دانلود فانگلیش به سطحی که می‌خوای می‌رسی
TRADE MARKET

یادگیری لغات انگلیسی و اصطلاحات بازار بورس

 در این روز‌ها که بازار بورس حسابی داغ هست، یادگیری لغات انگلیسی پیرامون بورس می‌تونه کمک زیادی به شما کنه!

در ادامه به بررسی لغات این بازار جذاب و چالش‌برانگیز می‌پردازیم.

Account: حساب

Broker: کارگزار

Buy: خريدن

Ask: نرخ خريد معامله گر و نرخ فروش کارگزار

Capital: سرمايه

Central bank: بانک مرکزی

Chart: نمودار

Illiquidity: رکود، کمبود نقدينگی

Index: شاخص

Indicator: نشانگر، انديکاتور

Inflation: تورم

Client: مشتری

Customer: مشتری

Asset: دارايی، نقدی و غير نقدی

Balance: تعادل

Volatility: ميزان نوسان و تغيير قيمت در يک بازه زمانی مشخص

Volume: مجموع حجم معاملات انجام شده در يک بازه زمانی مشخص

Wage: دستمزد، حقوق

Commodity: کالا

Consumer: مصرف کننده

Bull: گاو نر، نماد افزايش قيمت

Yield: بازده

Currency: ارز

Dealer: معامله‌گر

Decline: کاهش

Deflation: رکود

Demand: تقاضا

Demo account: حساب مجازی

Aggressor: مهاجم، خريدار معتقد به صعود قيمت‌ها

Anecdotal: شايعات وشنيده‌های غير رسمی

Anticipation: پيش‌بينی

TRADE MARKET VOCABULARY

Jobber: دلال يا کارگزار بورس

Close position: مسدود کردن معاملات در حال جريان

Deposit: .سپرده که توسط مشتري نزد کارگزار نگه داري می‌شود

Bull market: بازارصعودی

Counter party: طرف مقابل در يک معامله

Interest rate: نرخ بهره

Liquidity: نقدينگی

Buying the dips: خريد در قيمت کف بازار

Basis: کوچک‌ترين واحد تغييرات نرخ بهره

Fund: سرمايه، ذخيره

Fundamental analysis: تحليل بنيادی

GDP: توليد ناخالص داخلی

Fluctuation: نوسان وتغييرات نرخ

Bid: نرخ فروش معامله‌گر و نرخ خريد کارگزار

Trade: معامله کردن

Up trend: روند صعودی

Market trend: روند حرکت قيمت‌ها در بازار

Market view :پيش‌بيني روند حرکتی بازار

Turn over: .گردش مالی، به حجم معاملات اشاره دارد

Market maker: .کارگزاری که عرضه‌کننده قيمت‌هاست

Offer: نرخ پيشنهادی

Offset: جبران کردن

Break even point: نقطه سربه سر

Pace: جهش قيمت و حرکت آن در نمودار

Peak: بالاترين نرخ در نوسان

Performance: عملکرد، کارنامه معاملات

Pip: کوچک‌ترين حرکت در نرخ‌های معاملاتی

Price: قيمت

Rate: نرخ

Price transparency: شفافيت قيمت

Producer: توليد کننده

Property: مال و دارايی

Hedging: انجام معامله به منظور محافظت از خطر زيان در معامله‌ای ديگر

Institutional account: حساب موسساتی

Interbank market: .بازاری که از تبادل ارزها مابين بانک‌ها ايجاد می‌شود

Interbank rate: نرخ مبادله ارزدر بازار بين بانکی

Introducer broker: واسطه بين کارگزار و مشتری

ISM: شاخص مديريت عرضه محصولات کارخانه‌ای

Limit orders: دستور خريدي پايين‌تر از قيمت فعلی بازار و يا فروش در بالای قيمت جاری

Long position: .به حالتی گفته می‌شود که با خريد جريان معامله آغاز می‌شود

Margin: حاشيه امنيت

Market order: دستور انجام معامله

Market regulation: مقررات و قوانين حاکم بر بازار

Maturity: تاريخ تسويه حساب

Mini account: حساب کوچک

Monetary: پولی، مالی

Narrow: حرکت آهسته و کم‌حجم نرخ

Non durable goods: کالاهای کم‌دوام

One order cancel other: يک دستور معاملاتی مشروط

Overnight trading: معاملات شبانه

Political risk: عدم اطمينان از بازگشت سرمايه به احتمال اتخاذ تصميمات سياسی

Premium: دريافت کارمزد اضافه به دليل حجم بالاي سفارش مشتری

Resistance: .سطحی از قيمت که انتظار می‌رود در آن نقطه قيمت سقوط کند

Retail sale: خرده فروشی

Rumor: شايعه

Salary: دستمزد، حقوق

TRADE MARKET VOCAB

Settlement: تسويه يا تبديل فيزيکي ارزها به يکديگر

Sideways market: .بازاری که قيمت‌ها در محدوده‌ای باريک در حال نوسان هستند

Skeptical: حس شک و ترديد در هنگام معامله

Slippage: تغيير قيمت از زمان صدور فرمان معامله از سوی مشتری تا زمان اجرای آن توسط بروکر

Speculator: سفته باز

Spread: تفاوت بين قيمت خريد و فروش

Stock market: بازار سهام و اوراق بهادار

Stop loss order: دستور حد ضرر

Strengthen: افزايش قيمت يک ارز در مقابل ارزی ديگر

Support: .سطحی از قيمت که انتظار افزايش نرخ در آن وجود دارد

Supply: عرضه کردن

Survey: ارزيابی کردن

Swing market: .به بازاری گفته که قيمت‌ها مرتبا در حال نوسان باشند

Tax: ماليات

Technical analysis: تحليل رفتار قيمت با استفاده از اطلاعات موجود در نمودار، روندهای قيمتی و حجم معاملات

Tomorrow to next: معامله يک جفت ارز بدون بستن يا تسويه آن تا روز آتی

Two way price: نرخ‌های خريد و فروش برای يک جفت ارز

Talue date: تاريخ تسويه يک معامله لحظه‌ای

Tersus: .برای مقايسه يک ارز در برابر ارزی ديگر بکار می‌رود

Bar chart: نمودار نمايش نوسان قيمت در بازار های مالی

Base currency: .در هر جفت ارز، ارزی که ابتدا نوشته می‌شود

Appreciation: افزايش ارزش يک ارز در مقابل ارزی ديگر

Arbitrage: استفاده از تفاوت قيمت يک کالا در دو بازار مختلف

Brokerage fee: کارمزد کارگزار بابت ارايه خدمات معاملاتی

Budget deficit: کسری بودجه

Calendar: تقويم نشانگر زمان اعلام شاخص‌های اقتصادی

Call rate: نرخ بهره شبانه بين بانکي

Candlestick chart: نمودار نوسان قيمت موسوم به شمع ژاپني

Cash market: بازارخريد و فروش نقدی و فيزيکی ارزها

Cross rate: نرخ مبادله ارزهای فرعی

Currency risk: خطر ضرر وزيان ناشی از معاملات ارزها

Day trade: .معاملاتی که در يک روز کاری شروع و در همان روز پايان می‌يابد

Depreciation: کاهش، کاهش ارزش يک ارز در برابر ارزی ديگر

Divergence: واگرايی

Draft: حواله

Draw down: کاهش موجودی حساب در پی چند معامله ناموفق

Exchange rate: نرخ مبادلاتي دو ارز

Fall: سقوط، اشاره به نزول ارزش يک ارز در برابر ارزی ديگر

Floating exchange rate: سيستم نرخ ارز شناور

Forecast: .پيش‌بينی که به تغييرات نرخ‌ها می‌پردازد

Front and back office: دفاتر مديريت و پشتيبانی در نهادهای مالی

اداری و مالیانگلیسی برای مشاغل

4354 بازدید

idiomsآموزش آنلاینآموزش زبانآموزش زبان انگلیسیبازار بورسزبانزبان انگلیسیفانگلیشلغات بورسیادگیری زبان انگلیسی

بهاره شیخمشاهده نوشته ها

فارغ تحصیل کارشناسی زبان و ادبیات انگلیسی.

۱ دیدگاه

در بحث پیرامون مقاله شرکت کنید.

بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *