آشنایی با 50 مورد از اصطلاحات و واژگان پرکاربرد کامپیوتری به زبان انگلیسی
نویسنده
کیوان کاری
18 مهر 1405
12 دقیقه مطالعه
یادگیری اصطلاحات کامپیوتری به انگلیسی به شما کمک میکند هنگام کار با ویندوز، اینترنت و نرمافزارهای مختلف، گزینهها و پیامهای انگلیسی را بهتر درک کنید. کلماتی مانند Download، Save، Browser و Update از واژگان پرکاربردی هستند که تقریباً هر روز با آنها مواجه میشویم. در این مقاله، ۵۰ مورد از مهمترین واژگان کامپیوتری انگلیسی را همراه با معنی فارسی و مثال یاد میگیرید.
واژگان کامپیوتری (Computer Vocabulary) شامل کلماتی هستند که برای معرفی قطعات کامپیوتر، کار با نرمافزارها، استفاده از اینترنت و مدیریت اطلاعات به کار میروند.
برای یادگیری سادهتر، این اصطلاحات را به پنج گروه تقسیم کردهایم:
واژگان سختافزار کامپیوتر
اصطلاحات نرمافزاری و محیط سیستمعامل
افعال پرکاربرد هنگام کار با کامپیوتر
اصطلاحات اینترنت و وب
واژگان امنیت و مدیریت سیستم
در ادامه، معنی و کاربرد هر گروه را بررسی میکنیم.
سختافزار (Hardware) به قطعات فیزیکی کامپیوتر گفته میشود؛ یعنی بخشهایی که میتوان آنها را مشاهده یا لمس کرد.
آشنایی با نام انگلیسی این قطعات هنگام خرید کامپیوتر، مطالعه مشخصات لپتاپ یا صحبت درباره مشکلات فنی کاربرد دارد.
ردیف | اصطلاح انگلیسی | معنی فارسی |
|---|---|---|
۱ | Computer | رایانه، کامپیوتر |
۲ | Laptop | لپتاپ، رایانه قابلحمل |
۳ | Monitor | نمایشگر |
۴ | Keyboard | صفحهکلید |
۵ | Mouse | ماوس |
۶ | CPU (Processor) | واحد پردازش مرکزی، پردازنده |
۷ | RAM | حافظه دسترسی تصادفی |
۸ | Hard Drive | هارددیسک، وسیله ذخیرهسازی اطلاعات |
۹ | USB Flash Drive | حافظه فلش USB |
۱۰ | Printer | چاپگر |
My laptop is very slow.
لپتاپ من خیلی کند است.
I need a new keyboard.
من به یک صفحهکلید جدید نیاز دارم.
The printer is not working.
چاپگر کار نمیکند.
یکی از اشتباهات رایج زبانآموزان، یکسان دانستن RAM و فضای ذخیرهسازی است.
RAM حافظهای است که کامپیوتر هنگام اجرای برنامهها برای نگهداری موقت دادهها استفاده میکند. اطلاعات معمولی موجود در RAM با خاموش شدن دستگاه از بین میروند.
در مقابل، Hard Drive برای نگهداری بلندمدت فایلها و برنامهها استفاده میشود. البته امروزه بسیاری از کامپیوترها بهجای هارددیسک سنتی از حافظه SSD بهره میبرند.
نرمافزارها برنامههایی هستند که به کامپیوتر امکان انجام فعالیتهای مختلف را میدهند.
وقتی از یک برنامه برای تایپ، ویرایش تصویر یا مشاهده فایل استفاده میکنید، با اصطلاحات نرمافزاری مختلفی روبهرو میشوید.
ردیف | اصطلاح انگلیسی | معنی فارسی |
|---|---|---|
۱۱ | Software | نرمافزار |
۱۲ | Operating System (OS) | سیستمعامل |
۱۳ | Application (App) | برنامه کاربردی |
۱۴ | File | فایل، پرونده |
۱۵ | Folder | پوشه |
۱۶ | Desktop | محیط دسکتاپ، میزکار |
۱۷ | Icon | آیکون، نماد |
۱۸ | Cache | حافظه پنهان، کش |
۱۹ | Screenshot | تصویر ثبتشده از صفحه |
۲۰ | Recycle Bin | سطل بازیافت ویندوز |
Please open the file.
لطفاً فایل را باز کنید.
I created a new folder.
من یک پوشه جدید ایجاد کردم.
Take a screenshot of the error.
از خطا یک تصویر از صفحه بگیر.
Software اصطلاحی کلی برای برنامهها و مجموعه دستورالعملهای کامپیوتری است.
اما Application یا App معمولاً به برنامهای گفته میشود که برای انجام فعالیت مشخصی توسط کاربر طراحی شده است.
برای مثال، مرورگر اینترنت و برنامه ویرایش عکس از انواع Application هستند.
بنابراین هر اپلیکیشن نوعی نرمافزار است، اما همه نرمافزارها لزوماً اپلیکیشن کاربرمحور نیستند.
Cache به محل ذخیره موقت اطلاعاتی گفته میشود که دسترسی سریعتر به آنها میتواند عملکرد سیستم یا برنامه را بهبود دهد.
برای مثال، مرورگرها ممکن است بخشهایی از صفحات وب را در حافظه کش نگهداری کنند تا هنگام مراجعه مجدد، همه اطلاعات از ابتدا دریافت نشود.
علاوه بر نام قطعات و برنامهها، یادگیری فعلهای کامپیوتری اهمیت زیادی دارد.
این فعلها در دستورالعملهای نرمافزاری، آموزشهای اینترنتی و مکالمات روزمره استفاده میشوند.
ردیف | فعل انگلیسی | معنی فارسی |
|---|---|---|
۲۱ | Click | کلیک کردن |
۲۲ | Double-click | دوبار کلیک کردن |
۲۳ | Right-click | کلیک راست کردن |
۲۴ | Drag and Drop | کشیدن و رها کردن |
۲۵ | Copy | کپی کردن |
۲۶ | Paste | جایگذاری کردن |
۲۷ | Cut | بریدن یا انتقال به حافظه موقت |
۲۸ | Save | ذخیره کردن |
۲۹ | Delete | حذف کردن |
۳۰ | Install | نصب کردن |
Click on the button.
روی دکمه کلیک کنید.
Copy the text and paste it here.
متن را کپی کنید و اینجا قرار دهید.
Don't forget to save your document.
فراموش نکنید سند خود را ذخیره کنید.
I installed a new application yesterday.
من دیروز یک برنامه جدید نصب کردم.
این سه فعل معمولاً هنگام ویرایش متن و مدیریت فایلها استفاده میشوند، اما کاربرد یکسانی ندارند.
Copy برای ایجاد نسخهای از متن یا فایل استفاده میشود، بدون اینکه نسخه اصلی بهخاطر عمل کپی حذف شود.
Cut معمولاً برای برداشتن محتوا از محل فعلی و آماده کردن آن برای انتقال به محل دیگر استفاده میشود.
Paste محتوای کپیشده یا بریدهشده را در محل جدید قرار میدهد.
برای مثال:
Cut the paragraph and paste it below.
پاراگراف را ببرید و در قسمت پایین قرار دهید.
بخش زیادی از فعالیتهای کامپیوتری به اینترنت مربوط میشود. هنگام جستجو در گوگل، ارسال ایمیل یا دانلود فایل، از اصطلاحات این گروه استفاده میکنیم.
ردیف | اصطلاح انگلیسی | معنی فارسی |
|---|---|---|
۳۱ | Browser | مرورگر اینترنت |
۳۲ | Search Engine | موتور جستجو |
۳۳ | Website | وبسایت |
۳۴ | Link (Hyperlink) | پیوند، لینک |
۳۵ | URL | نشانی اینترنتی |
۳۶ | Download | دانلود، دریافت فایل |
۳۷ | Upload | آپلود، بارگذاری فایل |
۳۸ | Wi-Fi | وایفای، فناوری شبکه بیسیم |
۳۹ | Cloud Storage | فضای ذخیرهسازی ابری |
۴۰ | Attachment | فایل پیوست |
Open the website in your browser.
وبسایت را در مرورگر خود باز کنید.
Please download the PDF file.
لطفاً فایل PDF را دانلود کنید.
I uploaded the photos to cloud storage.
من عکسها را در فضای ذخیرهسازی ابری بارگذاری کردم.
Check the email attachment.
فایل پیوست ایمیل را بررسی کنید.
این دو اصطلاح از پرکاربردترین واژگان کامپیوتری هستند، اما جهت انتقال اطلاعات در آنها تفاوت دارد.
Download معمولاً به دریافت فایل از اینترنت یا یک سیستم دیگر روی دستگاه شما گفته میشود.
Upload به ارسال فایل از دستگاه شما به یک سرور یا سرویس آنلاین اشاره دارد.
برای مثال، وقتی یک فایل آموزشی را از وبسایت دریافت میکنید، آن را Download کردهاید. اما زمانی که عکس خود را در یک وبسایت بارگذاری میکنید، از Upload استفاده میکنید.
Browser برنامهای مانند Google Chrome، Firefox یا Microsoft Edge است که برای مشاهده صفحات وب استفاده میشود.
اما Search Engine سرویسی مانند Google Search یا Bing است که به کاربران کمک میکند اطلاعات موردنظرشان را در وب پیدا کنند.
به زبان ساده، مرورگر ابزار باز کردن سایتهاست و موتور جستجو برای پیدا کردن صفحات و اطلاعات استفاده میشود.
هنگام ورود به حسابهای کاربری، نصب برنامهها و بررسی مشکلات سیستم، با واژگان مربوط به امنیت و مدیریت کامپیوتر روبهرو میشویم.
آشنایی با این اصطلاحات برای استفاده ایمنتر از اینترنت نیز مفید است.
ردیف | اصطلاح انگلیسی | معنی فارسی |
|---|---|---|
۴۱ | Username | نام کاربری |
۴۲ | Password | رمز عبور |
۴۳ | Log in | وارد حساب کاربری شدن |
۴۴ | Log out | خارج شدن از حساب کاربری |
۴۵ | Update | بهروزرسانی کردن |
۴۶ | Backup | نسخه پشتیبان، پشتیبانگیری |
۴۷ | Antivirus | آنتیویروس |
۴۸ | Malware | بدافزار |
۴۹ | Firewall | دیوار آتش، فایروال |
۵۰ | Error Message | پیام خطا |
Enter your username and password.
نام کاربری و رمز عبور خود را وارد کنید.
You need to update your software.
باید نرمافزار خود را بهروزرسانی کنید.
Always back up your important files.
همیشه از فایلهای مهم خود نسخه پشتیبان تهیه کنید.
An error message appeared on the screen.
یک پیام خطا روی صفحه نمایش داده شد.
عبارت Log in به معنی وارد شدن به یک حساب کاربری است. معمولاً برای ورود باید اطلاعاتی مانند نام کاربری و رمز عبور وارد کنید.
اما Log out به معنی خارج شدن از حساب کاربری است.
توجه کنید که Log in و Log out عبارتهای فعلی هستند، درحالیکه Login بهصورت یک کلمه بیشتر بهعنوان اسم یا صفت استفاده میشود.
پس از یادگیری واژگان، بهتر است آنها را در قالب جملات واقعی تمرین کنید.
جمله انگلیسی | ترجمه فارسی |
|---|---|
My computer is not working. | کامپیوتر من کار نمیکند. |
Can you help me install this program? | میتوانی کمکم کنی این برنامه را نصب کنم؟ |
The internet connection is slow. | اتصال اینترنت کند است. |
I can't open this file. | نمیتوانم این فایل را باز کنم. |
Please send me the link. | لطفاً لینک را برایم بفرست. |
I forgot my password. | رمز عبورم را فراموش کردهام. |
The file is too large to upload. | فایل برای آپلود بیشازحد بزرگ است. |
I need to update my computer. | باید کامپیوترم را بهروزرسانی کنم. |
این جملهها در محیط کار، دانشگاه و هنگام دریافت پشتیبانی فنی کاربرد دارند.
برای یادگیری بهتر اصطلاحات کامپیوتری، مکالمه زیر را مطالعه کنید.
Ali: My laptop is running slowly.
علی: لپتاپ من کند کار میکند.
Sara: Have you updated your operating system?
سارا: سیستمعاملت را بهروزرسانی کردهای؟
Ali: No, I haven't.
علی: نه، هنوز این کار را نکردهام.
Sara: You should install the latest updates.
سارا: بهتر است آخرین بهروزرسانیها را نصب کنی.
Ali: Should I back up my files first?
علی: باید اول از فایلهایم نسخه پشتیبان تهیه کنم؟
Sara: Yes, that's a good idea.
سارا: بله، فکر خوبی است.
در این مکالمه چند عبارت کاربردی مانند Running slowly، Operating system، Install updates و Back up files استفاده شده است.
یکی از بهترین روشهای یادگیری اصطلاحات کامپیوتری، تمرین آنها هنگام استفاده واقعی از دستگاه است.
اگر سطح زبان شما مناسب است، میتوانید زبان یکی از برنامههای آشنا را به انگلیسی تغییر دهید.
به این ترتیب، کلماتی مانند Save، File و Settings را در محیط واقعی مشاهده خواهید کرد.
کلمات مرتبط را در کنار یکدیگر یاد بگیرید. برای مثال، Copy، Cut و Paste را با هم تمرین کنید یا Download و Upload را در یک گروه قرار دهید.
این روش به درک تفاوت کاربرد آنها کمک میکند.
روی یک طرف کارت، اصطلاح انگلیسی و روی طرف دیگر معنی فارسی و مثال کوتاهی بنویسید.
برای مثال:
Front: Backup
Back: نسخه پشتیبان
Example: I made a backup of my documents.
من از اسناد خود نسخه پشتیبان تهیه کردم.
هنگام استفاده از کامپیوتر، کارهایی را که انجام میدهید به انگلیسی توصیف کنید.
برای مثال:
I'm opening a folder.
دارم یک پوشه باز میکنم.
I'm saving a file.
دارم یک فایل ذخیره میکنم.
با این روش، واژگان از حالت حفظی خارج میشوند و به بخشی از مکالمه شما تبدیل خواهند شد.
جای خالی جملههای زیر را با کلمه مناسب کامل کنید.
کلمات پیشنهادی: Browser – Password – Download – Keyboard – Backup – Upload
۱. I use a _____ to type messages.
۲. Please enter your _____.
۳. I want to _____ this file from the website.
۴. Google Chrome is a popular _____.
۵. I need to make a _____ of my documents.
۶. Please _____ your photo to the website.
سوال | پاسخ صحیح |
|---|---|
۱ | Keyboard |
۲ | Password |
۳ | Download |
۴ | Browser |
۵ | Backup |
۶ | Upload |
اگر پاسخها را درست نوشتهاید، سعی کنید با هر کلمه یک جمله جدید درباره فعالیتهای روزانه خود بسازید.
برچسبها
کیوان کاری
عاشق ساختن متنهای جذاب، ساده و سئو شده برای وب و دنیای دیجیتالم. کنار این کار هم همیشه در حال یاد گرفتن زبان انگلیسیام و سعی میکنم هر روز یه قدم جلوتر از دیروز باشم.
یادگیری زبان با فانگلیش، شیرینتر از عسله
همین حالا به بیش از ۴۰,۰۰۰ نفر که انگلیسی رو رایگان و جذاب یاد میگیرن ملحق شو