دانلود فانگلیش به سطحی که می‌خوای می‌رسی
opinion

نظر دادن و نظر پرسیدن در انگلیسی (بخش اول)

مهم نیست به چه زبانی صحبت می‌کنید، تو هر زبانی و در هر موقعیتی که باشید، شما در حال نظر دادن یا پرسیدن نظرات دیگران برای انجام امور و همفکری هستید. با کمک همدیگه و بررسی ایده‌ها و نظرات دیگران، شما می‌تونید بهتر تصمیم بگیرید. در این مقاله اصطلاحات مربوط با این موضوع رو بررسی می‌کنیم.

Giving opinions

+What do you make of Mrs Nesbesth?

-She seems nice, and her old boss thought highly of her.

+نظرت در مورد خانوم نسبث چیه؟

-اون به نظر مهربون میاد و رئیس سابقش ازش راضی بوده.

+How was the film?

-I didn’t think much of it, to be honest.

+فیلم چطور بود؟

-اگه بخوام صادق باشم باید بگم که زیاد در موردش فکر نکردم.

+What do you think of the new doctor?

-Not much. For one thing, he’s a bit rude.

+But that’s beside the point, isn’t it? So long as he’s good at his job.

+نظرت در مورد دکتر جدید چیه؟

-همچین خوب نیست. یکی از دلایلش اینه که اون کمی گستاخ هست.

+اما این ربطی به موضوع نداره. درسته؟ نه تا وقتی که تو کارش ماهر هست.

+He’s the best politician we’ve got.

-Yeah, without a doubt.

+اون بهترین سیاستمداری هست که تا الان داشتیم.

-بله، بدون شک.

+Dogs are wonderful companions.

-Yes, I couldn’t agree more.

+سگ‌ها همراه‌های فوق‌العاده‌ای هستند.

-درسته، باهات موافقم.

+The government’s made a big mistake, as far as I’m concerned.

-Well, up to a point, but in the long run it won’t make any difference.

+دولت مرتکب اشتباه بزرگی شده تا اونجایی که خبر دارم.

-آره تقریبا اما نه کاملا. در دراز مدت فرق چندانی ایجاد نمیکنه.

opinion

در ادامه به بررسی معانی اصطلاحات و پاسخ‌های کوتاه به کار برده شده و همچنین موقعیت استفاده‌ی اون‌ها می‌پردازیم.

 

What do you make of sb/ sth? : what’s your impression of sb/ sth?

نظرت در مورد … چیه؟

Think highly/ a lot of sb/ sth: have a very good opinion of sb/ sth. OPP not think much of sb/ sth.

راضی بودن از چیزی یا شخصی

To be honest: used when telling sb what you really think.

اگه بخوام راستش رو بگم … .

For one thing: used to introduce one or more reasons for sth.

یکی از دلایلش … .

Without (a) doubt: used for emphasis to mean ” very definitely”.

قطعا، بدون شک

I couldn’t agree more: I strongly agree.

کاملا موافق بودن

As far as I’m concerned: used to introduce your own opinion about sth.

تا جایی که من اطلاع دارم.

In the long run: not immediately, but at a time in the future. SYN in the long term.

در طولانی مدت

Beside the point: not relevant to the thing being discussed.

ربط نداشتن به موضوع

Up to a point: to some degree but not completely.

تا حدودی، تقریبا

نظرت رو راجع‌به این مقاله بهمون بگو 🙂

اصطلاحات کاربردی و افعال عبارتی

2549 بازدید

آموزش زبانآموزش زبان انگلیسیاصطلاح به انگلیسیاصطلاحات انگلیسیاصطلاحات انگلیسی به فارسیاصطلاحات فارسی به انگلیسی ترجمهبیان نظرات به انگلیسیترجمه اصطلاحات انگلیسی به فارسیزبانزبان انگلیسینظر پرسیدن به انگلیسینظر دادن به انگلیسییادگیری زبان انگلیسی

فرهت فیروزهمشاهده نوشته ها

سلام فرهت هستم. مدرس زبان انگلیسی و مترجم و نویسنده! در کنار این‌ها، دانشجوی رشته‌ی علوم آزمایشگاهی هم هستم که علاقه‌ی شدیدی به کشف چیز‌های مختلف داره.

در بحث پیرامون مقاله شرکت کنید.

بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *