jobs

کلمات مرتبط با موقعیت‌های شغلی و رزومه‌نویسی

در این مقاله لغات مربوط به موقعیت‌های شغلی رو بررسی می‌کنیم. در این برهه از زمان بیشتر از هرموقع دیگه‌ای افراد جویای کار و مشکل کار و بیکاری وجود داره و قطعا دونستن زبان‌های مختلف، مخصوصا انگلیسی می‌تونه برای شما موقعیتی عالی فراهم کنه تا موقعیت‌های شغلی دلخواهتون رو بدست بیارید. به همین دلیل این مقاله رو نوشتیم تا با لغات مرتبط با موقعیت‌های شغلی و فرم‌های مرتبط با شغل آشنا بشید و بتونید از اون‌ها اگه خواستید تو رزومه‌تون استفاده کنید و بعضی کلمات رو انگلیسی بنویسید! (آخه کلاس داره!!)

 

CV (curriculum vitae) :سوابق کاری و تحصیلی، رزومه

Name: نام

Address: آدرس

Telephone number: شماره تلفن

Email address: آدرس ایمیل

Date of birth: تاریخ تولد

Nationality: ملیت

Marital status: وضعیت تاهل

Education: تحصیلات

Employment history: سوابق کاری

Leisure interests: علایق تفریحی در اوقات فراغت

Referees: معرف‌ها

Getting a job: گرفتن یک شغل

ad or advert (abbreviation of advertisement) : تبلیغات

Application form: فرم استخدام

Appointment: قرار ملاقات

CV (abbreviation of curriculum vitae) : رزومه

Job description: شرح وظایف شغلی

Interview: مصاحبه

Job offer/ offer of employment: پیشنهاد شغلی

Qualifications: مهارت‌ها‌ی فنی، ویژگی‌ها

to apply for a job: فرم پر کردن برای یک شغل

to accept an offer: قبول کردن یک پیشنهاد شغلی

to reject an offer or to turn down an offer: رد کردن یک پیشنهاد شغلی

to hire: استخدام کردن

Job: شغل

Career: حرفه

Part-time: نیمه وقت

Full-time: تمام وقت

Shift work: کار به صورت شیفتی

Temporary: موقتی

Contract: قرارداد

Permanent: دائمی

jobs

Starting date: زمان شروع کار

Notice period: مهلت اعلام پذیرفتن یا رد کردن پیشنهاد شغلی

Salary and benefits: حقوق و مزایای شغلی

Bonus: پاداش

Car allowance: هزینه‌ای مربوط به ماشین

Company car: ماشین از طرف شرکت

Health insurance: بیمه سلامت

Holiday pay: حقوق در روزهای تعطیل

Holiday entitlement: مرخصی گرفتن

Maternity leave: .مدت زمانی که یک زن حامله می‌تواند تا به دنیا آمدن بچه مرخصی بگیرد

Overtime: اضافه کاری

Paternity leave: .مدت زمانی که یک پدر برای مراقبت از زن باردار خود تا به دنیا آمدن بچه مرخصی بگیرد

Part-time education: تحصیلات نیمه وقت

Pension scheme or pension plan: برنامه بازنشستگی، حقوق بازنشستگی

Promotion: ترفیع شغل

Salary: دستمزد

Salary increase: افزایش دستمزد

Sick pay: .حقوقی که به فردی به دلیل بیماری قادر به کار نیست، داده می شود

Staff restaurant: کارکنان رستوران

Training scheme: دوره آموزشی، دوره کارآموزی

Travel expenses: هزینه های سفر

Wages: کارمزد، اجرت

Working conditions: شرایط کاری

Working hours: ساعات کاری

Types of worker: انواع کارکنان

Owner: مالک

Managing director: مدیر عامل

Director: سرپرست

Manager: مدیر

Boss: رئیس

Colleague: همکار

Trainee: کارآموز

Apprentice: شاگرد

Volunteer: داوطلب

Leaving employment: ترک کردن شغل

to fire: اخراج شدن

to get the sack (colloquial) : (اخراج شدن (عامیانه

to resign: استعفا دادن

to retire: بازنشسته شدن

Leaving date: تاریخ ترک کردن

Redundant: اخراج شدن، اخراجی

Redundancy: اخراج به دلیل عدم نیاز

Redundancy pay: پولی که بابت اخراج به فرد داده می شود

Retirement age: سن بازنشستگی

Able: قادر

Accurate: دقیق

Adaptable: سازگار

Adept: ماهر

Persistent: مداوم

jobs

Personable: باشخصیت

Proactive: فعال

Self-confident: اعتماد به نفس

Self-reliant: متکی به خود

Self-starter: خود راه انداز

Skilled: ماهر

Open-minded: روشنفکر

Organized: سازمان یافته

Outgoing: اجتماعی، برونگرا

Outstanding: برجسته

Passionate: پرشور

Perceptive: درخشان

Hard-working: سختکوش، زحمتکش

Committed: متعهد

Conscientious: باوجدان

Execute: اجرا کردن

Exhibit: نمایشگاه

Deliver: ارائه

Demonstrate: نشان دادن

Encourage: تشویق کردن

Ensure: اطمینان حاصل کردن

Earn: بدست آوردن

Aid: کمک

Appreciate: قدردانی

Assist: کمک کردن

Balance: تعادل

Believe in: باور داشتن

Budget: بودجه

Carry out: انجام دادن

Collaborate: همکاری

Communicate: ارتباط برقرار کردن

Consult: مشورت کردن

Contribute: مشارکت

Convey: انتقال

Cooperate: همکاری کردن

Coordinate: هماهنگ کردن

Owe: مدیون

Participate: شرکت کردن

pay attention: توجه کردن

perform: انجام دادن

Plan: طرح

Prepare: آماده کردن

Problem-solve: حل مشکل

Produce: تولید کردن

Provide: فراهم کردن

put up with: تحمل کردن

Recognize: تشخیص

راستی، می‌تونید مقاله‌ی دیگمون رو هم که در اون به معرفی اسامی انگلیسی شغل‌ها پرداختیم رو از اینجا ببینید.

Research: تحقیق، پژوهش

Resolve: حل کردن مشکل، برطرف کردن

Respect: توجه

Simplify: ساده کردن

Solve:حل کردن

stand out: برجسته شدن

امیدوارم شغل دلخواهتون رو داشته باشید!

 

امور خدماتیانگلیسی برای مشاغل

2510 بازدید

آموزش آنلاینآموزش زبانآموزش زبان انگلیسیزبانزبان انگلیسیشغلشغل به انگلیسیشغل ها به انگلیسیشغل ها به زبان انگلیسیکلمات انگلیسیلغات رزومه نویسیمشاغل به انگلیسیمعرفی شغل ها به زبان انگلیسییادگیری زبان انگلیسی

فرهت فیروزهمشاهده نوشته ها

سلام فرهت هستم. مدرس زبان انگلیسی و مترجم و نویسنده! در کنار این‌ها، دانشجوی رشته‌ی علوم آزمایشگاهی هم هستم که علاقه‌ی شدیدی به کشف چیز‌های مختلف داره.

در بحث پیرامون مقاله شرکت کنید.

بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *