Discipline

انضباط شخصی در زندگی

جلسه قبل در مورد مدیریت مباحث تکراری زبان انگلیسی حرف زدیم. این هفته تصمیم گرفتم درباره موضوع انضباط شخصی چیست؟ صحبت کنم.

به فرایند کنترل احساسات و عواطف درونی برای غلبه بر ضعف ها و ترس ها، انضباط شخصی می گویند.

نظم در لغت به معنی آراستگی، انتظام، انضباط، ترتیب، سازماندهی، قاعده، قانون و نظام است.

اگر می خواهید به آن اهداف والایی که تعیین کرده اید برسید، باید درک چگونگی نظم و انضباط خودتان یک عنصر اساسی در دستور کار موفقیتان باشد.

اما خود نظم و انضباط چیز جدیدی نیست.

در حقیقت، خود نظم و انضباط هزاران سال است که مورد بحث است و توسط برخی از موفق ترین افراد جهان قهرمان مورد بحث قرار گرفته است.

آنچه افراد موفق فهمیده اند این است که نظم و انضباط دروازه رسیدن به اهداف خود است.

ارسطو:

ارسطو با اشاره به توانایی ما برای موفقیت در زندگی در هر کوششی، بیان دارد: “عادت های خوب در دوران جوانی ایجاد شده همه تفاوت ها را ایجاد می کند.”

ما نمی توانیم این عادات خوب را شکل دهیم بدون این که به توانایی خود در نظم و انضباط در اعمال و رفتارهای خود بپردازیم.

تئودور روزولت:

تئودور روزولت بیان دارد که: “با نظم و انضباط در خود، بیشترین چیز ممکن است.”

جیم روون:

جیم روون ادعا كرد: “نظم و انضباط پل ارتباطی بین اهداف و برجام است.”

 رابرت کیوساکی:

رابرت کیوساکی ادعا کرد که “اعتماد به نفس ناشی از نظم و انضباط و آموزش است.”

Discipline

انضباط را می‌توان وضعیتی تعریف کرد که:

چگونگی رخ دادن یا حاصل شدن یک رویداد یا نتیجه را در هماهنگی عناصر مرتبط شرح می‌دهد.

نظم چه در زبان چه در عمل یک فعل یا اسم مشتق نیست و فاعل و مفعول ندارد.

یک جریان تحولات بی‌هدف یا به عبارتی یک بی‌نظمی ممکن است به نتیجه‌ای منجر شود.

این نتیجه در پایان، نتیجه را با عنوان هدف نشان می دهد و جریان پشت‌سر گذاشته شده را منظم می کند.

تعیین درصد احتمال رخ دادن یک رویداد در احتمالات نیازمند تشخیص نظم احتمالی و هماهنگی با آن رویداد به واسطه بررسی رویدادهای وابسته پیش از رخ دادن آن رویداد خاص است.

در این باب نیازمند بی‌توجهی به رویدادهای مطلقاً نامرتبط دیگر هستید.

تنظیم یک سیستم به معنی:

نامنظم بودن حالت پیشین آن نیست بلکه یک تغییر حالت است که حالت قبلی برای وضعیت فعلی و حالت فعلی برای وضعیت قبلی منظم و هماهنگ نبوده‌اند.

از این رو نظم به صورت نسبی تعریف می‌شود و در برابر آن هرج و مرج یا بی‌نظمی قرار دارد.

نظم همچنین در جهان بینی دادار باوری با عنوان برهان نظم مورد بحث است.

پیشنهاد می کنم نظریه آشوب را مطالعه کنید:

نظریه آشوب یا نظریه بی نظمی و فراکتال

بگذریم از این بحث فلسفی زیبا.

حال در بین این بی نظمی و نظم جهان، ما چه نظمی باید داشته باشیم؟

راه های داشتن انضباط شخصی:

وسوسه ها را ترک کنید.

کنترل خود در اغلب موارد خصوصا، هنگام پیروی از گفته های قدیمی کمی دشوار است.

حذف همه وسوسه ها و حواس پرتی ها از محیط زندگی، اولین قدم اساسی در هنگام کار برای بهبود نظم و انضباط خود است.

اگر می خواهید روش غذا خوردن خود را کنترل کنید، غذای آشغال را دور بریزید.

اگر می خواهید تمرکز خود را هنگام کار بهبود بخشید، تلفن همراه خود را خاموش کرده و درهم و برهمی را از میز خود جدا کنید.

اگر واقعاً با مشکل روبه رو هستید، برای جلوگیری از وب سایت های پرتلاطم فیس بوک ، یوتیوب ، حتی از طریق ایمیل  برای مدت زمان مشخص دوری کنید.

گاهی لازم است.

خودتان را برای موفقیت تنظیم کنید.

به طور مرتب و سالم غذا بخورید.

مطالعات نشان داده اند که قند خون پایین، اغلب اراده فرد را تضعیف می کند.

هنگامی که گرسنه هستید، توانایی تمرکز شما رنج می برد زیرا مغز شما به بالا ترین پتانسیل خود عمل نمی کند.

گرسنگی تمرکز روی وظایف مورد نظر را دشوار می کند.

شما به احتمال زیاد احساس ضعف در کنترل خود در همه زمینه های زندگی دارید رژیم ، ورزش ، کار ، روابط …..

برای اینکه در مسیر خود قرار بگیرید، اطمینان حاصل کنید که در طول روز با تنقلات و وعده های غذایی سالم هر چند ساعت به خوبی تغذیه می شوید.

پزشکان اطمینان می دهند که همیشه با مقداری بادام، به نقطه تمرکز خود می رسید.

این میان وعده ها اطمینان حاصل می کنند که در صورت نیاز می توانم یک مقدار پروتئین و چربی های سالم را در طول روز دریافت کنم.

خوردن غذا اغلب قند خون را تنظیم می کند و مهارت و تمرکز در تصمیم گیری را بهبود می بخشد.

به مغز شما اجازه می دهید تا روی رشد اهداف و اولویت های خود تمرکز کنید.

صبر نکنید که احساس درستی داشته باشد.

بهبود نظم و انضباط خود به معنای تغییر روال عادی زندگی شماست که می تواند ناراحت کننده باشد.

چارلز دوگیگ، نویسنده کتاب قدرت عادت، توضیح می دهد که رفتارهای عادت در بخشی از مغز به نام گانگلیون ردیابی می شود.

بخشی از مغز که با احساسات، الگوهای و خاطرات مرتبط است.

از طرف دیگر، تصمیم گیری در قشر جلوی مغز، یک منطقه کاملاً متفاوت انجام می شود.

وقتی یک رفتار عادت می شود، ما از مهارت های تصمیم گیری خود استفاده نمی کنیم.

بنابراین، شکستن یک عادت بد و ایجاد یک عادت جدید نه تنها ما را به تصمیم گیری فعالانه می پندارد، بلکه احساسمان را به سمت اشتباه رهنمود می کند.

مغز شما در برابر تغییر (آن چه به عنوان برنامه ای دقیق ریزی شده است)، مقاومت خواهد کرد.

راه حل؟

اشتباه را در آغوش بگیرید.

خود را باور داشته باشید.
اشتباهات گذشته را بپذیرید، در پی بهتر کردنشان باشید.

 پاداش برای خودتان:

خود نظم و انضباط به معنای این نیست که خیلی جدی پیش بروید و یک گروهبان بر شما نظارت داشته باشد.

در حقیقت، گاهی انجام ندادن برنامه باعث ناامیدی شما می شود.

در حالی که تمرین خود کنترلی را انجام می دهید، استراحت و پاداش های خاص را برای خود اختصاص دهید.

 نظم و انضباط خود می تواند سخت باشد.

تلاش خود را با پاداش دادن بیشتر کنید.

زبان آموز مبتدی

2513 بازدید

آموزش زبانآموزش زبان انگلیسیزبانزبان انگلیسییادگیری زبان انگلیسی

ماندانا رجبیمشاهده نوشته ها

سلام من ماندانارجبی هستم. مدرس، نویسنده و مترجم زبان انگلیسی. زبان انگلیسی باعث میشه من دنیای جدید رو کشف کنم و در تحقیقاتم موفق تر باشم.

در بحث پیرامون مقاله شرکت کنید.

بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *