید.

اهمیت یادگیری لغات ورزشی در زبان انگلیسی

ورزش یکی از موضوعات رایج در مکالمه انگلیسی است. ممکن است درباره ورزش مورد علاقه‌تان صحبت کنید، نتیجه یک مسابقه را بپرسید، درباره یک بازیکن یا تیم نظر بدهید یا بگویید چند بار در هفته ورزش می‌کنید.

برای این موقعیت‌ها، فقط دانستن نام ورزش‌ها کافی نیست. باید واژه‌هایی مانند بازیکن، مربی، مسابقه، امتیاز، پیروزی، شکست، تمرین و رقابت را هم بشناسید.

برای مثال:

I play football twice a week.
من هفته‌ای دو بار فوتبال بازی می‌کنم.

Our team won the match.
تیم ما مسابقه را برد.

She is a professional athlete.
او یک ورزشکار حرفه‌ای است.

مهم‌ترین لغات ورزشی در زبان انگلیسی

در ادامه، تعدادی از پرکاربردترین لغات ورزشی را می‌بینید.

واژه انگلیسی

معنی فارسی

Sport

ورزش

Athlete

ورزشکار

Player

بازیکن

Coach

مربی

Captain

کاپیتان

Team

تیم

Match

مسابقه

Game

بازی

Competition

رقابت

Tournament

مسابقات / تورنمنت

Opponent

حریف

Fan

هوادار

Spectator

تماشاگر

Referee

داور

Umpire

داور

Score

امتیاز / نتیجه

Goal

گل

Victory

پیروزی

Defeat

شکست

Draw

مساوی

Medal

مدال

Trophy

جام

Record

رکورد

Training

تمرین

Skill

مهارت

Strategy

استراتژی

Tactics

تاکتیک

Fitness

آمادگی جسمانی

Final

فینال

Half-time

بین دو نیمه

چند واژه مهم برای صحبت درباره مسابقه

Beat
به معنی شکست‌دادن است.

Italy beat France.
ایتالیا فرانسه را شکست داد.

Win
به معنی برنده‌شدن است.

We won the game.
ما بازی را بردیم.

Lose
به معنی باختن است.

They lost the match.
آن‌ها مسابقه را باختند.

Draw
برای زمانی استفاده می‌شود که نتیجه مسابقه مساوی باشد.

The game ended in a draw.
بازی با نتیجه مساوی تمام شد.

Compete
به معنی رقابت‌کردن یا در یک مسابقه شرکت‌کردن است.

Many athletes compete in this tournament.
ورزشکاران زیادی در این تورنمنت رقابت می‌کنند.

انواع ورزش ها به انگلیسی

شناخت نام ورزش‌ها یکی از اولین قدم‌ها برای یادگیری لغات ورزشی در زبان انگلیسی است. ورزش‌ها را می‌توان بر اساس نوع فعالیت به چند گروه تقسیم کرد.

ورزش‌های توپی به انگلیسی

ورزش

انگلیسی

فوتبال

Football / Soccer

بسکتبال

Basketball

والیبال

Volleyball

تنیس

Tennis

تنیس روی میز

Table Tennis

بدمینتون

Badminton

بیسبال

Baseball

راگبی

Rugby

گلف

Golf

کریکت

Cricket

هندبال

Handball

واترپلو

Water Polo

I play basketball with my friends.
من با دوستانم بسکتبال بازی می‌کنم.

He plays tennis every weekend.
او هر آخر هفته تنیس بازی می‌کند.

ورزش‌های رزمی به انگلیسی

ورزش

انگلیسی

بوکس

Boxing

کشتی

Wrestling

کاراته

Karate

تکواندو

Taekwondo

جودو

Judo

کیک‌بوکسینگ

Kickboxing

MMA

MMA / Mixed Martial Arts

He trains in boxing three times a week.
او سه بار در هفته بوکس تمرین می‌کند.

ورزش‌های آبی به انگلیسی

ورزش

انگلیسی

شنا

Swimming

شیرجه

Diving

موج‌سواری

Surfing

قایق‌رانی

Rowing

کانو

Canoeing

کایاک

Kayaking

واترپلو

Water Polo

She enjoys swimming in the summer.
او از شناکردن در تابستان لذت می‌برد.

ورزش‌های زمستانی به انگلیسی

ورزش

انگلیسی

اسکی

Skiing

اسنوبورد

Snowboarding

اسکیت روی یخ

Ice Skating

هاکی روی یخ

Ice Hockey

کرلینگ

Curling

We went skiing last winter.
ما زمستان گذشته برای اسکی رفتیم.

ورزش‌های دو و میدانی به انگلیسی

ورزش

انگلیسی

دوومیدانی

Athletics

دو سرعت

Sprinting

دو استقامت

Long-distance Running

پرش طول

Long Jump

پرش ارتفاع

High Jump

پرتاب دیسک

Discus Throw

پرتاب نیزه

Javelin Throw

She competes in athletics.
او در رشته دوومیدانی رقابت می‌کند.

اصطلاحات ورزشی به انگلیسی

بعد از یادگیری نام ورزش‌ها، بهتر است با اصطلاحاتی آشنا شوید که در جریان مسابقات و مکالمه‌های ورزشی زیاد استفاده می‌شوند.

Warm-up | گرم‌کردن

Warm up before the match.
قبل از مسابقه گرم کنید.

Warm-up به حرکات و تمرین‌هایی گفته می‌شود که قبل از ورزش برای آماده‌کردن بدن انجام می‌شوند.

Half-time | وقت استراحت بین دو نیمه

The players went to the locker room at half-time.
بازیکنان در وقت استراحت بین دو نیمه به رختکن رفتند.

Final score | نتیجه نهایی

The final score was 3–1.
نتیجه نهایی ۳ بر ۱ بود.

Kick off | شروع مسابقه

این اصطلاح بیشتر در فوتبال استفاده می‌شود و به شروع بازی اشاره دارد.

The match kicks off at 8 p.m.
مسابقه ساعت ۸ شب شروع می‌شود.

Cheer on | تشویق‌کردن

برای تشویق یک تیم یا بازیکن از cheer on استفاده می‌کنیم.

The fans cheered on their team.
هواداران تیمشان را تشویق کردند.

Take the lead | جلو افتادن

وقتی یک تیم یا بازیکن از حریف پیش می‌افتد، می‌توان از این عبارت استفاده کرد.

Our team took the lead in the second half.
تیم ما در نیمه دوم جلو افتاد.

Keep the score | حفظ نتیجه

این عبارت زمانی استفاده می‌شود که درباره ثبت امتیازهای مسابقه صحبت می‌کنیم.

Can you keep the score?
می‌توانی امتیازها را ثبت کنی؟

Break a record | رکورد شکستن

He broke the world record.
او رکورد جهانی را شکست.

Win a medal | مدال گرفتن

She won a gold medal.
او مدال طلا گرفت.

Make a comeback | بازگشت به بازی

وقتی تیم یا بازیکنی که عقب افتاده دوباره شرایط را تغییر می‌دهد و به مسابقه برمی‌گردد، از make a comeback استفاده می‌شود.

The team made a great comeback in the second half.
تیم در نیمه دوم بازگشت فوق‌العاده‌ای داشت.

اصطلاحات مهم فوتبال به انگلیسی

فوتبال یکی از ورزش‌هایی است که واژگان و اصطلاحات زیادی در زبان انگلیسی دارد.

اصطلاح

معنی

Goal

گل

Goalkeeper

دروازه‌بان

Defender

مدافع

Midfielder

هافبک

Forward

مهاجم

Pass

پاس

Shoot

شوت‌زدن

Tackle

تکل

Free kick

ضربه آزاد

Penalty

پنالتی

Offside

آفساید

Corner

کرنر

Yellow card

کارت زرد

Red card

کارت قرمز

Extra time

وقت اضافه

The striker scored a beautiful goal.
مهاجم یک گل زیبا زد.

The referee gave a yellow card.
داور کارت زرد نشان داد.

He was caught offside.
او در موقعیت آفساید قرار گرفت.

اصطلاحات مهم بسکتبال به انگلیسی

اگر به بسکتبال علاقه دارید، این واژه‌ها بسیار پرکاربرد هستند:

اصطلاح

معنی

Basket

سبد

Court

زمین بسکتبال

Dribble

دریبل

Pass

پاس

Shoot

شوت

Rebound

ریباند

Dunk

دانک

Free throw

پرتاب آزاد

Three-pointer

پرتاب سه‌امتیازی

Foul

خطا

He scored a three-pointer.
او یک پرتاب سه‌امتیازی زد.

اصطلاحات مهم تنیس به انگلیسی

در تنیس نیز چند واژه مهم وجود دارد که زبان‌آموزان باید با آن‌ها آشنا باشند.

اصطلاح

معنی

Court

زمین تنیس

Racket

راکت

Serve

سرویس

Set

ست

Match

مسابقه

Baseline

خط انتهایی زمین

Net

تور

Ace

سرویسی که حریف نمی‌تواند به آن دست بزند

Deuce

امتیاز برابر در شرایط خاص

Tie-break

تای‌بریک

Her serve was very powerful.
سرویس او بسیار قدرتمند بود.

افعال پرکاربرد در زبان ورزشی

برای صحبت‌کردن درباره ورزش، فقط اسم‌ها را یاد نگیرید. افعال ورزشی نیز بسیار مهم هستند.

Play | بازی‌کردن

برای بسیاری از ورزش‌های توپی استفاده می‌شود.

I play football.
من فوتبال بازی می‌کنم.

Go | رفتن / انجام‌دادن

معمولا برای برخی فعالیت‌های ورزشی مانند شنا، دویدن و اسکی استفاده می‌شود.

I go swimming twice a week.
من هفته‌ای دو بار شنا می‌کنم.

They go skiing every winter.
آن‌ها هر زمستان اسکی می‌روند.

Do | انجام‌دادن

برای بعضی ورزش‌ها و فعالیت‌ها مانند یوگا و کاراته کاربرد دارد.

She does yoga every morning.
او هر صبح یوگا انجام می‌دهد.

He does karate.
او کاراته کار می‌کند.

Train | تمرین‌کردن

The team trains every morning.
تیم هر صبح تمرین می‌کند.

Practise | تمرین‌کردن

The players practise their skills every day.
بازیکنان هر روز مهارت‌های خود را تمرین می‌کنند.

در انگلیسی آمریکایی، practice هم برای اسم و هم برای فعل استفاده می‌شود، اما در انگلیسی بریتانیایی practise فعل و practice اسم است.

چند جمله کاربردی برای صحبت درباره ورزش

برای تقویت مکالمه، این جمله‌های ساده بسیار کاربردی هستند:

What is your favorite sport?
ورزش مورد علاقه‌ات چیست؟

My favorite sport is football.
ورزش مورد علاقه من فوتبال است.

Do you play any sports?
آیا ورزش خاصی انجام می‌دهی؟

How often do you exercise?
چند وقت یک‌بار ورزش می‌کنی؟

I work out three times a week.
من سه بار در هفته ورزش می‌کنم.

Who is your favorite athlete?
ورزشکار مورد علاقه‌ات کیست؟

Which team do you support?
طرفدار کدام تیم هستی؟

Who won the match?
چه کسی مسابقه را برد؟

What was the final score?
نتیجه نهایی چه شد؟

The match ended in a draw.
مسابقه مساوی تمام شد.

تفاوت چند واژه مشابه ورزشی

بعضی از لغات ورزشی در زبان انگلیسی معنای نزدیک به یکدیگر دارند و ممکن است زبان‌آموزان آن‌ها را اشتباه بگیرند.

Game و Match

هر دو می‌توانند به معنی بازی یا مسابقه باشند، اما کاربردشان به نوع ورزش و موقعیت بستگی دارد. Match در ورزش‌هایی مانند فوتبال، تنیس و بوکس بسیار رایج است، در حالی که game در ورزش‌هایی مانند بسکتبال و بیسبال کاربرد زیادی دارد.

Player و Athlete

Player معمولا به فردی گفته می‌شود که در یک بازی یا ورزش تیمی شرکت می‌کند، در حالی که athlete واژه گسترده‌تری برای ورزشکار است.

Coach و Trainer

Coach بیشتر به فردی گفته می‌شود که یک بازیکن یا تیم را آموزش می‌دهد و برای مسابقه آماده می‌کند. Trainer نیز می‌تواند به مربی یا فردی اشاره داشته باشد که روی مهارت و آمادگی جسمانی ورزشکار کار می‌کند.

Referee و Umpire

هر دو به داور گفته می‌شوند، اما در ورزش‌های مختلف از آن‌ها استفاده می‌شود. برای مثال، در فوتبال معمولا از referee و در کریکت از umpire استفاده می‌شود.

بهترین روش برای یادگیری لغات ورزشی در زبان انگلیسی

برای اینکه این واژه‌ها فقط حفظ نشوند و واقعا وارد دایره لغات شما شوند، بهتر است آن‌ها را در جمله و موقعیت یاد بگیرید.

مثلا به‌جای حفظ‌کردن واژه victory به‌تنهایی، آن را در یک جمله یاد بگیرید:

The team celebrated its victory.
تیم پیروزی خود را جشن گرفت.

همچنین می‌توانید هر روز ۵ تا ۱۰ واژه ورزشی انتخاب کنید و برای هر کدام یک جمله ساده بسازید. دیدن مسابقات ورزشی به زبان انگلیسی، گوش‌دادن به گزارش بازی‌ها و خواندن اخبار ورزشی نیز باعث می‌شود این واژه‌ها را در موقعیت واقعی ببینید.

کلام آخر

یادگیری لغات ورزشی در زبان انگلیسی راه خوبی برای تقویت دایره لغات و مهارت مکالمه است. از نام ورزش‌ها مانند football، basketball، tennis و swimming گرفته تا واژه‌هایی مانند player، coach، score، goal و victory، همه در موقعیت‌های مختلف کاربرد دارند. با یادگیری انواع ورزش ها به انگلیسی و آشنایی با اصطلاحات ورزشی به انگلیسی، راحت‌تر می‌توانید درباره مسابقات، ورزشکاران، تیم‌ها و فعالیت‌های ورزشی صحبت کنید.

برچسب‌ها

انگلیسی برای مشاغل

کیوان کاری

عاشق ساختن متن‌های جذاب، ساده و سئو شده برای وب و دنیای دیجیتالم. کنار این کار هم همیشه در حال یاد گرفتن زبان انگلیسی‌ام و سعی می‌کنم هر روز یه قدم جلوتر از دیروز باشم.

جدیدترین‌های مقالات

مشاهده همه

  • بهترین اپلیکیشن زبان انگلیسی برای کودکان | معرفی 8 اپ کاربردی

    کیوان کاری

    20 دقیقه مطالعه

  • علائم نگارشی در زبان انگلیسی با تلفظ + ۱۴ علامت همراه با مثال

    کیوان کاری

    12 دقیقه مطالعه

  • راهنمای جامع اپلیکیشن فانگلیش

    کیوان کاری

    10 دقیقه مطالعه

  • CLIL چیست؟ راهنمای آموزش زبان به سبک CLIL

    کیوان کاری

    10 دقیقه مطالعه

  • چطور مهارت اسپیکینگ را تقویت کنیم؟ 10 روش کاربردی

    کیوان کاری

    15 دقیقه مطالعه

یادگیری زبان با فانگلیش، شیرین‌تر از عسله

همین حالا به بیش از ۴۰,۰۰۰ نفر که انگلیسی رو رایگان و جذاب یاد می‌گیرن ملحق شو