دانلود فانگلیش به سطحی که می‌خوای می‌رسی
sisters funglish_app

اصطلاحات انگلیسی در رابطه با بالغ شدن| اصطلاحات با stay

صحبت کردن درمورد روابط خواهر و برادری و بزرگ شدن، می‌تونه جذابیت‌های خاص خودش رو داشته باشه. اگه این صحبت و مرور خاطرات به زبان انگلیسی باشه می‌تونه این جذابیت و شیرینی رو چند برابر کنه.

در این مقاله به بررسی این اصطلاحات می‌پردازیم.

When my mother gave birth to twins, I don’t suppose she knew what she was letting herself in for. Although I’m nothing like Elle, we were equally horrible, if she pulled my hair, I got my own back by hiding her favourite doll; she always burst into tears when I did that. And then we grew into even more difficult teenagers. We stayed out late, and were always getting into trouble at school for smoking, wearing make up, or just being lazy. Our poor mother tried to turn a blind eye to some of our behaviour, but it wasn’t easy. Then, by some miracle, we grew up. We’re both quite nice now!

وقتی مادرم داشت دوقلوها رو به دنیا می‌آورد، اصلا نمی‌دونستم که داره خودش رو درگیر چه کار سختی می‌کنه. هرجند من اصلا مثل اِلی نیستم. ما هردومون به یک اندازه وحشتناک بودیم. اگه اون موی من رو می‌کشید، من هم با قایم کردن عروسک مورد علاقه‌ش تلافی می‌کردم. و هر موقع این کار رو می‌کردم، گریه می‌کرد. و وقتی که بزرگ‌تر شدیم، نوجوان‌های دردسر سازی شدیم. تا دیروقت بیرون می‌موندیم و همیشه تو مدرسه بخاطر سیگار کشیدن، آرایش کردن و یا تنبلی تو دردسر می‌افتادیم. مادر بیچارمون همیشه از بعضی از رفتارامون چشم‌پوشی می‌کرد، اما آسون نبود. سپس به وسیله تقریبا یک معجزه ما بزرگ شدیم. الان هردومون بچه‌های خوبی هستیم.

sister funglish_app

در ادامه به بررسی معانی اصطلاحات به کار برده شده می‌پردازیم.

Give birth (to sb) : produce a baby

به دنیا آوردن بچه

Let yourself in for sth: involve yourself in sth that will probably be unpleasant or difficult.

درگیر کردن خود در کاری سخت

Nothing like sb/ sth: completely different from sb/sth (also not anything like sb/sth).

کاملا متفاوت از/ با…

Get your own back (on sb) : do sth unpleasant to sb in retyrn for sth unpleasant they did to you.

تلافی کردن

Burst into tears: suddenly start crying.

گریه کردن ناگهانی

Grow into sth: gradually develop into a particular kind of person.

بزرگ شدن، تبدیل شدن به

Get into trouble (for sth) : get into a situation in which you may be punished.

تو دردسر افتادن

Turn a blind eye (to sth) :pretend not to see or notice sth, usually sth bad.

چشم‌پوشی کردن از چیزی

Grow up: develop into an adult.

بزرگ شدن

اصطلاحاتی که با stay ساخته می‌شوند:

Stay out: continuing to be away from your home especially late at night.

تا دیروقت بیرون ماندن

Stay in: staying at home and don’t go out.

در خانه ماندن و بیرون نرفتن

Stay up: going to bed later than usual.

دیر خوابیدن، بیدار ماندن تا دیروقت

اصطلاحات کاربردی و افعال عبارتی

2535 بازدید

آموزش زبانآموزش زبان انگلیسیاصطلاح به انگلیسیاصطلاحات انگلیسیاصطلاحات انگلیسی به فارسیاصطلاحات خانوادگی به انگلیسیاصطلاحات فارسی به انگلیسی ترجمهترجمه اصطلاحات انگلیسی به فارسیخانوادهزبانزبان انگلیسییادگیری زبان انگلیسی

فرهت فیروزهمشاهده نوشته ها

سلام فرهت هستم. مدرس زبان انگلیسی و مترجم و نویسنده! در کنار این‌ها، دانشجوی رشته‌ی علوم آزمایشگاهی هم هستم که علاقه‌ی شدیدی به کشف چیز‌های مختلف داره.

در بحث پیرامون مقاله شرکت کنید.

بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *