لغات انگلیسی مربوط به احساسات
نویسنده
کیوان کاری
02 آذر 1404
13 دقیقه مطالعه
احساسات بخش مهمی از زندگی روزمره ما هستند و تقریباً در هر مکالمهای درباره آنها صحبت میکنیم. وقتی میخواهید درباره خوشحالی، ناراحتی، نگرانی، علاقه یا عصبانیت خود صحبت کنید، باید کلمات مناسب را بشناسید. یادگیری لغات انگلیسی مربوط به احساسات به شما کمک میکند احساسات خود و دیگران را بهتر بیان کنید و مکالمههای طبیعیتری داشته باشید.
در این مقاله با مهمترین واژهها، صفات و اصطلاحات مربوط به احساسات در زبان انگلیسی آشنا میشوید و یاد میگیرید چگونه در موقعیتهای واقعی از آنها استفاده کنید.
برای شروع یادگیری لغات انگلیسی مربوط به احساسات بهتر است ابتدا با پرکاربردترین واژهها آشنا شوید. این کلمات در مکالمات روزمره بسیار استفاده میشوند.
کلمه انگلیسی | معنی فارسی |
Happy | خوشحال |
Sad | غمگین |
Angry | عصبانی |
Excited | هیجانزده |
Afraid | ترسیده |
Worried | نگران |
Surprised | متعجب |
Relaxed | آرام |
Tired | خسته |
Bored | کسل |
Love | عشق |
Hate | نفرت |
Hope | امید |
Fear | ترس |
Joy | شادی |
Stress | استرس |
Disappointed | ناامید |
Proud | افتخارکننده |
Confused | گیج |
Lonely | تنها |
مثال:
I am happy today.
ترجمه:
من امروز خوشحالم.
She feels sad.
ترجمه:
او احساس ناراحتی میکند.
احساسات مثبت شامل شادی، رضایت، امید، علاقه و آرامش هستند. برای بیان این حالتها در انگلیسی میتوانید از کلمات زیر استفاده کنید.
Happy: خوشحال
Joyful: شاد
Excited: هیجانزده
Relaxed: آرام
Satisfied: راضی
Proud: مغرور، افتخارکننده
Hopeful: امیدوار
Grateful: قدردان
مثال:
I’m really happy to see you.
ترجمه:
واقعاً خوشحالم که تو را میبینم.
I feel grateful for your help.
ترجمه:
از کمکت ممنون و قدردان هستم.
I’m excited about my new job.
ترجمه:
برای شغل جدیدم هیجانزده هستم.
برای صحبت درباره حالتهای مختلف روحی، باید شدت احساسات را نیز بشناسید. همه احساسات یک درجه ندارند.
Happy: خوشحال
Cheerful: شاد و پرانرژی
Delighted: بسیار خوشحال
Thrilled: بسیار هیجانزده
مثال:
I’m delighted with the result.
ترجمه:
از نتیجه خیلی خوشحالم.
Sad: ناراحت
Unhappy: ناراضی
Upset: ناراحت و آشفته
Disappointed: ناامید
مثال:
I’m upset about what happened.
ترجمه:
از چیزی که اتفاق افتاد ناراحتم.
Excited: هیجانزده
Surprised: شگفتزده
Amazed: متعجب
مثال:
I’m excited about the trip.
ترجمه:
برای سفر هیجانزده هستم.
احساسات منفی نیز بخش طبیعی زندگی هستند. برای بیان خشم، ترس یا نگرانی باید کلمات مناسب را انتخاب کنید.
Angry: عصبانی
Mad: عصبانی
Furious: بسیار خشمگین
Afraid: ترسیده
Scared: ترسیده
Nervous: مضطرب
Worried: نگران
Anxious: مضطرب
مثال:
I’m worried about the exam.
ترجمه:
من درباره امتحان نگرانم.
She is afraid of dogs.
ترجمه:
او از سگها میترسد.
He was furious after the argument.
ترجمه:
او بعد از بحث خیلی عصبانی بود.
برای صحبت درباره روابط عاطفی و احساس علاقه، کلمات مختلفی در زبان انگلیسی وجود دارد.
Love: عشق
Like: دوست داشتن
Care: اهمیت دادن
Miss: دلتنگ شدن
Favorite: مورد علاقه
Attracted: جذبشده
Close: نزدیک
مثال:
I miss my family.
ترجمه:
دلم برای خانوادهام تنگ شده است.
I really like this place.
ترجمه:
من واقعاً این مکان را دوست دارم.
I care about you.
ترجمه:
من به تو اهمیت میدهم.
سه کلمه Feel، Feeling و Emotion ممکن است شبیه به نظر برسند، اما کاربرد متفاوتی دارند.
Feel یک فعل است و برای بیان تجربه یک احساس استفاده میشود.
مثال:
I feel tired.
ترجمه:
من احساس خستگی میکنم.
Feeling معمولاً به یک احساس مشخص یا تجربه احساسی اشاره دارد.
مثال:
I have a strange feeling.
ترجمه:
یک احساس عجیب دارم.
Emotion بیشتر در موقعیتهای رسمی یا علمی استفاده میشود.
مثال:
Fear is a strong emotion.
ترجمه:
ترس یک احساس قوی است.
برای توصیف حالت افراد، بیشتر از صفتها استفاده میکنیم. این صفات به شما کمک میکنند درباره شخصیت و احساس دیگران صحبت کنید.
Calm: آرام
Kind: مهربان
Friendly: دوستانه
Nervous: مضطرب
Confident: بااعتمادبهنفس
Shy: خجالتی
Positive: مثبت
Negative: منفی
مثال:
She looks very happy.
ترجمه:
او خیلی خوشحال به نظر میرسد.
He seems nervous today.
ترجمه:
او امروز مضطرب به نظر میرسد.
برای یادگیری بهتر لغات انگلیسی مربوط به احساسات بهتر است هر کلمه را همراه با جمله یاد بگیرید، زیرا کاربرد واقعی آن را بهتر متوجه میشوید.
در مکالمات روزمره، افراد معمولاً احساسات خود را فقط با یک کلمه بیان نمیکنند، بلکه از عبارتها و اصطلاحات مختلف استفاده میکنند. یادگیری این عبارتها باعث میشود صحبت کردن شما طبیعیتر شود و بتوانید بهتر احساسات خود را توضیح دهید.
I feel great: احساس خیلی خوبی دارم.
I’m so happy: خیلی خوشحالم.
I’m excited about it: برای آن هیجانزده هستم.
I’m feeling good: احساس خوبی دارم.
I’m in a good mood: حال و هوای خوبی دارم.
مثال:
I’m in a good mood today because I finished my project.
ترجمه:
امروز خیلی سرحالم چون پروژهام را تمام کردم.
I feel terrible: احساس خیلی بدی دارم.
I’m not feeling well: حالم خوب نیست.
I’m a little upset: کمی ناراحتم.
I’m worried about it: درباره آن نگرانم.
I’m stressed out: خیلی استرس دارم.
مثال:
I’m stressed out because I have a lot of work.
ترجمه:
خیلی استرس دارم چون کار زیادی دارم.
برای اینکه بتوانید در مکالمه احساسات خود را بیان کنید، بهتر است چند جمله کاربردی را تمرین کنید.
I feel happy today.
ترجمه:
امروز احساس خوشحالی میکنم.
I’m feeling a little tired.
ترجمه:
کمی احساس خستگی میکنم.
I’m worried about my exam.
ترجمه:
من درباره امتحانم نگرانم.
I’m really excited for the weekend.
ترجمه:
برای آخر هفته خیلی هیجانزده هستم.
I’m disappointed with the result.
ترجمه:
از نتیجه ناامید شدم.
Don’t worry, everything will be fine.
ترجمه:
نگران نباش، همه چیز خوب میشود.
برای پرسیدن حال و احساس یک فرد میتوانید از جملههای زیر استفاده کنید:
How do you feel?
ترجمه:
چه احساسی داری؟
Are you okay?
ترجمه:
خوبی؟
What’s wrong?
ترجمه:
چی شده؟
Why are you sad?
ترجمه:
چرا ناراحتی؟
مثال مکالمه:
A: You look sad. What’s wrong?
ترجمه:
به نظر ناراحت میای. چی شده؟
B: I’m worried about my job.
ترجمه:
درباره کارم نگرانم.
A: Don’t worry. Everything will be okay.
ترجمه:
نگران نباش. همه چیز درست میشود.
سه کلمه Excited، Happy و Glad شباهت زیادی دارند، اما کاربرد آنها کمی متفاوت است.
Happy یک احساس عمومی شادی و رضایت را نشان میدهد.
مثال:
I’m happy with my life.
ترجمه:
من از زندگیام خوشحالم.
Glad معمولاً برای واکنش به یک اتفاق خوب استفاده میشود.
مثال:
I’m glad you came.
ترجمه:
خوشحالم که آمدی.
Excited زمانی استفاده میشود که همراه با شادی، انتظار و انرژی زیاد باشد.
مثال:
I’m excited about my vacation.
ترجمه:
برای تعطیلاتم هیجانزده هستم.
تفاوت ساده:
Happy:
یک احساس شادی معمولی
Glad:
خوشحالی از یک اتفاق خاص
Excited:
شادی همراه با هیجان و انتظار
این سه کلمه برای احساسات منفی استفاده میشوند، اما شدت و کاربرد آنها متفاوت است.
Sad یک ناراحتی معمولی را بیان میکند.
مثال:
I’m sad because my friend left.
ترجمه:
چون دوستم رفت ناراحتم.
Upset معمولاً زمانی استفاده میشود که یک اتفاق باعث ناراحتی یا عصبانیت شده باشد.
مثال:
She is upset about the problem.
ترجمه:
او از آن مشکل ناراحت است.
Depressed احساس ناراحتی شدیدتر و طولانیتر را بیان میکند و معمولاً در موقعیتهای جدیتر استفاده میشود.
مثال:
He feels depressed these days.
ترجمه:
او این روزها احساس افسردگی میکند.
نکته مهم:
در مکالمات روزمره بهتر است برای ناراحتیهای معمولی از Sad یا Upset استفاده کنید.
برای بیان عصبانیت نیز چند واژه مختلف وجود دارد.
رایجترین کلمه برای بیان خشم است.
مثال:
I’m angry with him.
ترجمه:
من از او عصبانی هستم.
در انگلیسی محاورهای، مخصوصاً در آمریکایی، Mad به معنی عصبانی استفاده میشود.
مثال:
She is mad at me.
ترجمه:
او از من عصبانی است.
Furious شدت عصبانیت بسیار زیادی را نشان میدهد.
مثال:
He was furious after hearing the news.
ترجمه:
بعد از شنیدن خبر خیلی عصبانی شد.
مقایسه شدت:
Angry: عصبانی
Mad: عصبانی (محاورهای)
Furious: بسیار خشمگین
برای بیان احساسات به زبان انگلیسی، فقط حفظ کردن کلمات کافی نیست. شما باید بدانید هر کلمه در چه موقعیتی استفاده میشود.
چند روش کاربردی برای یادگیری بهتر لغات انگلیسی مربوط به احساسات:
هر روز چند جمله درباره حالت روحی خود بنویسید.
مثال:
I feel tired today.
ترجمه:
امروز احساس خستگی میکنم.
I’m happy because I finished my work.
ترجمه:
خوشحالم چون کارم را تمام کردم.
به جای حفظ کردن یک کلمه، تفاوت شدت آنها را یاد بگیرید.
مثلاً:
Sad: ناراحت
Very sad: خیلی ناراحت
Heartbroken: دلشکسته
فیلمها و پادکستهای انگلیسی کمک میکنند بفهمید افراد واقعی چگونه احساسات خود را بیان میکنند.
مثلاً:
Worried: نگران
به جای حفظ کردن معنی، جمله بسازید:
I’m worried about tomorrow.
ترجمه:
من درباره فردا نگرانم.
این روش باعث میشود کلمات بهتر در ذهن شما باقی بمانند.
Excited
Angry
Lonely
Grateful
Confused
Excited: هیجانزده
Angry: عصبانی
Lonely: تنها
Grateful: قدردان
Confused: گیج
I’m very ___ because I won the competition.
a) Happy
b) Angry
She is ___ because she lost her phone.
a) Upset
b) Excited
I’m ___ about my future.
a) Worried
b) Glad
Happy
ترجمه:
من خیلی خوشحالم چون مسابقه را بردم.
Upset
ترجمه:
او ناراحت است چون تلفنش را گم کرده.
Worried
ترجمه:
من درباره آیندهام نگرانم.
یادگیری لغات انگلیسی مربوط به احساسات به شما کمک میکند در مکالمات روزمره احساسات خود را دقیقتر بیان کنید و صحبتهای دیگران را بهتر متوجه شوید. با شناخت تفاوت کلماتی مانند Happy، Excited، Sad و Angry میتوانید طبیعیتر انگلیسی صحبت کنید.
بهترین روش یادگیری این واژهها، تمرین با جملههای واقعی، مکالمه و استفاده روزانه از آنها است. با تمرین مداوم، بیان احساسات به انگلیسی برای شما ساده و روان خواهد شد.
برچسبها
کیوان کاری
عاشق ساختن متنهای جذاب، ساده و سئو شده برای وب و دنیای دیجیتالم. کنار این کار هم همیشه در حال یاد گرفتن زبان انگلیسیام و سعی میکنم هر روز یه قدم جلوتر از دیروز باشم.
یادگیری زبان با فانگلیش، شیرینتر از عسله
همین حالا به بیش از ۴۰,۰۰۰ نفر که انگلیسی رو رایگان و جذاب یاد میگیرن ملحق شو