چگونه ضرورتها رو در زبان انگلیسی بگیم؟ | گرامر Have to, Must, Should
نویسنده
متین هاشمی پور
01 آبان 1405
8 دقیقه مطالعه
تا به حال خواستهاید به انگلیسی بگویید «باید درس بخوانم»، «حتماً این فیلم را ببین» یا «بهتر است زودتر بخوابی»، اما ندانستهاید کدام عبارت مناسبتر است؟
در زبان انگلیسی، سه ساختار Have to، Must و Should برای بیان ضرورت، الزام و توصیه استفاده میشوند. شاید معنی فارسی آنها در بعضی جملهها شبیه به هم باشد، اما کاربردشان همیشه یکسان نیست. انتخاب درست این عبارتها کمک میکند منظورتان را دقیقتر بیان کنید و در مکالمه طبیعیتر به نظر برسید.
در این مقاله، با مثالهای ساده یاد میگیریم هرکدام از این ساختارها چه زمانی استفاده میشوند، چگونه آنها را منفی یا سؤالی کنیم و چطور تفاوتشان را در موقعیتهای روزمره تشخیص دهیم.
برای شروع، این سه جمله را مقایسه کنید:
I have to go to work.
باید به محل کار بروم؛ چون یک ضرورت یا تعهد دارم.
I must call my mother.
باید به مادرم زنگ بزنم؛ این کار را ضروری میدانم.
You should get some rest.
بهتر است کمی استراحت کنی.
هر سه جمله درباره انجام یک کار هستند، اما منظور گوینده متفاوت است.
ساختار | کاربرد اصلی | مثال |
|---|---|---|
Have to | الزام یا ضرورت | I have to study. |
Must | الزام قوی یا تأکید | You must be careful. |
Should | توصیه و پیشنهاد | You should study more. |
این تفاوتها همیشه مطلق نیستند. برای مثال، Must میتواند برای تأکید بر یک توصیه مثبت هم استفاده شود. بااینحال، جدول بالا نقطه شروع خوبی برای یادگیری است.
از Have to زمانی استفاده میکنیم که انجام کاری به دلیل شرایط، قوانین، مسئولیتها یا موقعیت بیرونی ضروری باشد.
برای مثال، ممکن است لازم باشد سر ساعت به محل کار برسید، برای امتحان درس بخوانید یا قوانین مدرسه را رعایت کنید.
ساختار جمله به این صورت است:
فاعل + have to / has to + شکل ساده فعل
I have to wake up early.
من باید زود بیدار شوم.
She has to wear a uniform at school.
او باید در مدرسه لباس فرم بپوشد.
We have to finish this project today.
ما باید امروز این پروژه را تمام کنیم.
دقت کنید که برای He، She و It در زمان حال از Has to استفاده میکنیم.
برای منفی کردن این ساختار، از Don't یا Doesn't استفاده میکنیم:
فاعل + don't / doesn't + have to + فعل ساده
I don't have to work tomorrow.
لازم نیست فردا کار کنم.
He doesn't have to come early.
لازم نیست او زود بیاید.
نکته مهم این است که Don't have to به معنی ممنوع بودن نیست؛ بلکه یعنی انجام کاری ضروری نیست.
مثلاً جمله زیر را در نظر بگیرید:
You don't have to pay.
یعنی «لازم نیست پولی پرداخت کنی»، نه اینکه «اجازه نداری پول پرداخت کنی».
برای پرسیدن درباره ضرورت انجام کاری، از Do یا Does استفاده میکنیم:
Do you have to work on Fridays?
آیا باید جمعهها کار کنی؟
Does she have to take an exam?
آیا او باید امتحان بدهد؟
یکی از ویژگیهای Have to این است که میتوانیم آن را در زمانهای مختلف به کار ببریم.
I had to study last night.
دیشب مجبور بودم درس بخوانم.
We will have to leave early tomorrow.
فردا باید زود حرکت کنیم.
برای بیان الزام در گذشته، معمولاً از Had to استفاده میکنیم؛ نه Must.
Must زمانی کاربرد دارد که بخواهیم بر ضرورت انجام کاری تأکید کنیم، قانونی را بیان کنیم یا به کسی بگوییم کاری اهمیت زیادی دارد.
مثلاً:
You must wear a seat belt.
باید کمربند ایمنی ببندی.
I must finish this report today.
حتماً باید امروز این گزارش را تمام کنم.
You must try this cake!
حتماً باید این کیک را امتحان کنی!
در مثال آخر، منظور الزام واقعی نیست. گوینده با هیجان و تأکید، خوردن کیک را پیشنهاد میکند.
ساختار آن ساده است:
فاعل + must + شکل ساده فعل
You must listen carefully.
باید با دقت گوش بدهی.
She must study harder.
او باید بیشتر درس بخواند.
یک اشتباه رایج، استفاده از To بعد از Must است. جمله You must to study نادرست است؛ شکل صحیح آن You must study خواهد بود.
همچنین Must برای He، She و It تغییر نمیکند؛ بنابراین نمیگوییم Musts.
این یکی از مهمترین نکات گرامری این درس است.
Mustn't یعنی انجام کاری ممنوع است؛ اما Don't have to یعنی انجام آن ضروری نیست.
مثال:
You mustn't smoke here.
اینجا نباید سیگار بکشی؛ انجام این کار ممنوع است.
You don't have to come early.
لازم نیست زود بیایی؛ اما اگر بخواهی میتوانی زودتر بیایی.
به دو جمله زیر هم توجه کنید:
You mustn't tell anyone.
نباید به کسی چیزی بگویی؛ این کار ممنوع است.
You don't have to tell anyone.
لازم نیست به کسی چیزی بگویی؛ مجبور به گفتن آن نیستی.
تفاوت این دو عبارت کوچک به نظر میرسد، اما میتواند معنای جمله را کاملاً تغییر دهد.
برای بیان الزام در گذشته، معمولاً از Had to استفاده میکنیم:
I had to leave early yesterday.
دیروز مجبور شدم زود بروم.
برای بیان الزام در آینده نیز میتوانیم از Will have to استفاده کنیم:
You will have to practice more.
باید بیشتر تمرین کنی.
اگر بخواهید به دوستتان پیشنهاد بدهید، به کسی نصیحت کنید یا بگویید انجام چه کاری بهتر است، معمولاً Should انتخاب مناسبی است.
Should بیشتر برای توصیه، پیشنهاد و بیان بهترین کار در یک موقعیت استفاده میشود و معمولاً نسبت به Must الزام کمتری دارد.
مثال:
You should drink more water.
بهتر است آب بیشتری بنوشی.
You should talk to your teacher.
بهتر است با معلمت صحبت کنی.
We should leave now.
بهتر است الان حرکت کنیم.
در این جملهها، گوینده توصیه میکند؛ اما الزاماً نمیگوید که انجام آن کار اجباری است.
ساختار مثبت:
فاعل + should + شکل ساده فعل
ساختار منفی:
فاعل + shouldn't + شکل ساده فعل
مثال:
You should practice speaking every day.
بهتر است هر روز مکالمه تمرین کنی.
You shouldn't stay up too late.
بهتر است تا دیروقت بیدار نمانی.
بعد از Should نیز نباید To بیاوریم. برای مثال، You should to study نادرست است و شکل صحیح آن You should study خواهد بود.
برای پرسیدن نظر یا درخواست توصیه، Should را قبل از فاعل قرار میدهیم:
Should I call him?
آیا بهتر است به او زنگ بزنم؟
Should we book a table?
آیا بهتر است یک میز رزرو کنیم؟
این ساختار در مکالمات روزمره کاربرد زیادی دارد؛ بهخصوص زمانی که میخواهید نظر شخص دیگری را درباره یک تصمیم بدانید.
تصور کنید فردا امتحان دارید و هنوز درس نخواندهاید.
اگر بگویید:
You should study tonight.
یعنی «بهتر است امشب درس بخوانی». این جمله توصیه است.
اما اگر بگویید:
You must study tonight.
تأکید بسیار بیشتری بر ضرورت درس خواندن دارید.
به همین ترتیب:
You should see a doctor.
بهتر است به پزشک مراجعه کنی.
You must see a doctor immediately.
باید فوراً به پزشک مراجعه کنی.
در جمله دوم، گوینده فوریت و ضرورت بیشتری را منتقل میکند. البته تفاوت این دو فقط به شدت جمله مربوط نیست؛ موقعیت، رابطه افراد و لحن گوینده هم بر برداشت مخاطب تأثیر میگذارند.
برای استفاده درست از این ساختارها در مکالمه، چند اشتباه رایج را به خاطر بسپارید.
نادرست: I must to go.
درست: I must go.
نادرست: You should to rest.
درست: You should rest.
Mustn't یعنی کاری ممنوع است؛ اما Don't have to یعنی ضرورتی برای انجام آن وجود ندارد.
You mustn't park here.
پارک کردن در اینجا ممنوع است.
You don't have to park here.
لازم نیست در اینجا پارک کنی.
نادرست: Yesterday, I must work late.
درست: Yesterday, I had to work late.
برای صحبت درباره ضرورت انجام کاری در گذشته، از Had to استفاده کنید.
نادرست: She should studies more.
درست: She should study more.
بعد از Must و Should، فعل به شکل ساده میآید؛ حتی اگر فاعل He، She یا It باشد.
حالا نوبت شماست! جای خالی هر جمله را با عبارت مناسب کامل کنید. به معنی جمله توجه کنید.
۱. You ______ wear a seat belt in a car. It's the law.
باید در ماشین کمربند ایمنی ببندی؛ این قانون است.
۲. I'm exhausted. I think I ______ go to bed earlier.
خیلی خستهام. فکر میکنم بهتر است زودتر بخوابم.
۳. You ______ touch that wire. It's dangerous!
نباید به آن سیم دست بزنی؛ خطرناک است.
۴. We ______ pay for the tickets. They're free.
لازم نیست هزینه بلیتها را پرداخت کنیم؛ رایگان هستند.
۱. Have to یا Must — هر دو میتوانند ضرورت را بیان کنند؛ انتخاب دقیق به موقعیت و تأکید بستگی دارد.
۲. Should — گوینده درباره کاری که بهتر است انجام دهد، توصیه میکند.
۳. Mustn't — به دلیل خطر، انجام این کار ممنوع یا بهشدت منع شده است.
۴. Don't have to — پرداخت هزینه ضروری نیست.
اگر در بعضی پاسخها تردید داشتید، بخش مربوط به همان ساختار را دوباره مرور کنید و مثالهای مشابه بسازید. اشتباه کردن در تمرین بخشی طبیعی از یادگیری است؛ مهم این است که دلیل پاسخ درست را متوجه شوید.
یاد گرفتن معنی یک عبارت، اولین قدم است؛ اما برای استفاده طبیعی از آن در مکالمه، بهتر است آن را در موقعیتهای مختلف ببینید، بشنوید و به کار ببرید.
برای مثال، وقتی فیلمی به زبان انگلیسی تماشا میکنید، به جملههایی که در آنها Must، Have to یا Should استفاده شده توجه کنید. سعی کنید معنی جمله را از موقعیت داستان حدس بزنید و سپس خودتان جملهای مشابه بسازید.
تمرین شنیداری (Listening)، تکرار جملهها و تمرین گفتاری (Speaking) به شما کمک میکنند این ساختارها را در موقعیتهای واقعی بهتر تشخیص دهید و به کار ببرید. تماشای ویدئوهای انگلیسی، گوش دادن به مکالمات و تکرار جملهها با صدای بلند نیز میتواند فرصتی برای تمرین بیشتر فراهم کند.
اگر میخواهید یادگیری را به موضوعات دیگری گسترش دهید، میتوانید از وبلاگ Funglish دیدن کنید و مقالات مرتبط با گرامر، لغات و مکالمه را بخوانید.
برای آشنایی بیشتر با روشها و فضای یادگیری Funglish نیز میتوانید به سایت Funglish سر بزنید.
برای انتخاب بین Have to، Must و Should، ابتدا از خودتان بپرسید که منظورتان چیست:
اگر درباره یک ضرورت یا الزام صحبت میکنید، از Have to استفاده کنید.
اگر میخواهید بر ضرورت یا ممنوعیت تأکید کنید، Must یا Mustn't میتواند مناسب باشد.
اگر قصد دارید توصیه یا پیشنهادی بدهید، Should انتخاب خوبی است.
به یاد داشته باشید که یادگیری زبان فقط حفظ کردن قواعد نیست. دیدن مثالها در موقعیتهای مختلف، شنیدن جملههای واقعی و تمرین مداوم به شما کمک میکند آنچه یاد گرفتهاید، به بخشی از مکالمه روزمرهتان تبدیل شود.
هر بار که یک جمله انگلیسی میشنوید یا میخوانید، به انتخاب فعلها و منظور گوینده توجه کنید. همین تمرینهای کوچک، بهمرور درک شما را از زبان انگلیسی عمیقتر میکنند.
برچسبها
متین هاشمی پور
یادگیری زبان با فانگلیش، شیرینتر از عسله
همین حالا به بیش از ۴۰,۰۰۰ نفر که انگلیسی رو رایگان و جذاب یاد میگیرن ملحق شو